UnRead
115 stories
Answer Me | KookV by cjjasal
cjjasal
  • WpView
    Reads 2,106
  • WpVote
    Votes 461
  • WpPart
    Parts 4
کیم تهیونگ درست بعد از اخراج شدن از کارش و زمانی که فکر می‌کرد همه چیز تموم شده، با پیشنهاد غیرمنتظره‌ای از سمت یه مرد قدرتمند و سمج رو به رو میشه. ولی این ارزشش رو داشت که خودش رو تو دست‌های همچین مرد خطرناکی قرار بده؟ خبر فوری: مدیرعامل شرکت جئون تِک، جئون جونگکوک، تو مصاحبه‌ای اعلام کردن که بهترین حالت کیم تهیونگِ هنرمند، وقتیه که روی تخت اسمش رو با صدای بلند ناله می‌کنه. وقتی درباره‌ی این اظهار نظر جنجالی با گالری ونته تماس گرفتیم، پاسخ دادن که: «سرتون تو باسن خودتون باشه». منتظر اخبار بیشتر باشید. Name: Answer Me (With Your Gaze) Couple: Kookv. Genre: Romance, Smut. Translator: Asal. Author: rounoia. ___________________________________________ This is a Persian translation of a fanfiction by (rounoia), All credit goes to the original author. I'm only responsible for the translation.
Revenge (ترجمه) انتقام  by Agathaa1997
Agathaa1997
  • WpView
    Reads 6,579
  • WpVote
    Votes 725
  • WpPart
    Parts 24
✨این فیکشنی هستش که تو لیست پیشنهادات خود واتپد قرار گرفته تو ریدر لیست هایب تو حساب رسمی واتپد کیپاپ بوده✨ چطور ممکنه از یک دانشجوی پرستاری تبدیل بشی به زندانی یکی از بزرگ‌ترین زندان‌های کشور؟ چطور ممکنه خودتو توی سلولی پیدا کنی که بدنام‌ترین و ترسناک‌ترین زندانی اونجاست؟ چطور میتونی زنده بمونی وقتی تنها گزینه‌ات برای ادامه زندگی، زنده موندن توی اون زندانه؟ تهیونگ این سوال‌ها رو تقریباً روزی ده بار از خودش میپرسید. یه سلول سرد، تختی سخت، و یک هم‌سلولی دیوانه حالا تنها دوستان تهیونگ بودن. اون به جرم قتل برادرش محکوم شده و به زندان افتاده بود. با تهیونگ همراه شو در سفرش پشت دیوارهای بزرگ‌ترین زندان کشور. آیا تهیونگ میتونه اعتماد ترسناک‌ترین زندانی زندان رو جلب کنه؟ و آیا روزی از این جهنم بیرون میاد؟ داستانی سرشار از: عشق، خیانت، دشمنی، جلب اعتماد و همکاری عاشقانه ، دارک رومنس، اسمات
Prxy | پراکسی ᵃᵘ by Quiwel_
Quiwel_
  • WpView
    Reads 92,668
  • WpVote
    Votes 15,803
  • WpPart
    Parts 44
- اینکه بهت بگم ددی منو باتم می‌کنه؟ ‌‌ ‌- مگه قول ندادی وقتی از نزدیک دیدمت، مسخره‌بازی در نیاری؟ - همین‌که پاهات هنوز تو کفشته یعنی من جدی‌ام. - می‌خوام درحالی که کامل روی صورتم نشستی، با همین ‌ ‌دهن داغ لعنتی، بدون مکث برام بخوری! جونگکوک، پسری که توی کره‌ی شمالی، با قوانین سخت‌گیرش زندگی می‌کنه. اون که با کلی ریسک و دردسر به اینترنت جهانی وصل شده، با دختری از آمریکا ارتباط می‌گیره. ولی به‌محض قطع دوباره‌ی سرورها، مجبور می‌شه دنبال وی‌پی‌ان فروشی از چین بگرده. پسری به اسم وی که پولش رو می‌گیره و در می‌ره، به همین سادگی. کاپل: ویکوک ژانر: فیک‌چت، توییتر، کمدی، درام، رمنس، محدودیت سنی! نویسنده: حنان
⌠ Apocalypse², آخرالزمان ⌡ by Quiwel_
Quiwel_
  • WpView
    Reads 26,137
  • WpVote
    Votes 3,064
  • WpPart
    Parts 24
« آخرالــزمان; آخرین نبرد » ⋄‌ برشی از فیکشن: _هنوز یک چشمم رو دارم جونگکوک... هنوز هم می‌تونم ببینمت! - _ببین چه‌جوری با یه لمس داری می‌لرزی... پس ادعا نکن کسی جز من می‌تونه رامت کنه. _فکر کردی می‌تونی منو نگه داری؟ بذار نشونت بدم یه مرد واقعی، چطوری کنترل رو به‌دست می‌گیره! - _مشکی وقتی روی توئه خطرناک تره. _اونقدری که حتی نمی‌دونی حاضرم به‌خاطرت تا کجا برم. کاپل‌ها↵ ویکوک، نامجین ژانر↵ اکشن، دیستوپیایی، رمنس، مهیج، انگست، اسمات‼️ ‌ خلاصه فصل دوم↵ جونگکوک توی دنیایی از دروغ و توهم گرفتار شده. زندانی درون سازمانی که می‌خواست اون رو به یک شهروند مطیع تبدیل کنه. گروهش از هم پاشیده، و هرکدوم به سرنوشتی نامعلوم سپرده شدن. این میون دوتا انتخاب مرگبار قرار داره: تسلیم بشه و هرگز اون‌ها رو نبینه، یا وارد نبردی بشه که زنده بیرون اومدن از اون غیرممکنه. این فقط یک بازی قدرت نیست. اینجا، عشق، نفرت، خیانت و انتقام در هم پیچیده‌ن. وقتی حقیقت خودش رو نشون بده، دیگه هیچ‌کس همون آدم سابق نمی‌شه. ‌ تایم آپ↵ شنبه‌ها ساعت 21:00
⌠ Apocalypse¹, آخرالزمان ⌡ by Quiwel_
Quiwel_
  • WpView
    Reads 201,472
  • WpVote
    Votes 19,448
  • WpPart
    Parts 74
« آخرالــزمان; مردگان برمی‌خیزند » ‌| کامل شده | _تو از موتورم سواری گرفتی، درحالی که می‌تونستی خیلی راحت با صاحبش انجامش بدی، جوجه‌پلیس! _فکر می‌کنم به‌عنوان یک موتور سوار، بتونی راحت‌تر سواری بگیری، کیم! - _بهتره حواست به زبونت باشه، وگرنه توی بد دردسری میفتی. _من عاشق دردسرم عوضی، من رو از چی می‌ترسونی؟ -‌ جئون‌جونگکوک، افسری بی‌تجربه اما جسور که زیر غبار شهر جنگ‌زده و بمب‌خورده، هدفی جز مبارزه کردن نداره، خودش رو مقابل سردسته‌ی جیب‌برهایی می‌بینه که ‌به هیچ‌چیز جز موتورِ زیر پاهاش و سیگارهایی که دود می‌کنه، اهمیت نمی‌ده. اون‌ها نفرت رو داخل رگ‌هاشون حس می‌کنن، حتی با اینکه جنازه‌ها و ساختمون‌های درحال فروپاشی، زندگی‌شون رو تهدید می‌کنه. غرور، از نگاه‌های تند و تیز هردو مثل سایه‌ای روی شهر افتاده؛ اما درنهایت نگرانی‌ها و اتفاقات مرگبار، جنگ و گریز از دست جنازه‌های پوسیده، هردو پسر رو میون چنگالِ ناآشنای عشق گیر می‌ندازه. حالا جدالِ واقعی، بین قلبِ شیفته‌ی خلافکار و دلدادگی افسر، اتفاق میفته. ژانر ⤶ اکشن، انمیز تو لاورز، هیجان‌انگیز، عاشقانه، اسمات!
𝗗𝗲𝘀𝘂𝗹𝘁𝗼𝗿𝘆 by vk_dusk
vk_dusk
  • WpView
    Reads 59,692
  • WpVote
    Votes 5,039
  • WpPart
    Parts 21
• خـلاصـه: درست موقعی که با خودمون زمزمه می‌کنیم "دیگه از این بدتر نمی‌شه" صدای خنده‌ی تمسخرآمیز سرنوشت توی گوش‌هامون زنگ می‌زنه. حالا جونگ‌کوک هم توی اون موقعیت قرار داشت. یک شبه از دیوار بلند حقیقت به پایین پرت شد و اجباراً روی صندلی ریاستی که هنوز میزبان لکه‌های خون پدرش بود، نشست. حالا باید اون امپراطوری بزرگ رو اداره می‌کرد و به گرگ‌های زخمی و عصبانی مقابلش آرامش می‌بخشید؛ اما می‌تونست؟ می‌تونست با افراد پدرش که به‌خاطر گونه‌ی خاصش میون گرگ‌ها، مخالف امپراطوریش بودن و نقشه‌ی قتلش رو می‌چیدن، مبارزه کنه و همچنان روی صندلی ریاست بشینه؟! • بـرشی از داسـتان: - تو تبدیل می‌شی به عروسک خیمه‌شب‌بازیِ من و میون انگشت‌هام به حرکت درمیای. کاری رو می‌کنی که من می‌خوام، چیزی رو به زبون میاری که من می‌گم. حتی اجازه‌ی نفس‌ کشیدنت باید از بین لب‌های من صادر بشه. - و تو؟ تبدیل می‌شی به کسی که توسط یه عروسک خیمه‌شب‌بازی کنترل می‌شه. ⋄ 𝐍𝐚𝐦𝐞: Desultory ⋄ 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: KookV / VKook (Vers) ⋄ 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: Omegaverse, Crime, Smut, Harsh ⋄ 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: Silvana
𝗠𝗲𝗿𝗹𝗼𝘁 by vk_dusk
vk_dusk
  • WpView
    Reads 8,654
  • WpVote
    Votes 438
  • WpPart
    Parts 3
• خـلاصـه: شراب چندین ساله‌ی مسابقات رالی، قراره به‌محض دیدن پسری چشم‌وابرو مشکی هوس کنه اون رو برای یک شب روی تختش داشته باشه و البته به اینکه جئون جونگ‌کوک دوست‌دختر داره هیچ اهمیتی نمی‌ده؛ اما تمام ماجرا همینه؟! • بـرشی از داسـتان: - ماشین خوشگلی داری. + اگه روی صندلی عقبش برام زانو بزنی، خوشگل‌تر هم می‌شه. ▸ 𝐍𝐚𝐦𝐞: Merlot ▸ 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: VKook ▸ 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: Thriller, Racing, Smut ▸ 𝐔𝐩: Friday ▸ 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: Silvana
Forced sect (فرقه اجباری) by Demo___
Demo___
  • WpView
    Reads 26,672
  • WpVote
    Votes 4,284
  • WpPart
    Parts 34
خلاصه:تهیونگ پسری که همیشه به خاطره بنیه ی ضعیف و سو تغذیه ای که داشته،مورد آزار و اذیت و تمسخره بچه های مدرسه قرار میگیره اما هیچکدوم از اونها نفهمیدن چه زخمی رو روی روحش به جا گذاشتن. زخمی که ثمره اش ساخت ماده ای شد که زندگیش رو‌تغییر داد ... از روزی که جئون ها وارد زندگیش شدن همه چیز پیچیده تر از چیزی شد که فکرش رو میکرد و اونجا بود که زندگی برای اون به یک مکان مهیج و استرس زا تبدیل شد! هر دو‌ سعی در مخفی کردن رازهاشون داشتن اما چی میشه اگه خیلی ساده رازها فاش بشن؟ چطوری میتونستن جلوی سرنوشتی که داشت کنترلشون میکرد رو‌ بگیرن؟ ___________________________________________ _نظرت راجبه برادر جدیدت چیه؟ همین سوال یهویی برای شوک شدن تهیونگ کافی بود. واقعا چه جوابی باید به قیافه ی بشاش مادرش میداد...اون خیلی مرموز و عجیبه؟؟؟ وقتی به چشم‌ کورش نگاه میکنم میترسم؟؟ آهی تو فکرش کشیدو لبی تر کرد.همزمان که لباس هاش رو عوض میکرد؛لبخند فیکی زد و جواب داد: +خوبه!!عاممم فقط یکم اخلاقش خاصه همین..مطمئنا باهاش کنار میام...اره!!!.جونگ کوک‌ پسر خوبیه. _______________________ writer:Demo Couple:KOOKV،SOPE Genre: romance, sciencefiction,smut,dram,angst _______________________
𝐒𝐀𝐒𝐇𝐀 by Dr_Runin
Dr_Runin
  • WpView
    Reads 21,211
  • WpVote
    Votes 740
  • WpPart
    Parts 2
همسر سابق تهیونگ یه شیطان بود؛ شیطانی که مثل دیوانه‌ها کارآگاه جوان رو می‌پرستید هرچند که بوسه‌هاش بوی دروغ می‌داد و دست‌هاش آلوده به خون بود. وقتی تهیونگ واقعیت رو فهمید ازش طلاق گرفت و این کارش مرد رو دیوونه کرد؛ ولی بزرگ‌ترین اشتباهش رو دقیقاً زمانی مرتکب شد که تصمیم گرفت پسرشون رو بدزده و شبانه از کازان خارج بشه؛ آیا جئون کارتر قرار بود به همین راحتی از خطای همسرش بگذره؟ 
Kick Ass | Taekook by elicasso
elicasso
  • WpView
    Reads 1,149
  • WpVote
    Votes 317
  • WpPart
    Parts 6
«بزن بهادر» •‌ ژانر: عاشقانه، کمدی، امگاورس (دارای محدودیت سنی) •‌ کاپل: تهکوک (ویکوک/کوکوی) هیچ‌وقت یک آخرهفته و شام ساده نتونسته بود مغز تهیونگ رو از کار بندازه؛ ولی این پیوند، ساده‌ترین اتفاق‌ها رو هم برای تهیونگ تبدیل به پیچیده‌ترین مسائل دنیا می‌کرد. *** -‌ بنویس، وقت‌شناس. -‌ الان... الان داری از خودت تعریف می‌کنی؟ -‌ سوال درباره‌ی طرف مقابله. -‌ طرف مقابل برای تو خودتی؟!