🍁
11 stories
[] Let me be your fuckbody []  by Tired-boo
Tired-boo
  • WpView
    Reads 124,196
  • WpVote
    Votes 16,796
  • WpPart
    Parts 40
خیلی از آدم‌هایی که هر روز میبینیم، احتیاج به کمک دارن. همون‌هایی که بی‌تفاوت از کنارشون میگذریم. جین از همون آدمهاست. سال‌های عمرش رو اینجوری گذرونده و بهش عادت کرده. هیچکس حتی فکرش رو نمیکنه پسری که اوضاع مالی خوب و صورت خندونی داره چه چیزهایی رو میتونه پشت سر گذاشته باشه تا زمانی که نامجون یک حدس‌هایی میزنه و همه چیز عوض میشه. ________________ Main couple: Namjin Side couple: Vkook, Yoonmin Writer: Tired-boo
°• Sea angel •° by nyx_cottage
nyx_cottage
  • WpView
    Reads 75
  • WpVote
    Votes 8
  • WpPart
    Parts 4
《 من خیلی وقت پیش مرده بودم. تو بهم زندگی دادی تا بعد اون‌طوری که دلت می‌خواد، نابودم کنی... 》 • خلاصه: ۲۶ دسامبر ۱۹۹۰. طی تماسی از ایتالیا با اداره پلیس مرکزی سئول و اعلام مفقودی جئون جونگکوک، تیم پلیسی در شهر آندونگ برای یافتنش تشکیل می‌شه. جئون جونگکوکِ ۲۱ ساله، دو رگه‌ی کره‌ای-ایتالیایی و دانشجوی نقاشی آکادمی هنرهای زیبای فلورانس، برای نقاشی از قدیمی‌ترین معبد بودیسم کره، راهی اون کشور می‌شه؛ سفری که بازگشتی در پی نداره و تیم پلیس رو در تلاش برای یافتنش، به کوهستان مملو از برف و خونه‌ی سنگی و تاریک اون حوالی می‌کشه. • ژانر: درام. روان‌شناسی. رمنس. • کاپل: ویکوک. • نویسنده: Nyx • تاریخ انتشار: 7.11.21 • تایم آپ: جمعه‌ها، شب. • داستان دارای محدودیت سنی ۱۸+ هست. لطفا رعایت کنید، در غیر این صورت، نویسنده مسئولیتی برعهده نخواهد داشت. •
𝐏𝐀𝐈𝐍! by haniearmy
haniearmy
  • WpView
    Reads 1,875
  • WpVote
    Votes 348
  • WpPart
    Parts 12
تهیونگ پسری که از بیماری چند شخصیتی رنج میبره بعد از چهار سال دوری از اطرافیانش وقتی که حالش کمی بهتر میشه به سئول برمیگرده و به همراه برادرش جیمین برای نابودی بلک سوان میجنگه! دریغ از اینکه بدونه بلک سوان... °ژانر: جنایی، رمنس، اسمات، روانشناسی،مرموز، مافیا °کاپل ها: ویکوک(اصلی) / یونمین / نامجین •توجه"این فیک احتمالا دو فصل خواهد داشت" نگران آپ نباشید منظم و زود به زوده TAEKOOK: "رها کردنت یکی از سخت‌ترین کارهایی بود که انجام دادم" " حس می‌کنم همه کیلومترها ازم دورن" YOONMIN: "قرار نیست کسی روی قبرم گل بذاره‌"
God is Dead? | Vkook Completed  by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 43,223
  • WpVote
    Votes 5,267
  • WpPart
    Parts 6
_ فقط برای این نیست، به خاطر تو اومدم. _ من بیست و هفت سالمه، دیگه اون بچه ی بیست و سه ساله نیستم که با تحریک کردن احساساتم خامم میکردی. چشمهای آرومش دوباره سرد شد، با نگاه خشکی توی چشمهاش خیره شد و گفت: _ توی این پنج سال بیکار نبودم، با دخترا و پسرای زیادی رابطه داشتم. شنیدن این حرفها هنوز براش سخت بود، این پسر هرچقدر که روح شیطانی ای داشت، برای تهیونگ هنوز نقطه ضعف بود: _ پس هرزگی هات و ادامه دادی. با قدم های بلند و آروم به سمت در رفت و با صدای لطیف و ملیح همیشگیش گفت: _ خب نه راستش، با آدمای زیادی حال کردم، ولی زیر کسی نبودم، درواقع بهم ثابت شد که فقط حاضرم زیر تو باشم. جلوی در ایستاد، به سمتش برگشت و با نگاهی پر از شهوت چشمهاش رو سرتاپای تهیونگ چرخوند: _ اون بدن...الان باید خیلی هات تر شده باشه، من هنوز طعمت و فراموش نکردم... پیج نویسنده: @sylvie_fic Couple: Vkook writen by Sylvie🌱 genre :Dram, Smut, Musical, Fluff
puppeteer by ariiellmina
ariiellmina
  • WpView
    Reads 528,764
  • WpVote
    Votes 43,481
  • WpPart
    Parts 41
♡ʙᴇ ᴛʜᴇ ᴄʜᴀɴɢᴇ ᴛʜᴀᴛ ʏᴏᴜ ᴡɪsʜ ᴛᴏ sᴇᴇ ɪɴ ᴛʜᴇ ᴡᴏʀʟᴅ
Blind Guy [Vkook|Yoonmin] by kimsevil
kimsevil
  • WpView
    Reads 118,233
  • WpVote
    Votes 22,311
  • WpPart
    Parts 23
‌‌‌๛ ғᴀɴ ғɪᴄ 「 Blind Guy 」 • پسر کور Complete • کاپلی° • ژانر : عاشقانه | روزمره [-اگر یک روز بگم که من اون مردی که فکر میکنی نیستم... اگر بگم یک هیولای زشتم...چیکار میکنی؟ پسر خنده ی قشنگش رو دوباره نشونم داد. -ماسک لعنتیت رو از روی صورتت پایین میکشم و بهت ثابت میکنم: هیولاها وجود ندارن...] 💎°آیدی تلگرام و واتپد نویسنده: @kimsevil
BARCODE [VKOOK/YOONMIN] by kimsevil
kimsevil
  • WpView
    Reads 237,402
  • WpVote
    Votes 33,106
  • WpPart
    Parts 53
‌๛ ғᴀɴ ғɪᴄ 「 Bᴀʀᴄᴏᴅᴇ 」 • بارکد ~ Complete • کاپلی° ویکوک - یونمین • ژانر : عاشقانه | روزمره | نقد اجتماعی | انگست ❥•↿#Sevil 💜 #بارکد -•ᴛᴇᴀѕᴇʀ~ یک نفر پشت میله های زندان/ پدری که مرده بود. یک نفر زیر دود و سیگار / خواهری که رفته بود. مرگ هم به سراغشان نمی آمد~ راهش را کج می کرد... پشت چشمی می آمد و می رفت. بارکد تیره ... پشت گردنشان~ سرنوشت نحسشان را رقم می زد، پر رنگ تر از دیروز. ایدی تلگرام: @kimsevil
NOIR [BARCODE 2] by kimsevil
kimsevil
  • WpView
    Reads 77,164
  • WpVote
    Votes 11,237
  • WpPart
    Parts 30
نُوا یعنی چی؟... زندگی اون چند نفر وسط شهر تاریک و بد بو میشه نوا! وقتی که مجبوری عشقت رو با لبای خونیش ببوسی و مزه اشکش رو از روی پوستش بچشی. وقتی که تک تک لحظات تفنگ رو با ترس لمس میکنی و نا امنی تموم بدنت رو به لرز انداخته. نُوا لمس دستای یخ زده همونیه که وسط این جهنم میتونه بهشت رو برات به ارمغان بیاره... . . سیاه...صفت زندگی سه نفره. سه نفری که از وسط خاکستر خونه سوختشون ، بلند شدن. سه نفری که هر ثانیه از حال رو با یادآوری گذشته تلخ زندگی میکنن و از فکر کردن به آینده واهمه دارن. سه نفری که در اوج تنهایی مجبورن ادامه بدن. مجبورن تموم زورشونو بزنن تا به بقیه ثابت کنن هنوز میتونن حرکت کنن. هنوز میتونن حرف بزنن ثابت کنن که هنوز زندن! این داستان در ادامه ی BARCODE نوشته خواهد شد... ژانر: نقد اجتماعی - روانشناسی کاپل: VKOOK / SECRET +دختر پسری
Choice  by BTSIR7_FF
BTSIR7_FF
  • WpView
    Reads 21,910
  • WpVote
    Votes 2,785
  • WpPart
    Parts 23
• Name: Choice • Couple: VKook • Writer: Raven • Summary: راه ها جدا و مقصد یکی بود... تو چشم‌های تک‌تک آدم‌های این خراب شده می دیدم که چندان از اینجا بودنشون ناراضی نیستن. از بین اون همه آدم من سراغ کسی رفتم که ته تحملش خاطرات یک روز بود. همه دلشون می خواد سرگرم بشن نه؟ یکی با قرقره سرش گرم می شه یکی با چرخ و فلک. من توی بازی خودم گیر کرده بودم بدون اینکه بدونم فقط مهره ی یکی دیگه‌م. این تیمارستان از اولش هم برای تیمارستان بودن زیادی فریبنده به نظر می رسید و من همیشه می دونستم خودم سرنوشتم رو بهش گره زده‌م، درست همون لحظه ای که چشم‌هام رو بستم و از یکنواخت بودن زندگیم شکایت کردم.
The Change ( Completed ) by setared
setared
  • WpView
    Reads 366,378
  • WpVote
    Votes 57,155
  • WpPart
    Parts 43
وضعیت: تکمیل شده کاپل اصلی: ویکوک/ کوکوی ژانر: درام، رومنس، روانشناسی میدونی قبل از اینکه یه اتفاق خیلی بزرگ توو زندگیت بیفته، درست قبلش، چی میشه؟! هیچی! دقیقا هیچی. و این اتفاقیه که برای کیم تهیونگ هم رخ میده. درست وقتی اونقد درگیر روزمرگی هاشه که فکر میکنه هیچی نمیتونه زندگیش‌ رو از این یکنواختی نجات بده، یه پسر لال همه چیز رو تغییر میده. روتین زندگیش رو، تعریفش رو از زندگی، از دوستی، از عشق، و از هدف. #1 in روانشناسی #1 in عاشقانه #1 in psychology #1 in sliceoflife #1 in farsi #1 in تهکوک