{-Completed-}
"عزیزم؟"
صداش زدم، اما جوابی نگرفتم.
چشم بند رو برداشتم و دقیقا همون لحظه پردهها باز شد.
تنها یک چراغ روشن و روشن، مستقیم در جایی که من نشسته بودم منفجر شد.
حدود ده ثانیه لعنتی نتونستم چیزی ببینم، وقتی چشمام تنظیم شد، دیدم که دسته ای از مردم دارن به من نگاه میکنن.
من در استیج روی صندلی مقابلشون نشسته بودم، خدا میدونه چه تعداد از این افراد، نمایی از سینم که در معرض دید بود رو از زیر پیراهنم میدیدن....
#Jenlisa
|Completed|
جنی دختر میلیاردی که به معنای واقعی کلمه هر چیزی که می خواست رو داشت ، زیبا ، باهوش و تقریبا کامل!
اما او یک آدم ناسپاس بود.
از طرف دیگه لیسا کلاهبرداری بود که هر کاری برای بدست آوردن پول انجام میداد چون بدهی زیادی داشت!
چه اتفاقی می افته اگه این دو نفر همدیگه رو ببینن؟؟
JENLISA
|Completed|
"من-من دوست دخترتم."
"چی؟! چطور ممکنه؟"
جنی کیم برای سفر کاری شرکت به پیست اسکی یانگ پیونگ میره. لالیسا مانوبان، همکار و تحسین کننده مخفی جنی هم به این سفر میره.
بعد جنی با یه حادثه ناگوار روبرو میشه که باعث فراموشی موقتیش میشه و همه خاطراتشو از دست میده اما این شرایط فقط یه روز ادامه داره...
آیا لیسا از این فرصت استفاده میکنه تا بالاخره کنار جنی باشه؟
آیا جنی بعد از 24 ساعت خاطراتش رو به یاد میاره؟
Jenlisa
Translation
+18
ليسا منوبان يه دختر معمولى بود كه تازه درسش رو تو بوسان تموم كرده بود ، و وقتى به سئول برميگرده براى دنبال كردن آرزوهاش يه شغل آبرومندانه برا خودش دست و پا ميكنه.قبل ازينكه بوسان رو ترك كنه ، دوستش رزى اونو همراه خودش به يه پارتى شبانه ميبره ، اونا ميخواستن قبل ازينكه اونجارو ترك كنن يكم خوش بگذرونن، و بعد ليسا دخترى رو ميبينه كه شبش رو كاملا براش تغيير ميده، جنى كيم، كسى كه باهاش يه وان تايت استند رو ميگذرونه. ليسا مطمئنه كه ديگه اون دخترو ملاقات نميكنه، چون اولاً صبح بعدش به سئول برميگرده و دوماً خودشو از اون دختر پنهان ميكنه.ولى متاسفانه ليسا دوباره اون دختر رو توى سئول ميبينه . آيا دوباره ميتونه خودشو ازش قائم كنه؟ يا بهش اجازه ميده وارد زندگيش بشه؟
Originally Written By @jenlisaislifue
[Persian Translation]
داستان دختری که عشق زندگیش رو توی دریا پیدا کرد.
-.چشمات...عجیبن.
+.اوه..من باید برم...
کاپل اصلی=جنلیسا
کاپل فرعی=مینسونگ(استری کیدز)
ژانر=درام،اسمات،زندگی روزمره،پری دریایی،رمنس
نویسنده=yashgin:))
Best Ranks:
#1 جنلیسا
#1بلکپینک
#1 لیسا
#1جنی
#1مینهو
#1 jenlisa
#1 minsung
جنى كيم فكر ميكرد هرچيزى كه از زندگى ميخواست رو داره؛ شهرت، دوستاى عالى، و يه دوست پسره دوست داشتنى كه واسه قيافش ميشه غش رفت.
ولى چى ميشه اگه از يه كلاب گروگان گرفته بشه و بيدار بشه و يه دختر فوق العاده خوش قيافه كه اسمش ليساست رو ببينه، دخترى كه نه تنها باعث ميشه چيزايى رو حس كنه كه تاحالا هيچوقت حس نكرده، بلكه ادعا ميكنه يه خوناشامه؟
وقتى به دنياى بيرحمه تاريك از گذشته ها و رازهاى دردناك كشيده ميشه، آيا ميتونه ازش نجات پيدا كنه؟
[Persian Translation]
Translated By @envain
All Right goes to the original author.
در دنیای جادویی اژدها و تک شاخ ها و موجودات فرا طبیعی دیگه، جنی یک انسان جادوگر و لیسا یک اِلف(جن)، متوجه میشن که یه پیوند اسرار آمیز با هم دارن!
اونها سفر هیجان انگیزشونو شروع میکنن ... فقط برای اینکه بفهمن پیوند دیگه ای وجود داره که بینشون بوجود بیاد ...
داستانی دربارهٔ دیدار جنی و لیسا در سرزمینی جادویی، مبارزه با هیولاها و موجودات شیطانی، تحقق سرنوشت، نجات دنیا، و در آخر... به وجود اومدن عشقی فروزان!
✎:All Rights Goes To The Original Author!
بعد از اینکه حال جنی تو کنسرت بلکپینک در ماکائو بد میشه و استیج رو ترک میکنه،
لیسا متوجه میشه احساسات عاطفی و علاقه اش نسبت به جنی،
چیزی فراتر از دوستی عه..!
آیا جنی هم این احساس مشابه رو داره؟
وقتی یک فرشته از بهشت بیرون رانده میشه خائن و از دین برگشته صداش میکنن.
سه قوانین وجود داره که خائن باید رعایتشون کنه:
1-اسمش همیشه باید ناشناس بمونه.
2-هویت و ظاهر واقعیش همیشه باید پنهون باشه.
3-نباید در زندگی انسان ها دخالت کنه.
چی میشه اگه خائن، فرشته ای که بال هاش شکسته، با انسانی ملاقات کنه که قلب و روحش خرد شده؟
آیا بخاطرش قوانین رو زیر پا میزاره؟!
All Rights Goes To The Original Author: @iamhoshi13
لولیتا؛ نور زندگی من، آتش اندام جنسی من، گناه من، روح من، لو-لی-تا؛
نوک زبان در یک سفر سه گامی، از کام دهان به سمت پایین میاد و در قدم سومش، به پشت دندون ضربه میزنه.
لو.لی.تا.