ReyhanehMostafavi's Reading List
176 stories
not for sale by sahelzz
sahelzz
  • WpView
    Reads 20,832
  • WpVote
    Votes 796
  • WpPart
    Parts 14
این داستان،میتونم بگم یه داستان خیلی خیلی متفاوتِ به هیچ وجه شبیه فن فیکشنای عادی نیست و به عبارت دیگه ربطی هم به وان دایرکشن یا خیلی آیدل های دیگه نداره! داستان یک نوع پارادوکس بین عشق و اعتراض به تجارت انسان هست. فالوور های پیج من خیلی خیلی کمه و نود و نه درصد مطمئنم هیچکس نخواهد خوند و آپ کردن تقریبا بی فایده ست اما واقعا دوست دارم آپ کنم بعنوان اولین داستانم در واتپد و توصیه میکنم بخونین چون پشیمون نمیشین! از لحظه شکل گیری سوژه تا تایپ و پایان داستان،دو سال و نیم طول کشید و واقعا انرژی و زمان زیادی صرفش شده. داستان،درمورد دختری به اسم ناتالیاست که توی پرورشگاه بزرگ شده و علاقه و ایتعداد زیادی در زمینه موسیقی و هنر داره و همین باعث میشه گول بخوره و پاش به جایی باز بشه که هیچ ربطی به موسیقی و هنر نداره! هیچ خلاصه ای نمیتونه حتی گوشه ای از داستان رو توصیف کنه چون اتفاقاتی که میوفته قابل پیش بینی نیستن. امیدوارم کسی بخونه بای دِ وِی!
Life Game by rozhan_jh
rozhan_jh
  • WpView
    Reads 15,911
  • WpVote
    Votes 1,528
  • WpPart
    Parts 38
اسم من انجل فیتیس هست...ساکن منطقه ده، بدترین و افسرده ترین منطقه کشور(اخر الزمان) ... من از خانواده ام محافظت میکنم با تمام توانم ولی من چقدر میتونم دووم بیارم؟من زندگی رو پس زدم و اغوش مرگ رو پذیرفتم ولی زندگی کار اش با من تموم نشده بود و هنوز نقشه های کثیفی در راهم قرار داده بود...هری بین ادمهای قوی و دروغگو بود ولی نه مثل اونا.مثل فرشته ای در خانه شیطان.ولی هری هم مثل همه فرشته ها نابود میشه؟ایا این بازی هری رو از من میگیره؟...در دروغ ما عشق مانند گلی کوچک شکوفا شد و همه چی اروم بود ولی زندگی من اروم نیست.این کشورو قوانینش زنان را مثل فردی برای تولید مثل میدانند ولی من اینجا رو عوض میکنم.جنگ،خون،مرگ،شورش،اتش.من قوانین رو میشکونم و این کشور رو عوض میکنم من از پس تمام ادمها بر میام .ولی زندگی چی؟من از پس بازی زندگی بر میام؟خودمم نمیدونم.
Boss [Persian translation] by 1direction_ffiction
1direction_ffiction
  • WpView
    Reads 6,577
  • WpVote
    Votes 251
  • WpPart
    Parts 6
مالوری وایت یک دختر 20 ساله جوان، که تازه کالج رو تموم کرده و زندگی مستقل خودشو شروع کرده. کی میدونست که قراره انقدر سخت باشه؟ اون توی یک آپارتمان کوچک زندگی میکنه و فقط کمی از پولی که از پدر و مادرش گرفته بود براش باقی مونده، از وقتی که کالج رو تموم کرد شروع کرد به گشتن دنبال کار . وقتی که اون یه کار پیدا کرد، اون رئیس خودخواه و احمقش رو ملاقات کرد ... ولی شما میتونید هری استایلز صداش کنید . هری استایلز صاحب استایلز & امپایر، مردی با یک مقام ، زن باز. هری استایلز نمی تونه جلوی حس وابسته شدن به منشی جدیدش رو بگیره . اون حتی منشیش رو به یه گوشه اتاق میبره ولی آیا مالوری اینو میخواد؟؟
Good Years [Zayn Malik] by ImJoeyTribbianii
ImJoeyTribbianii
  • WpView
    Reads 10,690
  • WpVote
    Votes 1,614
  • WpPart
    Parts 52
همه اون فکت رو یادمونه که میگفت یه روز زین عاشق یه فن شد و اون فن چند هفته بعد مرد... ولی واقعیت چی؟ همین بود؟ ~دنیای شهرت به اون سادگی که میبینیم نیست~
bring me back to life by -nrgs_hp
-nrgs_hp
  • WpView
    Reads 452
  • WpVote
    Votes 116
  • WpPart
    Parts 11
"زندگی میکنم و به زنده ماندنم ادامه میدهم تا تقاص گناهی را بپردازم که تو مرتکب آن شدی"
Slave [ Zayn Malik ] by Thelilwolfie
Thelilwolfie
  • WpView
    Reads 6,716
  • WpVote
    Votes 588
  • WpPart
    Parts 7
من شگفت زده شدم وقتي اين زيبايي رو تو وجود همچين شيطاني ديدم.
 Everthing for sale by pegi_styles
pegi_styles
  • WpView
    Reads 1,788
  • WpVote
    Votes 225
  • WpPart
    Parts 21
Introduction زندگی همیشه اونجوری نیست که تو میخوای! تو قرار نیست همیشه از خواب پاشی،قهوه اتو بخوری،تلویزیون ببینی و خوش بگذرونی! یک روز بلاخره تمام اتفاقات روتین زندگیت از بین میره...اونوقته که باید پا بزاری رو تمام قوانینت!اونوقته که نیاز پیدا میکنی به یک همراه...
my dark angel 2 by Dba_Fh_OffiCial
Dba_Fh_OffiCial
  • WpView
    Reads 6,603
  • WpVote
    Votes 856
  • WpPart
    Parts 24
این داستان ادامه همون my dark angel توی پیج diba_1d هست که مجبور شدم اینجا بزارم
Criminal(zayn malik) by farsi_1d_fanfictions
farsi_1d_fanfictions
  • WpView
    Reads 15,809
  • WpVote
    Votes 1,425
  • WpPart
    Parts 34
تنها سرگرميش گذروندن زندگيش بود.اون توى وضعيتى بزرگ شده بود که به جز گذران زندگيش چيزى ياد نگرفته بود.هيچوقت هيچ احساسى به دنياى اطرافش نداشت ولى شايد اين فقط به اين دليل بود که دنيا هم واسش احساسى خرج نکرده بود. اون نميتونست قبول کنه ولى واقعيت زندگيش ايجاب ميکرد با احساسش کنار بياد. اون با چنگ و دندون بفکر نجات زندگيشه و اين عاقلانه ترين کار ممکنه. ﹏﹏﹏﹏﹏ هشدار:داستان داراى صحنه هايى هست که خوندنش براى همه مناسب نيست. ﹏﹏﹏﹏﹏ زين ماليک باربارا پالوين هرى استايلز مکس جورج لويى تاملينسون نايل هوران جيد فيروال ليام پين کايلى جنر نيتن سايکس
The room by kimiacherry
kimiacherry
  • WpView
    Reads 8,206
  • WpVote
    Votes 801
  • WpPart
    Parts 32
خوانواده استایلز لیلی دختر یتیم پرورشگاه رو به فرزندی قبول میکنن و بهش یه "اتاق" میدن و...