love_1d_iran's Reading List
22 hikaye
Always There For You - Ziam Mayne tarafından senadorra
senadorra
  • WpView
    OKUNANLAR 29,618
  • WpVote
    Oylar 3,457
  • WpPart
    Bölümler 29
[ COMPLETED ] "بمون" زین ناامیدانه زمزمه کرد و لب هاشو به شقیقه ی لیام فشرد انگار میتونست دردی که داشت توی وجودش بیشتر و بیشتر میشد رو کم کنه. ولی اون نمیتونست و مهم نبود چقدر سخت تلاش میکرد، اون نمیتونست کاری کنه که لیام بمونه... • اخطار: این فنفیک ممکن است قلب زیام شیپر شما را به درد بیاورد :)) Original Larry fanfiction: Hoping This Cold Blue Water Scrubs Me Clean And Spits Me Out
far from love [Z.M]°•°[L.S] tarafından sunLAYower
sunLAYower
  • WpView
    OKUNANLAR 112,986
  • WpVote
    Oylar 17,088
  • WpPart
    Bölümler 75
- الان موقعیتش رو داری اونو بکش، اون قابل بخشش نیست + من نمیکشم چون کشتن بلد نیستم... ولی زجر دادن؟ این چیزیه که بیشتر از نفس کشیدن یادش گرفتم الانم میخوام صدای فریادتو موقع شکستن استخونات بشنوم... این همون موقعیتیه که از دستش نمیدم ------------- ♡ ژانر : عاشقانه، درام ♡ کاپل : زیام، لری ♡ روزهای آپ : یکشنبه ها
He Was Blue tarafından Larry_hell
Larry_hell
  • WpView
    OKUNANLAR 280,312
  • WpVote
    Oylar 25,322
  • WpPart
    Bölümler 49
.. -میدونی اولین باری که دیدمت چی توجهمو جلب کرد؟ سرمو تکون دادم.. برگشت و به پشتش خوابید.. بعد اینکه با ورنون از پیشم رفتین اولین چیزی که تو ذهنم جرقه زد این بود.. -OH he was blue.. لبخند زدم و چرخیدم سمتش.. -چشمات همون رنگ آبیه مورد علاقم بودن و تو همون لحظه که بهشون فکر کردم یه چیزی رو حس کردم که دوستش داشتم و بعد همینطور ادامه پیدا کرد..تااینکه اون شب از نزدیک چشماتو دیدم.. -کدوم شب ؟؟ سرشو برگردوند سمتو خندید.. -همون شبی که بوسیدمت..
Don't Forget Me [ L.S / Z.M ] tarafından Crz_K2
Crz_K2
  • WpView
    OKUNANLAR 9,615
  • WpVote
    Oylar 1,310
  • WpPart
    Bölümler 14
Larry & Ziam "اون چشه؟" سوالی که هرروز از خودم میپرسم!! میدونم که یه روز، جوابشو میفهمم...! . •| WARNING! : دارای مقادیر زیادی صحنه های خاص ؛) و شاید برای شما، آزار دهنده!!! [ +14 ^^ ] روند آپ : "فعلا" نامنظم _K2
Delusion [L.S] tarafından barry__s
barry__s
  • WpView
    OKUNANLAR 42,317
  • WpVote
    Oylar 8,708
  • WpPart
    Bölümler 26
تو،توت فرنگیِ منی و من شکلاتِ نعناییِ تو،که مجبور به دور شدنم. *Completed
chocolate angel [Z.M] tarafından i_Chocolate
i_Chocolate
  • WpView
    OKUNANLAR 30,892
  • WpVote
    Oylar 5,301
  • WpPart
    Bölümler 28
"تو فرشته شکلاتی زندگی منی" "نیاز دارم بغل بشم، بغلم میکنی؟" • شکلات هایی که هنوز خورده نشده بودن •
+10 tane daha
°Little Problem° [Z.M] _ By Sara (Completed) tarafından notevensara_
notevensara_
  • WpView
    OKUNANLAR 329,133
  • WpVote
    Oylar 55,788
  • WpPart
    Bölümler 62
+آقای پین، یا بچه‌ی بوگندوتو از جلوی در خونه‌ی من دور میکنی یا زنگ میزنم پلیس!! Highest ranks: #1 in fanfiction and #1 in onedirection 💛❤ با احترام به لیام پین و تمام خاطرات قشنگی که بهمون هدیه داد.
•|Harry's Mistake|• tarafından SheWasBornSoRare
SheWasBornSoRare
  • WpView
    OKUNANLAR 19,202
  • WpVote
    Oylar 908
  • WpPart
    Bölümler 8
سلامـ😌 سـاراح ام 16.5 سالهـ*_* ميتونمـ بگمـ يكي از بزرگتـرين لريـه هاي دنيـا💎 تاحالـا 38 نفرو توي دوشبـ لري شيپـركردمـ😶😂💜 چنلممـ جويـن شين👀 اولين و بهترين و كاملترين چنل حمايت از هري و پسرا @AngelHarryStyles👈🏻 من داستاناي نسبتا كوتاه يا طولاني از لري مينوسم با موضوع هاي خيلي خوب💓👁‍🗨 موضوعاش دپ و اسمات هست.. درحال جق زدن ي نظرهم بدين:")😂🍃 Instagram ID : @rutodr 📝
Russian Roulette [L.S] tarafından Herawx
Herawx
  • WpView
    OKUNANLAR 12,234
  • WpVote
    Oylar 1,639
  • WpPart
    Bölümler 6
خدا لبات رو ساخته برای بوسیدن و چشمات رو برای پرستیدن، دستات رو برای گرفتن و سرت رو برای بغل کردن...