i like...
73 histórias
°Little Problem° [Z.M] _ By Sara (Completed) de notevensara_
notevensara_
  • WpView
    Leituras 329,062
  • WpVote
    Votos 55,759
  • WpPart
    Capítulos 62
+آقای پین، یا بچه‌ی بوگندوتو از جلوی در خونه‌ی من دور میکنی یا زنگ میزنم پلیس!! Highest ranks: #1 in fanfiction and #1 in onedirection 💛❤ با احترام به لیام پین و تمام خاطرات قشنگی که بهمون هدیه داد.
Adventures Of A FanCat de mansurepotter
mansurepotter
  • WpView
    Leituras 45,830
  • WpVote
    Votos 8,227
  • WpPart
    Capítulos 18
با قر دادن دمم به سمت لویی رفتم و جلوش ایستادم. "میدونی لویی،شکسپیر میگه 'پندی از دیوانگان:دوست بدار و فراموش مکن ! ' " با چشمای درشت و خنگول کیوتش باز بهم نگاه کرد. چرا انقدر این خنگه ؟ "باشه باشه،میفهمم تو الان خنگ شدی و هیچی نمیفهمی.میدونی بومپل کلادیوس فوکینگ تاملینسون چی میگه ؟" ابروهاشو بالا انداخت. "میگه برو دنبال هری استایلز و اونو مال خودت کن.هه "
Autism de saba2079
saba2079
  • WpView
    Leituras 219,640
  • WpVote
    Votos 36,607
  • WpPart
    Capítulos 54
اون فقط اوتیسم داره.....
EXPERIMENT (L.s) de story_1d_larry
story_1d_larry
  • WpView
    Leituras 326,294
  • WpVote
    Votos 45,517
  • WpPart
    Capítulos 75
تنها گذاشتن فقط کاره یک انسان است.....اما من که انسان نیستم.....پس اینو تا آخرین روزی که نفس میکشی با خودت تکرار کن " من هیچ وقت تنهات نمیزارم". Finished✅✅ _________________ #experiment1#
Legionnaire(L.S) [Completed] de mahsaf79
mahsaf79
  • WpView
    Leituras 388,307
  • WpVote
    Votos 50,994
  • WpPart
    Capítulos 64
" دوتا زندگی واسم ساختی : زندگی فوتبالی ، زندگی پر از عشق"
Playboy L.S (Persian Translation) de Iam_writing_here
Iam_writing_here
  • WpView
    Leituras 326,208
  • WpVote
    Votos 35,742
  • WpPart
    Capítulos 47
من اسیرش شده م ؛ اون زیادی تو حرفه ش خوبه.. هری استایلز ⬅ پلی بوی فن فیکشن لری استایلینسون به همراه کمی زیام✌ داستان در پیج اینستاگرام larry_ff_translate هم آپ میشه Best rank : #2 in fanfiction
This House No Longer Feels Like Home (Persian Translation) de larents_iranff
larents_iranff
  • WpView
    Leituras 163,400
  • WpVote
    Votos 16,413
  • WpPart
    Capítulos 18
هرى و لويى ٢٠ ساله كه باهمن، كه هرى خيانت ميكنه، و لويى ميشكنه، و هرى يك سال مهلت داره تا ازدواجشون رو درست كنه.
《Unexpected Love~L.S/Z.M》 de bahar_payne2004
bahar_payne2004
  • WpView
    Leituras 87,086
  • WpVote
    Votos 11,939
  • WpPart
    Capítulos 46
"کی وقت کردی بشی تموم زندگیِ من؟" . . . 💢بوک ادیت نشده! LARRY ZIAM NEW COUPLE?;D Completed✔ #cover by:@prnynm
Calendar! |L.S| de Tarane28
Tarane28
  • WpView
    Leituras 29,941
  • WpVote
    Votos 5,905
  • WpPart
    Capítulos 17
جایی که لویی به طور یواشکی، عاشق یکی از هم کلاسی هاشه. و از روزی که اون رو برای اولین بار دیده، روز های سپری شده ی روی روزشمارش رو با خودکار سبز رنگ خط می‌زنه. ______ -دوستت دارم لو. آوای خارج شدن این سه تا کلمه از بین بوسیدنی ترین عضو صورتت، باعث میشه احساس کنم ضربان قلبم زیر سرِ تو در حال اوج گرفتنه. حتی اگه در این لحظه قلب من از حرکت بایسته، من به شکل یک روح میون پیچش موج های موهای نه چندان کوتاهت زمزمه میکنم: من هم دوستت دارم. 《برشی از متن داستان》 .Larry stylinson.
Russian Roulette [L.S] de Herawx
Herawx
  • WpView
    Leituras 12,234
  • WpVote
    Votos 1,639
  • WpPart
    Capítulos 6
خدا لبات رو ساخته برای بوسیدن و چشمات رو برای پرستیدن، دستات رو برای گرفتن و سرت رو برای بغل کردن...