Larry stylinson
41 kuwento
End Game (L.S) ni harold_iran
harold_iran
  • WpView
    MGA BUMASA 634,089
  • WpVote
    Mga Boto 88,775
  • WpPart
    Mga Parte 77
[ Completed ] من مرده بودم..... اما تو منو زنده کردی که خودت بکشیم.....
Our Destiny (L.S) ni Fff_Writer
Fff_Writer
  • WpView
    MGA BUMASA 1,173,759
  • WpVote
    Mga Boto 128,459
  • WpPart
    Mga Parte 134
"من اسمش رو گذاشتم.... . . . سرنوشتِ ما..."
How to be a criminal (L.S) (Completed) ni Partow_kh
Partow_kh
  • WpView
    MGA BUMASA 151,985
  • WpVote
    Mga Boto 26,329
  • WpPart
    Mga Parte 83
من دوست دخترمو کشتم و الان دارم ازت دزدی یاد می گیرم! Highest rank : #7 in fanfiction وارنینگ : حاوی اندکی معصومیت از دست رفته (سکچوال کانتنت خودتون)
Look at me [L.S] ni barry__s
barry__s
  • WpView
    MGA BUMASA 188,082
  • WpVote
    Mga Boto 34,975
  • WpPart
    Mga Parte 53
تو قلب دردِ منی تو باعثِ درد منی ولی من لذت میبرم از این درد.. منِ مازوخیسمِ لعنتی!! *Completed
+10 pa
He Was Blue ni Larry_hell
Larry_hell
  • WpView
    MGA BUMASA 280,312
  • WpVote
    Mga Boto 25,322
  • WpPart
    Mga Parte 49
.. -میدونی اولین باری که دیدمت چی توجهمو جلب کرد؟ سرمو تکون دادم.. برگشت و به پشتش خوابید.. بعد اینکه با ورنون از پیشم رفتین اولین چیزی که تو ذهنم جرقه زد این بود.. -OH he was blue.. لبخند زدم و چرخیدم سمتش.. -چشمات همون رنگ آبیه مورد علاقم بودن و تو همون لحظه که بهشون فکر کردم یه چیزی رو حس کردم که دوستش داشتم و بعد همینطور ادامه پیدا کرد..تااینکه اون شب از نزدیک چشماتو دیدم.. -کدوم شب ؟؟ سرشو برگردوند سمتو خندید.. -همون شبی که بوسیدمت..
You can be the Boss daddy  ni dea_d_writer
dea_d_writer
  • WpView
    MGA BUMASA 167,666
  • WpVote
    Mga Boto 17,701
  • WpPart
    Mga Parte 76
من بیهوشت کردم از نزدیک ترین آدم های زندگیت جدات کردم با چاقو روی بدنت نقاشی کردم و تو انقدر شکسته بودی که به هر حال عاشقم شی باید فکرش و میکردی که من از چیزی که به نظر میام خطرناک ترم... #1 Gangster #2 Louis Tomlinson #2 Stylinson #3 Larry #3 Larrystylinson #14 Harry Styles
EXPERIMENT (L.s) ni story_1d_larry
story_1d_larry
  • WpView
    MGA BUMASA 326,306
  • WpVote
    Mga Boto 45,517
  • WpPart
    Mga Parte 75
تنها گذاشتن فقط کاره یک انسان است.....اما من که انسان نیستم.....پس اینو تا آخرین روزی که نفس میکشی با خودت تکرار کن " من هیچ وقت تنهات نمیزارم". Finished✅✅ _________________ #experiment1#
Forever (Larry Stylinson) ni sima_jm
sima_jm
  • WpView
    MGA BUMASA 481,427
  • WpVote
    Mga Boto 50,950
  • WpPart
    Mga Parte 85
زندگی کردن تو دنیا یعنی سختی کشیدن... یعنی واسه به دست آوردن چیزی که بهش علاقه داری باید تموم تلاشت و بکنی... باید واسش بجنگی؛ چون دنیا بهشت نیست!! عشق، یعنی علاقه ی شدید! و من برای به دست آوردن کسی که عاشقشم، در برابر دنیا می ایستم... . . . بالاترین رتبه(فن فیکشن های فارسی) : #1
Just Hold On(completed) ni eileenmonro
eileenmonro
  • WpView
    MGA BUMASA 448,933
  • WpVote
    Mga Boto 51,147
  • WpPart
    Mga Parte 60
Larry+ziam از درد به خودش میپیچید و گریه های بچگانش تو کل اون کوچه ی تاریک طنین مینداخت.صدای خنده های اون آدمای مست هنوز تو گوشش بودن...آخه چرا از درد نمیمیره؟چرا این کابوسا تموم نمیشن؟آخه اون فقط یه پسر بچه کوچولوعه! ___________________________________ 💚💙👬 👬💛❤
Force And Hate(L.S/BDSM) ni nitara70
nitara70
  • WpView
    MGA BUMASA 686,033
  • WpVote
    Mga Boto 53,407
  • WpPart
    Mga Parte 87
هری لبای خشکش رو از هم باز کرد ولی صدایی ازشون خارج نشد.لویی گفت من یه قرارداد نوشتم تو اونو امضا میکنی و بعد منم اجازه میدم بهت غذا بدن و بعدشم میتونی بخوابی.نظرت چیه فرفری؟ هری دندوناش رو از خشم روی هم فشار داد.