+آقای پین، یا بچهی بوگندوتو از جلوی در خونهی من دور میکنی یا زنگ میزنم پلیس!!
Highest ranks: #1 in fanfiction and #1 in onedirection 💛❤
با احترام به لیام پین و تمام خاطرات قشنگی که بهمون هدیه داد.
+چند وقته تو آموزشی ای؟؟
-سه ماه!
یه پک به رول ویدش زد
+از اینکه منتقل شدی ناراحتی؟
-نه ولی دوست دخترم میگه خیلی از ما دوری!
+ما؟
-آره دیگه دوست دخترم حامله است!!
#1 in fanfiction
---------
Start : 28 jan 2018
Compelet: 19 july 2018
تو سرتا پا رفتن بودی
من در تردید آمدن
تو تمام رفتی و من هیچ نیامدم
بگذار خالی بماند وسعت میان ما
بهم نمیرسد دنیایی که تو در آن میروی و من هیچ نمی آیم
[translation]
"خیلی دوست دارم عزیزم"
"میدونم و منم دوست دارم.وتورو به حضرت عباس ، برو بخاب ."
■■■■■
فنفیکی از چت های زیام و یکمم بقیهی کاپل ها
4 in Fanfictions