من پارک چانیول ،تاپ آیدل کره، یه صبح بیدار شدم و دیدم اون رازی که به مدت ده سال سعی در مخفی کردنش داشتم، توسط ساسنگ فن نفرت انگیزم که به اسم BBH معروف بود فاش شده‼️
و اون راز چیزی نبود جز اینکه من یه گی لعنتیم💦🌝
اما این نکته افتضاح ماجرا نبود....💢
من تو مستی اون پسر روانی رو روی تخت خودم به فاک داده بودم و بکهیون فیلم رابطه هاتمون رو تو چنل یوتیوبش آپلود کرده بود🔥
و حالا باید تصمیم میگرفتم که ساسنگ فن بیست ساله شیطان صفتم رو بعنوان دوست پسرم معرفی و یا برای همیشه از صنعت سرگرمی خداحافظی کنم🛵✨
داستان زندگی بکهیون که در دفاع از خودش مرتکب قتل شده و چانیول کسی که چیزی برای از دست دادن نداره .
°•°•°•°•°•°•°•°•°•°
چاقو از دستهای لرزانش به زمین افتاد . نمیتونست نگاهش رو از چشمهای بازِ کسی که تا چند دقیقه ی قبل زنده بود، بگیره . کار تموم شده بود . تلاش کرده بود زخم رو با دستش مسدود کنه و جلوی خونریزی رو بگیره اما انگار چاقوی کوچیکش به یکی از رگهای اصلی برخورد کرده بود .
°•°•°•°•°•°•°•°•°•°
چانیول رییس یک کمپانی بزرگ به اختلال شدید OCD (وسواس) مبتلاست و به علت همین بیماری با وجود تمایل شدیدش تا به حال نتونسته با کسی رابطه ی جنسی داشته باشه .
از اونجایی که گرایش جنسی اون به جنس موافقه ، با راهنمایی های دکترش به این نتیجه میرسه که بهتره سکس رو از یک پسر باکره شروع کنه . پسری که مطمئنه سالمه و بیماری خاصی نداره . تا کم کم بتونه به ترسش غلبه کنه .
چانیول به دنبال یک پسر باکره میگرده اما پیدا کردنش آسون نیست . چون چانیول به دنبال عشق نیست و میخواد در ازای پرداخت پول مدت کوتاهی رو با اون پسر باشه . پیدا کردن یک هرزه ی باکره از اون چیزی که فکر میکنه سختتره خیلی سختتر .
تا اینکه یک شب در صفحات پورنی که تقریبا هر روز با اونها خودارضایی میکنه یک آگهی میبینه .
پسری که حاضر به فروش باکرگیش به مبلغ خیلی گزافیه .
توضیح : خلاصه ی داستان ممکنه خیلی سکسی و بالای هجده به نظر برسه اما در حقیقت شبیه به بقیه ی فیکهای منه و از حد معمول قرار نیست خارج بشه .
name:ugly fan and hot fucker
couple:chanbeak
Gener:🍓اسمات🔞،خشن،عاشقانه،فلاف
writet: maya^^
وضعیت:کامل شده☑️
قسمتی از فیک 🎄🎇⬇⬇
_تو خیلی زشتی بیون!❎
پارک چانیول تاپ آیدل معروف کره....کسی که بکهیون تا چشمش رو باز کرد عاشقش شد تو صورتش زل زد و با بی تفاوتی تمام این جمله رو تو صورتش کوبوند!
بکهیون با بغض دنده رو عوض کرد و تمام سعیش رو بر نلرزیدن صداش گذاشت.
_ببخشید قربان!💢
_البته میتونی جذاب باشی!
_چطوری؟
بکهیون خیلی سریع پرسید وچانیول پوزخند ترسناکی زد تو جاش تکیه داد و در مقابل نگاه ذوق زده بکهیون با سردی زمزمه کرد
_اگه بزنی کنار و اجازه بدی یه دل سیر کتکت بزنم... اون زخما میتونه جذابت کنه!💫💥
و لحظه بعد بکهیون به معنای واقعی کلمه قفل کرده بود...