-دوسش داری مگه نه..؟من میدونم که تو از این خوشت میاد، اعتراف کن. بهم اعتراف کن واین، میدونم.. تو از گرمیه نفس من روی تنت خوشت میاد...
+تو... تو میدونی.. ک دوسش دارم..
'گرمیه نفسای اون مرد.. هربار درست زیر گوش من.. چشمای گرسنه و سردش.. من.. من چطور میتونم نخوامش..؟'
🌊دریای سیاه🌊
[کامل شده]
دست هایش به رنگ خون آغشته شده...گونه هایش به رنگ اشک...
چشم هایش فریاد میکشند و لب هایش بر هم دوخته شده اند..
این دریای سیاه دریا نبود، مرداب بود، باتلاقی بود برای فرو بردن احساساتش..
او مانده بود بی عشق، بی روح، بی جسم، او مانده بود بدون او..
~~~
"گریه نکن. مردم فقط توی فیلما به خاطر عشق می میرن"
"من اونو کشتم، برای عشق تو. پس کشتن خودم هم برام کار سختی نیست"
"نمیتونی منو دوست داشته باشی.حتی اگه بتونی...من نمیتونم عاشقت باشم...."
• ~ • ~ • ~
بخش اول دوگانه ی Color nature
• ژانر: رمنس، درام، انگست، اکشن، اسمات
• کاپل های اصلی: یونمین، ویکوک، نامجین
• کاپل های فرعی: چانبک، سکرت
• نویسنده: @Sheix_12
چنل: @yoonmin_area
• تاریخ شروع: 2 آگوست 2019
• وضعیت: کامل شده
• تاریخ پایان: 29 فوریه 2020
highest rank so far:
#1 in یونمین
#1 in تهکوک
#1 in بیتیاس
#1 in نامجین
#1 in Fiction
#1 in Angst
#1 in Yoonmin
#1 in Romance
#2 in Suga
#2 in Jimin
#2 in Namjoon
#2 in Hoseok
#3 in ویکوک
#3 in Yoongi
#3 in Namjin
#3 in Jhope
and...more
وضعیت: تکمیل شده
کاپل اصلی: ویکوک/ کوکوی
ژانر: درام، رومنس، روانشناسی
میدونی قبل از اینکه یه اتفاق خیلی بزرگ توو زندگیت بیفته، درست قبلش، چی میشه؟!
هیچی! دقیقا هیچی.
و این اتفاقیه که برای کیم تهیونگ هم رخ میده. درست وقتی اونقد درگیر روزمرگی هاشه که فکر میکنه هیچی نمیتونه زندگیش رو از این یکنواختی نجات بده، یه پسر لال همه چیز رو تغییر میده.
روتین زندگیش رو، تعریفش رو از زندگی، از دوستی، از عشق، و از هدف.
#1 in روانشناسی
#1 in عاشقانه
#1 in psychology
#1 in sliceoflife
#1 in farsi
#1 in ته کوک
-پنج سال دیگه خورشیدی تو اون اسمون لعنتی نیست بعد تو نشستی سوجو میخوری ؟
+فکر نکنم اجازه حرف زدن داشته باشی کلوچه
خدارو شکر کن به جای سوجو خوردن من تو چیز دیگه ای نمیخوری .
~~•~~
جئون جونگ کوک پسربظاهرخشن ومغروری که برای امرارومعاش خودش وخواهروبرادرکوچکترش دریکی ازبزرگترین کلاب های سئول کارمیکنه وپسری به اسم کیم تهیونگ که پسری مفرح و پولداره که توشرکت پدرش مشغول به کاره،ملاقات میکنه...
امااین ملاقات سرنوشت جفتشون رودستخوش تغییرمیکنه...