ویژه‌ی مارول‌ فن‌ها
15 histoires
𝑇ℎ𝑒 𝐾𝑖𝑑 par DrunkyDante
DrunkyDante
  • WpView
    LECTURES 1,137
  • WpVote
    Votes 147
  • WpPart
    Chapitres 3
ثور و لوکی با عشق ازدواج می‌کنن. و در همون زمان، درجایی دیگه از دنیا، استیو و باکی برای همیشه از هم جدا میشن. چهارده سال بعد، وقتی ثور همسرش رو برای معاینه پیش دکتر استیو راجرز میبره، پیشنهاد هیجان‌انگیزی بهش داده‌‌میشه که نمیتونه فکر کردن بهش رو متوقف کنه. -ثورکی-استاکی- 🚩وارنینگ: امپرگ/ شیطان‌پرستی _________ Non of the Characters are mine. All the credits for the characters go to Marvel and Lucifer.
 sciencebros par _marvel___lovers_
_marvel___lovers_
  • WpView
    LECTURES 36,000
  • WpVote
    Votes 4,371
  • WpPart
    Chapitres 197
♡sciencebros♡
Living In Avengers Tower par CaptainTasha
CaptainTasha
  • WpView
    LECTURES 13,785
  • WpVote
    Votes 2,142
  • WpPart
    Chapitres 33
استیو هراسون از آسانسور بیرون پرید. تونی: استیو چیزی شده؟ استیو: می دونستی آسانسورت حرف میزنه؟ تونی: به برج اونجرز خوش اومدی پیرمرد... همه چی از اون روز شروع شد. روزی که تمام اعضای اونجرز تصمیم گرفتن بعد از این همه سختی کنار هم توی برج اونجرز زندگی کنن. حالا که با هم همخونه هستن غم ها و شادی هاشون با هم یکی میشه. اونا حالا یه خانوادن. یه خانواده خیلی بزرگ که هر کدوم از اعضاش از یه طرف جهان و از یه کشور اومدن. __ __ __ __ __ __ __ __ __ __ __ __ __ اینم یه داستان از زندگی توی برج اونجرز. همه لحظه ها وجود دارن. لحظه های فان و باحال. لحظه های تلخ و سخت. (دروغ گفتم. همش فانه😀) فقط حواستون باشه توی این داستان هیچ کس نمرده (و البته نمی میره.) به هر حال..... امیدوارم که خوشتون بیاد.😊
Snowflakes (SteveTony) par stony_land
stony_land
  • WpView
    LECTURES 22,520
  • WpVote
    Votes 3,155
  • WpPart
    Chapitres 48
دانه‌های برف...❄ دانه‌های برف داستان عشق اسطوره‌ای استیو راجرز، صاحب رستوران "آمریکا" و تونی استارک، پلی‌بوی ثروتمند و مالک کمپانی "صنایع استارک" هست که قراره توی نیویورک شکل بگیره... اون هم توی یک زمستان به یاد ماندنی و زیر دانه‌های جادویی برف... ✨👬💙💛 توجه: کاراکترها متعلق به من نیستن و به کمپانی مارول تعلق دارن.
fun time with avengers 2 (complete✔️) par captainharryedward
captainharryedward
  • WpView
    LECTURES 71,381
  • WpVote
    Votes 9,659
  • WpPart
    Chapitres 200
به بوك دوم فان تايم و دنياي زيبا و رنگارنگ شيپ هاي دوستداشتني خوش اومديد🙂 "اينجا لحظات خنده داري رو ميبينيد كه تو فيلم ازشون خبري نبوده😁" ❤️💛💚💙💜💗 ♥️Love Is Love ❤️ ❤️💛💚💙💜💖 and I die for ♥️Stucky♥️ ♥️Thorki♥️ ♥️Ironstrange♥️ captain ⚓️♥️🐍
fun time with avengers 3 (complete✔️) par captainharryedward
captainharryedward
  • WpView
    LECTURES 54,378
  • WpVote
    Votes 7,040
  • WpPart
    Chapitres 200
به بوك سوم فان تايم و دنياي زيبا و رنگارنگ شيپ هاي دوستداشتني خوش اومديد🙂 "اينجا لحظات خنده داري رو ميبينيد كه تو فيلم ازشون خبري نبوده😁" ❤️💛💚💙💜💗 ♥️Love Is Love ❤️ ❤️💛💚💙💜💖 and I die for ♥️Stucky♥️ ♥️Thorki♥️ ♥️Ironstrange♥️ captain ⚓️♥️🐍
fun time with avengers 1 (complete✔️) par captainharryedward
captainharryedward
  • WpView
    LECTURES 100,130
  • WpVote
    Votes 16,017
  • WpPart
    Chapitres 200
به بوك اول فان تايم و دنياي زيبا و رنگارنگ شيپ هاي دوستداشتني خوش اومديد🙂 "اينجا لحظات خنده داري رو ميبينيد كه تو فيلم ازشون خبري نبوده😁" ❤️💛💚💙💜💗 ♥️Love Is Love ❤️ ❤️💛💚💙💜💖 and I die for ♥️Stucky♥️ ♥️Thorki♥️ ♥️Ironstrange♥️ captain ⚓️♥️🐍
spider-man: home truth par mewrySH
mewrySH
  • WpView
    LECTURES 12,192
  • WpVote
    Votes 1,961
  • WpPart
    Chapitres 25
(کتاب اول-تمام شده) چی می‌شد اگه به جای زن عمو می و عمو بن، تونی استارک بود که سرپرستی پیتر پارکر رو به عهده می‌گرفت؟ زمانی که مری و ریچارد مجبور می‌شن به دلایل نامشخصی پیتر رو برای مدت کوتاهی پیش میلیونر خودشیفته، معروف به آیرون من بذارن، تونی استارک حتی نمی‌تونست تصور کنه زندگیش قراره برای همیشه عوض بشه! خیلی ممنونم از ایده های خوشگل @imyourrangerand13 برای این فف :)❤️
+22 autres
take my hand(ironstrang) par _marvel___lovers_
_marvel___lovers_
  • WpView
    LECTURES 43,839
  • WpVote
    Votes 5,926
  • WpPart
    Chapitres 94
ironstrange
GIFTED par raiinbow_boys
raiinbow_boys
  • WpView
    LECTURES 2,672
  • WpVote
    Votes 572
  • WpPart
    Chapitres 40
اسم: گیفتد(موهبت) خلاصه: «پارانویا.» اولش مطمئن بودم که این فقط یک خوابه. می دونستم چی واقعیه و چی نیست. چیز هایی رو که ذهنم از خودش در می‌آورد رو‌ می‌شناختم. فرق بین واقعیت و توهم رو می دونستم اما_ اما مدتی بعد همه چیز شروع به مردن کرد. گل های تازه‌ای که صبح می‌خریدم همین که عصر می شد پژمرده می شدن و کمتر از چند ساعت می مردن و می‌تونستم تاریکی که همراهش توی خونه می‌اومد رو حس کنم. چیزی اینجا درست نیست و من می تونم حسش کنم. من شاید متوهم باشم اما احساساتم نابغه ان. مرگ نزدیکه... ژانر: پارانورمال، رمزآلود شیپ داستان: اونستون/ استوکی شخصیت ها: تام هیدلستن، کریس اونز، الیزابت ماس، جیمز بردلی، جرد لتو، رُزاموند پایک، مارک شپرد، جسیکا لَنگ. آذر💚