° Vkook , kookv °
8 histórias
Leica de BTSIR7_FF
BTSIR7_FF
  • WpView
    Leituras 65,042
  • WpVote
    Votos 12,267
  • WpPart
    Capítulos 18
• Name : Leica 📷 • Couple : Vkook • Writer : Ziwon • Summary : یک دوربین! همه ی آنچه که سرنوشت برای گره زدن آن دو در سال ۱۹۵۱ نیاز داشت، یک دوربین بود و همه ی آنچه این گره را می گشود٬ جنگ؟ عاشقانه ای در دل جنگِ میان دو کره!🚢
Orang Blossom [Oneshot~Taekook] de sadixen
sadixen
  • WpView
    Leituras 499
  • WpVote
    Votos 65
  • WpPart
    Capítulos 1
قدم به رویایی رنگی، شیرین و حقیقی گذاشتن. جایی که بوسه ها عطر یاس میداد، نگاهشون به طعم شیرین پرتقال بود و لبخندهاشون به رنگ طلایی آفتابی که هرروز دست نوازش به سرشون می کشید... • Genre: Romance, Melodrama
Halloween Angel [Oneshot~Taekook] de sadixen
sadixen
  • WpView
    Leituras 508
  • WpVote
    Votos 74
  • WpPart
    Capítulos 1
- من فرشته ام. فرشته هالووینی... -آره... فرشته هالووینی من... صداها ساکت شده بودن و کلاس وحشتی دیگه وجود نداشت. اونجا قطعا براشون بهشت بود؛ بهشتی ترسناک و وسوسه انگیز... • Genre: School life, Smut, Romance, Fluff
Our Omega Leadernim! de katayoon_malik
katayoon_malik
  • WpView
    Leituras 1,796,644
  • WpVote
    Votos 238,700
  • WpPart
    Capítulos 213
کیم تهیونگ،لیدر ترسناک گروه،در واقع یه اومگاست که پنهانش کرده!برای 3 سال اون هویتشو به عنوان یه آلفا به خاطر ابرو از طریق داروهای شیمیاییه خاص جعل کرد.وقتی که داروها دیگه اثری ندارن و هورمونا دارن بهش غلبه میکنن،آیا اون تسلیم غریزش میشه؟
+mais 20
 SILENT | VKOOK de itsqzll
itsqzll
  • WpView
    Leituras 144,666
  • WpVote
    Votos 23,698
  • WpPart
    Capítulos 29
"هی جونگ کوک میشه لطفا باهام حرف بزنی؟" ''م_من هم_همیشه باهات ح_حرف میز_زنم ته ته'' چی میشه اگه پسر بد مدرسه، کیم تهیونگ، بخواد به جونگ کوکی که نمیتونه حرف بزنه کمک کنه؟ اما تهیونگ یه راز کوچولو داره... +این فیک روند اصلیش از پارت 7 به طور جدی شروع میشه و پر از سوپرایزه! پارتای اول بیشتر جنبه ی طنز و کیوت داره>~< خودم که خیلی باهاشون سافت شدم^~^ ژانر:رمنس_کیوت_فلاف_اسمات_کمدی_+18_مدرسه ای_اختلال چندشخصیتی #1ویکوک 1#تهیونگ #جونگکوک 1#بنگتن 1#cute 1#badboy 1#comedy 1#namjoon 1#jimin 1#bangtan 4#vkook
City Of Dead [Vkook AU] de Vantegod_
Vantegod_
  • WpView
    Leituras 163,437
  • WpVote
    Votos 26,428
  • WpPart
    Capítulos 13
"اون نيمه تاريكمو ديد و بهم گفت سياه رنگ مورد علاقشه"
Last Keeper + Season 3 updating 🔰 de maedeh1
maedeh1
  • WpView
    Leituras 91,109
  • WpVote
    Votos 18,406
  • WpPart
    Capítulos 109
خونه رو ترک کردم. تمام چیزی که اون روز با خودم داشتم کوله پشتی و تخته اسکیتم بود، به علاوه ی مبلغ نسبتا قابل توجهی پول که پدر بزرگم برام به ارث گذاشته بود. خوشبختانه سن قانونی در مورد وراثت تو کشور من 16 سال بود و وقتی دو ماه پیش پدر بزرگ ما رو ترک کرد پول نسبتا زود به حساب من واریز شد. بنابراین دیگه دلیلی نداشت که اونجا بمونم. بهتر بود از اون ساختمون بی روح که تقریبا 17 سال بهش می گفتم خونه می رفتم اون دو نفری که با عنوان پدر و مادر این چند سال بین دعواهاشون تلاش می کردن زندگی من رو هم کنترل کنن تنها می ذاشتم. از اونجا دور شدم بدون اینکه بخوام دوباره در این باره فکر کنم. بیرون از اونجا من آزاد بودم که که ایده هام رو به واقعیت تبدیل کنم برنده ی جایزه فیکشن سال در سال 95 توسط امپایر فیک
20 Ways To Die In Summer de maedeh1
maedeh1
  • WpView
    Leituras 27,799
  • WpVote
    Votos 5,745
  • WpPart
    Capítulos 33
چند نکته رو قبل از خوندن بدونید. 1.این داستان برای کسانی که سابقه ی مشکلات روحی، افسردگی، اختلال خوردن و ... دارن اصلا مناسب نیست. 2. داستان سال ها قبل نوشته شده و از پروفایل واتپد دوستم با اسم دیگه ای یه مدت گذاشته شده الان فقط در حال ویرایش شدنه و از اونجایی که به سبک شرقی نوشته نشده داستان رو طوری نوشتم که تو کانادا اتفاق میفته. اینکه بیشتر شخصیت ها شرقی ان یکم تو ذوق میزنه اما سعی کنید با این چیزها کنار بیاید. من دارم فقط سعی می کنم افراد بیشتری رو از گروه ها توی داستان جا بدم تا تعداد بیشتری از خوندنش لذت ببرن. 3. داستان کاپلیه اما دختر پسری هم داره پس لطفا با خواهش برای به وقوع پیوستن اتصال بین کاپل هاتون به پی.وی حمله نفرمایید. کاپل های اکسو و بی تی اس داره. 4. میخوام جبران هیتر هایی باشید که نوشتن رو برای نویسنده ها تلخ میکنن و آرامش کسایی که یک قدم با از بین بردن خودشون، روحی یا جسمی فاصله دارن. دوستتون دارم. میا.