این فقط یه توییت بود. یه توییت ساده برای بیان بدبختیش از بردن خواهراش به کنسرت وان دایرکشن. اون عمرا فکر نمیکرد که کوچیک ترین عضو توییتشو جواب بده. مخصوصا اون هیچ وقت نمیتونست تصور کنه همه اینا باعث چی میشه.
لویی یه پسر عصبی و خشمگینه که اعتیاد به الکل داره و نمیدونه میخواد با زندگیش چیکار کنه ، هری دانشجوی رشته ی روانشناسیه که همیشه از لویی مراقبت می کنه و این چیزی بود که لویی نمیخواست، اما واقعاً بهش نیاز داره .
این فنفیکش ترجمه ی از اکانت @smileyourpretty هست و با اجازه ی خودش انجام شده . لطفا کپی نکنید
"اما هممون میدونیم که من میتونم هرکسیو عاشق خودم کنم"
"هاه، هرکسی؟"
لویی سرشو تکون داد.
"بیاین اینو با یک شرط بندی جالب ترش کنیم، من شرط میبندم که میتونم کسیو پیدا کنم که عاشق تو نشه"
"میدونی کی؟" استنلی به اطراف نگاه کرد تا اینکه چشمش به ی نفر خورد.
" اره "
"کی؟"
" هری استایلز "
--------------------------
هری اروم و ساکته، هیچوقت دردسری درست نمیکنه. اون دیگه نمیخواد مشکلی برای خانوادهی از قبل خراب شدهش درست کنه. هری حتی دوستی هم نداره چون نمیخواد کسی بدونه چه زندگی بدی داره!
لویی بچه پولداری که تو ناز و نعمت بزرگ شده با یه آلت تناسلی بزرگ! اون به معنای واقعی اون چیزو (دیکشو) توی هر کسی فرو میکنه تا چیزی حس کنه... هرچیزی! اون از دوست داشته شدن لذت میبره اما به نظر میرسه که تاحالا کسیو دوست نداشته.
بنابراین وقتی شرط بندی میشه لویی باید هری رو عاشق خودش کنه. و هری باعث میشه لویی بدون داشتن سکس های بی معنی چیز جدیدیرو حس کنه.
این فقط یک شرطبندی ساده بود...
🐈⬛ COMPLETED
هری یه پسر شیرینه و شهر جدیدی که بهش نقل مکان میکنه باعث میشه گربهی عزیزش حامله بشه، چند تا کینک مخفی داره، از همسایه بی ادبش منتفره و روحیهی کله شقش اونو به سمت کلی دراما میکشونه.
🐈⬛ SMUT, LOUIS TOP
🐈⬛ PERSIAN TRANSLATION
" جای شما اینجا نیست، عزیزم، چون هیچ همجنسگرایی تاحالا وجود نداشته و نخواهد داشت. تو فقط عقلتو از دست دادی. اما من نجاتت نمیدم؛ خودت رو نجات بده! "
____________________________________
سلام، این اولین تجربه ی من از نوشتن فن فیکشن تو واتپده و امیدوارم خوشتون بیاد.
این داستان در اصل ترجمه هست و نویسنده ی واقعی Jayme Dray هست.
____________________________________
بخش اول《 پرنسس داخل برج 》: چَپتر ۱ تا ۲۲
بخش دوم《 پرنسسی که توانایی پرواز داشت 》 : چپتر ۲۳ تا ۴۹
بخش سوم《 شاه به لاما🦙 تبدیل شد 》: چپتر ۵۰ تا ۶۹
بخش چهارم《 ملکه ی قلب ها ثابت شد 》: چپتر ۷۰ تا ۹۰
بخش پنجم《 شرور با یک دوک 》: چپتر ۹۱ تا ۱۰۰
بخش ششم《 نبرد برای پا ها 》: چپتر ۱۰۱ تا ۱۱۵
بخش هفتم《 اژدها، خر را دوست دارد 》: چپتر ۱۱۶ تا ۱۳۰
____________________________________
هشدار ❗❗
این داستان شامل صحنه های جنسی، خشونت گرافیکی و سناریو هایی است که میتواند یادآور حمله جنسی باشد. اگر نمیخواین این صحنه هارو بخونین به علامت ⚠️ دقت کنید.
لویی داره اخرین سال از کالج رو میگذرونه و قصد داره امسال رو به بهترین شکل ممکن تموم کنه.
ولی اون علاوه بر یه جفت کفش ورزشیش، ذهن پر از تیکه و طعنه ش و دوست صمیمی دلقکش، یه خانواده پیچیده، یه آینده نا معلوم و از همه بدتر یه دشمن فنا ناپذیر داره که زندگیش و جهنم کردن. البته اینکه یه جایی تبدیل به دشمن های 'با منفعت' بشن، توی برنامه ش نبود.
یا
جایی که لویی و هری به هیچ وجه دوست همدیگه نیستن، و فوتبال همه زندگی شونه.
[ this is not my story. all the rights to -isthatyoularry- on ao3 ]
Warnings :
- smut
هری و لویی دعوا میکنن. اون ها تمام مدت دارن با هم بحث میکنن، تا جایی که گاهی دختر ۵ سالشون هم نمیتونه باعث شه تا متوقف بشن. اون ها به طلاق نزدیکن، ولی یه بارداری غیرمنتظره، میتونه چیزی باشه که ازدواجشون رو نجات بده.
Mpreg
مترجم:
Dothewholenails
Eyasmin
Credit: Heartfullofharry
---
#Louis*1*
#wattpad*1*
#louistomlinson*1*
#harryandlouis*1*
#harrybottem*1*
#louistop*1*
[Completed]
"لویی نابیناست؛
اون طرفدار واندایرکشن یا درواقع فنِ هری استایلزه، و درست از لحظه ای که اونها همدیگه رو ملاقات میکنند زندگی لویی زیر و رو میشه..."
* * *
author ( on ao3) : sweetkisses
اشتباهات بزرگ...اشتباهات کوچک
هیچ معیاری نمی تواند بزرگی اشتباهاتمان را اندازه گیری کند.
کسی ک ه مرتکب به اشتباه شده باشد، مقصر است.
اگر تو مقصر باشی، من عاشقت می مانم...
اگر من مقصر باشم، تو پیشم می مانی؟
وضعیت: در حال آپدیت