We've updated our Content Guidelines.
Review the latest guidelines to keep sharing stories safely.
My love
44 stories
𝗧𝗼𝗰𝗸𝗮 | 𝐊𝐨𝐨𝐤𝐯 by ituhide
ituhide
  • WpView
    Reads 26,700
  • WpVote
    Votes 4,054
  • WpPart
    Parts 15
"- برای همین... به خودش که اومد پخش زمین شده بود. اگه با دستاش جلوی ضربه رو نمی گرفت، احتمالا سرش می شکست و در حالی که هنوز روی زمین بود، با دهانی باز اطراف رو نگاه کرد تا ببینه کار کی بوده. چان در حال خندیدن با دوستاش بود و سخت نبود که حدس زد کار کی بوده، ولی توی همون لحظه نگاه تهیونگ به شخصی که دو متر اون طرف تر ایستاده بود افتاد. جئون جونگ کوک به چان خیره بود و... عجیب به نظر می رسید. به عنوان آدمی که خودش توی اذیت کردن و حتی تلاش برای کشتن تهیونگ کم نذاشته بود، خیلی عجیب بهش نگاه می کرد. و بعد نگاهش برای لحظه ای به نگاه تهیونگ گره خورد. - نچ. فقط همینو گفت. اوه خدا. می خواست بکشتش. اون دیوونه لعنتی می خواد بکشتش. و بعد... همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد." 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐀𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧, 𝐒𝐦𝐮𝐭 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑰𝒕𝒖 𝑯𝒊𝒅𝒆 🚫[DO NOT COPY THIS WORK]🚫
🌺Blooms Melody🌺 by Black_Angel_2020
Black_Angel_2020
  • WpView
    Reads 481,571
  • WpVote
    Votes 85,064
  • WpPart
    Parts 91
کیم تهیونگ توی دنیای سیاه و سفیدی زندگی می‌کنه که فقط افرادی که نیمه‌ی گمشده‌شون رو پیدا کردن، قادر به دیدن رنگ‌ها هستن! دو نیمه فقط با لمس همدیگه و جریان الکتریسیته‌ی خوشایندی که بهشون موهبت رنگی دیدن می‌بخشه، از وجود هم خبردار می‌شن و جمعیت به قدری زیاده که پیدا کردن نیمه‌ی گمشده مدت‌ها طول می‌کشه. تهیونگ بعد از سال‌ها تلاش و ناکام موندن، قید پیدا کردن نیمه‌ش رو می‌زنه و ترجیح می‌ده کنج چهاردیواری خونه‌ش سینگل به گور بپوسه و تا آخر عمرش فن‌بوی شماره یک آیدول مورد علاقه‌ش بمونه و هر روز دست به دامن کائنات خودخواهانه آرزو کنه اون پسر نیمه‌ش رو پیدا نکنه! اما همه‌ی زندگی ساده‌ش با پا گذاشتن به فن‌میتینگ آیدولش زیر و رو می‌شه... 🥀 _اون روز برای اولین‌بار رنگ‌ها رو لمس کردم، همون روزی که شکوفه‌های عشق و بیماری، همزمان جسم و روحم رو در بر گرفت! 🥀 •••••••••••••••••••••••••• 🌺کاپل اصلی:کوکوی (متمایل به ورس«>~•») 🌺کاپل‌های فرعی: ❓❔❓ 🌺ژانر:هاناهاکی/ تاریخی / فانتزی / انگست / معمایی [Completed]
𝐇𝐀𝐈𝐑𝐎 by Dr_Runin
Dr_Runin
  • WpView
    Reads 362,368
  • WpVote
    Votes 41,113
  • WpPart
    Parts 34
«complete» جفت‌شدن با آلفای سیاه و داشتن مارک مرگبارش آخرین چیزی بود که کیم تهیونگ هیجده‌ساله از زندگیش می‌خواست؛ خبرنگار جوان وقتی برای ماجراجویی پاش رو داخل اون کلاب لعنتی گذاشت هیچ‌وقت تصورش رو هم نمی‌کرد قراره با جفت آینده‌اش مواجه بشه؛ جئون هاییرو، یاکوزایی که توی نگاهِ اول شیفته‌ی اون امگای مو فندقی شده بود.
Under Fang by ImLuna_moon
ImLuna_moon
  • WpView
    Reads 144,208
  • WpVote
    Votes 22,696
  • WpPart
    Parts 29
زندگی برای لونای قبیله‌ی ایلوث زمانی سخت شد که وُلگارا، انیگمای خشنی که آوازه‌اش بین قبایل پیچیده بود، حمله‌ی سختی بهشون کرد. از یک‌جایی به بعد، تهیونگ مجبور شد توی راز اون مرد شریک بشه. رازی که فاش شدنش مساوی با کشته شدن خودش و توله‌ی به دنیا نیومده‌اش بود. "_آره نیراشا، اگه قبول نکنی می‌کشمت. گردنت رو زیر دندون نیشم خرد می‌کنم و مطمئن می‌شم که رازم رو با خودت به گور ببری." Name: Under Fang (زیر نیش گرگ) Couple: Kookv Genre: Romance, Omegaverse, Mpreg, Forced Marriage, Enemies to Lovers, Historical, Smut Written by Luna🌙
Wild Orcid|Kookv by blumer83
blumer83
  • WpView
    Reads 18,873
  • WpVote
    Votes 2,362
  • WpPart
    Parts 10
نفرت، ریسمانی‌ که قلب‌ها رو در سیاهی به هم گره می‌زنه. فرمانده‌ای بی‌رحم و پسری که به اسارت گرفته. سیاه‌چال، صحنه‌ی رقص شکنجه و برملایی راز می‌شه. ارکیده وحشی قصه‌ی عشقی‌ که در دل تاریکی جوانه زده، در حالی که ترس از نابودی، مثل شبح، قلبِ فرمانده رو تسخیر کرده. ⛓️‍💥Genres: Romance, Omegaverse, Historical, Drama, Smut ⛓️‍💥Writer: @blumerdailyy
Peanut butter🥜[taekook] by Simieminiemoonie
Simieminiemoonie
  • WpView
    Reads 170,130
  • WpVote
    Votes 27,567
  • WpPart
    Parts 22
پینات باتر، لقب تهیونگِ آلفایی بود که همیشه‌ی خدا توسط یه عده گرگ خوشمزه، اینطور صدا زده می‌شد و به محض شنیدن این لقب، دندون‌هاش برای پاره کردن خرخره‌ی موجودات نمک‌ریز دورش تیز می‌شد. هیچ‌کس نمی‌دونست چی می‌تونست باعث بشه که آلفا با شنیدن لقب به اون بامزگی اینطور خشمگین بشه، به جز خودش که می‌دونست جفت حقیقیش، جئون جونگ‌کوکِ آلفا، پسری که تهیونگ بارها توی دانشگاه سعی کرده بود بهش نزدیک بشه اما پسر کوچیک‌تر به محض حس کردن بوی بادوم‌زمینی خام و تازه با یه نگاه به اطراف برای پیدا کردن منبع بو بدنش رو خارونده و محل رو ترک کرده بود، بیشتر از هرگرگ دیگه‌ای روی کره‌ی زمین به بادوم‌زمینی حساسیت داره. 🥜 ژانر: امگاورس، رمنس، طنز، اسمات زمان آپ: روزهای زوج - این فیکشن فقط اینجا و توی همین اکانت واتپد آپ شده و هیچ فایلی نداره. اگر جایی فایلی دیدید، سریعا ریپورت کنید چون بدون اجازه‌ی من فایل شده.
«𝐊𝐨𝐦𝐨𝐫𝐞𝐛𝐢|باریکه‌‌ای‌از‌نور✔︎» by Mtt_12
Mtt_12
  • WpView
    Reads 139,524
  • WpVote
    Votes 14,621
  • WpPart
    Parts 31
[ اتمام یافته⛔] 𝐅𝐢𝐜 𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝐊𝐨𝐦𝐨𝐫𝐞𝐛𝐢 𝐆𝐞𝐧𝐞𝐫: 𝐑𝐨𝐦𝐞𝐧𝐜𝐞, 𝐩.𝐥 𝐥𝐢𝐟𝐞, 𝐬𝐦𝐮𝐭🔞 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞:𝐊𝐨𝐨𝐤𝐯🧑‍🤝‍🧑 𝐔𝐩𝐓𝐢𝐦𝐞:_ 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: _𝐑𝐞𝐝𝐐𝐮𝐞𝐞𝐧⚜️
Blue Side [KookV] by Dkooktae
Dkooktae
  • WpView
    Reads 223,486
  • WpVote
    Votes 32,232
  • WpPart
    Parts 29
"آلفا در رو برام باز کن، خیلی درد دارم. چرا لباس‌هام رو درآوردی؟" "چون توی تمام سوراخ‌های لباست مواد پنهان کرده بودی، حسابی هم حرفه‌ای شده بودی نه؟" جونگ‌کوک با طعنه گفت و تهیونگ با بغض لب زد:"من و مسخره نکن." "به‌خاطر خریتت نازت رو بکشم؟ بگم عزیزم عیبی نداره که اول گند زدی به زندگی خودت و بعد تمام احساسات لعنتی من و زیر پاهای خوشگلت که حتی الان هم دوست دارم روی شونه‌هام باشه له کردی؟" Couple: KOOKV Genere: Omegaverse, Smut, Romance, Dark writer: Donya
The Boke Effect - Completed  by my_lavinia___
my_lavinia___
  • WpView
    Reads 58,238
  • WpVote
    Votes 7,452
  • WpPart
    Parts 74
─‌ The Bokeh Effect 🕯 ・Genre﹕Romance, Smut, Angust. ・OTP﹕VKOOK / KOOKV. ・خلاصه﹕ یه هنرمند میتونه عاشق هنر بشه. یه تماشاچی هم میتونه به هنر عشق بورزه. کیم تهیونگ خیلی وقته که عاشق هنره، ولی هیچ وقت فکرشم نمیکرد بتونه عاشق خالقش هم بشه. نه وقتی که از قبل عاشق یکی دیگه بود... ─‌ 𝘞𝘦𝘣𝘵𝘰𝘰𝘯 𝘛𝘢𝘦𝘬𝘰𝘰𝘬
𝐅𝐫𝐞𝐲𝐚 by theycallmeaiden
theycallmeaiden
  • WpView
    Reads 23,296
  • WpVote
    Votes 2,764
  • WpPart
    Parts 8
શ |•Nᴀᴍᴇ: Freya શ |•Gᴇɴʀᴇ: Romance-Omegaverse-Mpreg-Fluff-Smut શ |•Cᴏᴜᴘʟᴇ: KookV پـلـک‌های روی هم افتاده و مـژه‌هـای بلند و طـلـایی رنگـش که روی گـونــه‌هـای سرخ از خجالت پسرک سایـه انداخته بود، قطعه‌ای ظریـف و هنـری از ارزشمندترین خــزانـهٔ بهشتی به حساب می‌آمد. رایـحــه گرم و ملایـم گل‌های ادریـسـی تن امـگــا، شـکـم برآمده و عشق خالصی که در یکـا یـک نگاه‌های خالـصــانه‌اش خلاصه می‌شد... همه و همه مهر تاییدی بر دلیل پرسـتـش او بود. تهیونگ، بـتـی زیبا و مـعـبــودی لایـق برای پرستش بود. امگای ظریفی که که مانندش جایی بین افسـانـه‌های اسـاطــیـری رو به فراموشی سـوق پیدا کرده بود. تهـیـونـگ چیزی جز خدای کوچک و الهــه افسـانـه‌ای جونگ‌کوک نبود. تهیونگ، نامـی هـم رده با فـریــا، الـهـه‌ای از جنــس شـهــوت و زیـبــایـی بود!