🔞راهنمای در بغلی🔞
یونگی قبول میکنه که مدتی با جیمین، دوست صمیمیِ برادر کوچک ترش، هم خونه بشه تا زمانی که پسر کوچکتر بتونه یه آپارتمان اجاره کنه.
اما چی میشه اگه جیمین در واقع یه اکانت پورن داشته باشه و یونگی هم فالوش کرده باشه؟!
⚠️هشدار: این فیک دارای تصاویر نامناسبه. اگه خوشتون نمیاد نخونید!!!
~~~~
• ژانر: اسمات، توئیتری
• کاپل اصلی: یونمین
• کاپل های فرعی: ویکوک، نامجین
• تاریخ شروع: 6 آپریل 2020
• وضعیت: در حال آپ
• کاور: @sarina_2p
جونگ کوک یه اکانت اینستا برای خواننده مورد علاقش داره.... نکته اینجاس که اون یه هارد استنه و فقط چیزایی پست میکنه راجب اینکه تهیونگ چه ددی کاملیه.... چه اتفاقی میوفته وقتی تهیونگ از اکانت اون با خبر میشه....؟
🔞اسمات....🔞
written by @arayofsunshine99
همه کیم تهیونگ رو میشناختن...
پسری که با همه دوست بود ولی کسی زیاد بهش نزدیک نمی شد...
پسری که همیشه بدنش پر از کبودی بود...
پسری که همیشه استین لباس هاش حتی انگشت هاشم می پوشوند...
و مهم تر از همه پسری که از همه بیشتر می خندید...
این داستان اونه...
داستان اون و پارک جیمینی که همه ی مرز ها رو زیر پا میزاره و به اون نزدیک میشه.
و بالاخره باور می کنه که...
افرادی که لبخندشون پر رنگ تره...
ناراحتی ها و غم هاشونم سنگین تره...
‼️‼️‼️‼️‼️‼️
⚠️ ⚠️⚠️⚠️⚠️warning:
این فیم به دلیل داشتن موارد زیر برای همه مناسب نیست:
خود آزاری (self-harm)
تجاوز (rape)
خودکشی(suicide)
افسردگی (depression)
خون (blood)
اگه با این چیزا مشکل دارید و اذیتتون میکنه لطفا از خوندن این فیک اجتناب کنید.⚠️⚠️⚠️⚠️
‼️‼️‼️‼️‼️‼️
Main Couple: Vmin (top jimin)
Genres: Angst - Romance
By: Rehy Otaku👽
__________•__________•__________
جونگ کوک به خاطر وصیت نامه مادرش که گفته بود باید تو یه فیلم گی بازی کنه، تصمیم میگیره داخل فیلم ( گی) که بهش پیشنهاد شده بازی کنه و موضوع وقتی جالب میشه که کوک نقش مقابلش رو میبینه و..........
خونه رو ترک کردم.
تمام چیزی که اون روز با خودم داشتم کوله پشتی و تخته اسکیتم بود، به علاوه ی مبلغ نسبتا قابل توجهی پول که پدر بزرگم برام به ارث گذاشته بود. خوشبختانه سن قانونی در مورد وراثت تو کشور من 16 سال بود و وقتی دو ماه پیش پدر بزرگ ما رو ترک کرد پول نسبتا زود به حساب من واریز شد.
بنابراین دیگه دلیلی نداشت که اونجا بمونم. بهتر بود از اون ساختمون بی روح که تقریبا 17 سال بهش می گفتم خونه می رفتم اون دو نفری که با عنوان پدر و مادر این چند سال بین دعواهاشون تلاش می کردن زندگی من رو هم کنترل کنن تنها می ذاشتم.
از اونجا دور شدم بدون اینکه بخوام دوباره در این باره فکر کنم. بیرون از اونجا من آزاد بودم که که ایده هام رو به واقعیت تبدیل کنم
برنده ی جایزه فیکشن سال در سال 95 توسط امپایر فیک
جیمین هیچوقت احساساتش رو با بقیه درمیون نزاشته بود - بجاش بد خط اونهارو روی کاغذ کوچکی مینوشت و توی جعبه کفش بنفشی پنهان میکرد. وقتی میفهمه که دیگه نمیتونه احساساتش رو پنهان کنه، بلاخره جرعت فرستادن اونها به معشوقه اش رو پیدا میکنه.
دونه دونه تا وقتی که توجه پسر رو جلب کنه.
نوشته شده توسط :: @/jinxnina
ترجمه شده توسط :: @/qzll_hn
خوش اومدین❤
توی این بوک میخوام بهترین سریالا با تم "گی" رو بهتون معرفی کنم.
از کشورای مختلفی قشنگ تریناشون رو جدا کردم وشخصا پیشنهاد میکنم که ببینینشون!
لطفا فالوم کنین تا سریالای بیشتری بهتون معرفی کنم بویس بویس❤