Fave💙🌈
12 truyện
•Λsian BOҰ• bởi iamvdepp
iamvdepp
  • WpView
    LẦN ĐỌC 126,229
  • WpVote
    Lượt bình chọn 20,593
  • WpPart
    Chương 53
ل-هی آسیایی ز-ولم کن ! ل-انقد ازم فرار نکن !
granulated glass [L.S] bởi icallmaat
icallmaat
  • WpView
    LẦN ĐỌC 3,358
  • WpVote
    Lượt bình chọn 639
  • WpPart
    Chương 6
❌چند ماه آپ نخواهد شد❌ - تو، هریتِ از آسمون افتاده، حواستو جمع کن چون از این به بعد مـــــــن دشمن توئم. لویی هریت رو توی بغلش می‌گیره و تن داغ و کوچولوش رو به خودش فشرده جیغش رو با بوسیدن لب‌هاش خفه می‌کنه. - دیگه نبینم کس دیگه‌ای رو نگا کنیا، مسخره‌ی لوسِ زر زرو.
°Little Problem° [Z.M] _ By Sara (Completed) bởi notevensara_
notevensara_
  • WpView
    LẦN ĐỌC 331,051
  • WpVote
    Lượt bình chọn 55,858
  • WpPart
    Chương 62
+آقای پین، یا بچه‌ی بوگندوتو از جلوی در خونه‌ی من دور میکنی یا زنگ میزنم پلیس!! Highest ranks: #1 in fanfiction and #1 in onedirection 💛❤ با احترام به لیام پین و تمام خاطرات قشنگی که بهمون هدیه داد.
you are no more [L.S] bởi icallmaat
icallmaat
  • WpView
    LẦN ĐỌC 7,928
  • WpVote
    Lượt bình chọn 1,478
  • WpPart
    Chương 40
❌چند ماه آپ نخواهد شد❌ حتی اونی که من شده بودم فهمید ولی تو... اونی که تو شده بود و با نگاهش می‌پرستید، رقصشو تتو میزد تو مغزش، لبخنداشو زندگی می‌کرد، می‌بلعید، حتی با وجود مزه‌ی توی دهنت! چقدر اونی که من شده بود، من شده بود واقعا... چقدر دیدنِ من عجیب بود! عجیب بود اون حجم از عاشقی کردنو دیدن، حداقل برای من، منی که...
The foundation of deception [L.S|M.Preg] bởi icallmaat
icallmaat
  • WpView
    LẦN ĐỌC 16,846
  • WpVote
    Lượt bình chọn 3,648
  • WpPart
    Chương 30
[ آپ‌های نامنظم و طولانی] + من می‌خوام ببینمش! قلبش مچاله میشه. نمی‌دونه این بغضِ لعنتی از کجا سر باز زده، از کجا اصلا شکل گرفته که مدام داره حجیم و حجیم‌تر میشه، فقط... فقط می‌دونه که حاضره جهان رو تماما قتل عام کنه تا اون خوب باشه! اون، با چشم‌هایی که جاذبه‌ی سیاهچاله دارن براش. اون، با چشم‌هایی که حالا رگه‌های کوچیک سرخی توشون موج می‌زنه. اون، با چشم‌هایی که تیله‌هاش می‌لرزن و نگرانی ساطع می‌کنن. - بهت قول میدم که می‌بینیش. هر دومون می‌بینیمش... Our lives are covered in layers of lies and deception. What if these curtains fall? زندگی ما در لایه هایی از دروغ و فریب پوشیده شده است. اگر این پرده ها سقوط کنند چه؟
Calendar! |L.S| bởi Tarane28
Tarane28
  • WpView
    LẦN ĐỌC 29,977
  • WpVote
    Lượt bình chọn 5,905
  • WpPart
    Chương 17
جایی که لویی به طور یواشکی، عاشق یکی از هم کلاسی هاشه. و از روزی که اون رو برای اولین بار دیده، روز های سپری شده ی روی روزشمارش رو با خودکار سبز رنگ خط می‌زنه. ______ -دوستت دارم لو. آوای خارج شدن این سه تا کلمه از بین بوسیدنی ترین عضو صورتت، باعث میشه احساس کنم ضربان قلبم زیر سرِ تو در حال اوج گرفتنه. حتی اگه در این لحظه قلب من از حرکت بایسته، من به شکل یک روح میون پیچش موج های موهای نه چندان کوتاهت زمزمه میکنم: من هم دوستت دارم. 《برشی از متن داستان》 .Larry stylinson.
Flower boy  [L.S](Persian Translation) bởi PersianGayVodka
PersianGayVodka
  • WpView
    LẦN ĐỌC 67,547
  • WpVote
    Lượt bình chọn 15,684
  • WpPart
    Chương 85
[Completed] وقتی که هری اشتباهی وارد یه چت با چهار تا پسر دبیرستانی‌ای میشه، که هم مدرسه‌ای هستن. یا جایی که لویی از هری‌ با گل‌هایی در میان گیسوانش، خوشش میاد . Written by: @CarolAnnGladstone Translated by: @LoutheGolden & @P_mayne
NO LIMIT •|ziam|• COMPLETED bởi mayda_fanfic
mayda_fanfic
  • WpView
    LẦN ĐỌC 708,169
  • WpVote
    Lượt bình chọn 94,595
  • WpPart
    Chương 122
Highest ranking : #1 in fanfiction For more than four continuous months -داری محدودم میکنی! +نه... فقط دارم عاشقت میکنم. -نمیخوامش! +دست تو نیست... دست هیچکس نیست.
You're my masterpiece [L.s].[completed] bởi Beti_Tommo
Beti_Tommo
  • WpView
    LẦN ĐỌC 178,386
  • WpVote
    Lượt bình chọn 25,930
  • WpPart
    Chương 32
Larry+a little bit of ziam 👬 Strong language ⛔ Drug using🚫 Smut🔞 #1 in, onedirection لویی از زندگی بیزاره و هری عاشق زندگیه.... یا، داستان نویسنده ای که شیفته یه استریپر میشه و استریپری که عاشق یه نویسنده میشه.
Just Hold On(completed) bởi eileenmonro
eileenmonro
  • WpView
    LẦN ĐỌC 449,988
  • WpVote
    Lượt bình chọn 51,257
  • WpPart
    Chương 60
Larry+ziam از درد به خودش میپیچید و گریه های بچگانش تو کل اون کوچه ی تاریک طنین مینداخت.صدای خنده های اون آدمای مست هنوز تو گوشش بودن...آخه چرا از درد نمیمیره؟چرا این کابوسا تموم نمیشن؟آخه اون فقط یه پسر بچه کوچولوعه! ___________________________________ 💚💙👬 👬💛❤