جیمین به صورت مخفیانه توی لاکر کراش سال بالاییش نامه میذاره.
برای رو در رو صحبت کردن با کراشش زیادی خجالتیه.
[چپتر ها کوتاهن]
-جیمین: یه سال پایینی 15 ساله و
یونگی یه سال بالایی 19 ساله ست.
•ترجمه ی فارسی•
Credit: btswritings
نام فن فیکشن : سیاه چاله
کاپل ها : یونمین ، تهکوک ، نامجین
ژانر : جنایی ، رمنس ، اکشن ، هیجانی ، خشن ، سوپرنچرال
خلاصه :
زمانی بود که بی اهمیت به هیچ چیز و هیچ کس پاش رو روی سینه ی خوناشام ها میذاشت و بدون درنظر گرفتن اشتباهی که اون موجود مرتکب نشده با آرامش ماشه رو میکشید. ولی اکنون این شهرش است که رنگ بوی کثافت و غم رو گرفته و یونگی رو به خودش آورده. بی شک کار کردن برای سازمان G.PH (داروسازی ژنتیک) درحالی که تو لی ست قدرتمندترین های جهان است اما در زیرش آزمایشگاهی برای ربودن جون و خون خوناشام ها، انتخاب درستی نبود.
❌شاید داستان بخاطر معمایی بودن فیک کمی پیچیده بنظر برسه اما با جلو رفتن داستان و متوجه شدن کارکتر ها براتون ممکنه قشنگ بشه 😊
در افسانه ي يوناني،نرگس پسري زيباس كه از حيرت زيبايي خودش خشك ميشه و به گل تبديل ميشه!🥀
"توجه: من ايده ي اوليشو از يه فيك ديگه گرفتم ...!"
'پايان يافته
+ناركيسوس تلفظ تركي كلمه ي انگليسي Narcissus به معني گل نرگس هست!
**من فقط یه قاتل زنجیره ایم که فراریه،چه چیزی در موردش انقدر بده...کشتن منو خوشحال میکنه**
*پس تو یه ادم بدی که گنا...*
**گناه؟...داری به من میگی گناهکار؟**