ziam
33 قصة
،،Darken/Ziam,, بقلم oned_fanfic
oned_fanfic
  • WpView
    قراءات 78,178
  • WpVote
    تصويتات 12,729
  • WpPart
    فصول 40
اگر قرار به نماندن است؛ بی خداحافظی برو! بگذار انتظار، همان تکه نخی باشد که بعد از تو مرا وصل می‌کند به زندگی ...
+10 أكثر
unconditional love بقلم sheyda_123ziam
sheyda_123ziam
  • WpView
    قراءات 36,858
  • WpVote
    تصويتات 4,444
  • WpPart
    فصول 33
[completed ] از اونجایی شروع شد که پسر شیطون دانشگاه عاشق یه پسر آروم با جذبه میشه و این پسر شیطون هر کاری واسه جلب توجه پسر آروم با جذبه دانشگاه میکنه اما کی گفته داستان عشقشون بدون غم ناراحتییه؟؟؟؟. بر اساس یه داستان واقعی با تغییر شخصیت های داستان. ❌
+3 أكثر
-Wandering [z.m] بقلم itslindo_
itslindo_
  • WpView
    قراءات 46,172
  • WpVote
    تصويتات 8,851
  • WpPart
    فصول 56
- "اجبار" فقط وقتی خوبه که باعث شه عاشقت بشم..! [completed]
HURRICANE  Ziam بقلم corneliustheghost
corneliustheghost
  • WpView
    قراءات 312,699
  • WpVote
    تصويتات 39,135
  • WpPart
    فصول 56
به قصد پرواز تجربه کردم سقوط را ...🧿
Accomplisher (Z.M) بقلم hastiasa
hastiasa
  • WpView
    قراءات 80,838
  • WpVote
    تصويتات 13,065
  • WpPart
    فصول 48
"من میتونم کاملت کنم لیام." "نمیخوام. چون اونم همینو میخواست ولی من نتونستم ازش محافظت کنم، اگر تو روهم از دست بدم..." "من خودم کسیم ک قراره از تو محافظت کنه." [Completed]
+2 أكثر
FOG2 {ziam} -COMPLETED- بقلم justlilian
justlilian
  • WpView
    قراءات 50,999
  • WpVote
    تصويتات 8,713
  • WpPart
    فصول 54
-لیامم؟ اولین کلمه ای که بعد از اون اتفاق به زبون اوردم... نمیخوام کار اون لعنتی بالا سرمو انجام بدم اما میدونم تقصیر کیه... چند انسان بی ارزش... اما حلش میکنم به خاطر لیام هم که شده... به لیام نشون میدم که میتونم براش "پرستش کننده" خوبی باشم... بهش نشون میدم چه "الهه ی پرستش" غیرقابل توصیفیه... ولی حتی منم نمیدونم چه اتفاق مزخرفی قراره بیفته... فقط قراره کنترلش کنم... با اینکه میدونم ترس از خدا{FearOfGod} رو تازه تو خودم پیدا کردم و... همه ی این چیزا به خاطر لیامه،همه ی اینا... -قبل از خوندن این فصل، حتما فصل قبل رو بخونید-
London-LA [Z.M] [short story] بقلم mehrankoo
mehrankoo
  • WpView
    قراءات 23,275
  • WpVote
    تصويتات 5,601
  • WpPart
    فصول 24
مسافرتهای هواییِ اولِ صبح بد ترینن؛ مخصوصا وقتی بغل دستیت یه پر حرفه لعنتی باشه،که لبخند از صورتش پاک نمیشه! آخه محض رضای فاک! اون ساعت شش صبح چه دلیلی برای لبخند زدن داره؟ . . ایده ی اصلی: پیج @vaghti__liampayne
+11 أكثر
Fake love or true love بقلم samaaa123
samaaa123
  • WpView
    قراءات 53,039
  • WpVote
    تصويتات 6,655
  • WpPart
    فصول 103
ميدونم نميشه ولي من بايد موفق شم...... من بايد كاري كنم زنده بمونه.... خواهش ميكنم بزارين كه كمكش كنم...... فقط اين فرصت رو بهم بدين.......
fools gold (Ziam)(mpreg)  بقلم setidarcy
setidarcy
  • WpView
    قراءات 285,771
  • WpVote
    تصويتات 37,819
  • WpPart
    فصول 50
تو میتونی بهم اخم کنی. بهم بی‌محلی کنی. بخاطر ضعیف بودنم مسخرم کنی. میتونی بهم گشنگی بدی. میتونی کاری کنی گریه کنم. کاری کنی که از درد زجه بزنم. تو میتونی خوردم کنی. زیر پات لهم کنی. تو میتونی منو به خاک سیاه بشونی لیام‌ اما با همه‌ی اینا من بازم عاشقتم :))))
Like Peter Pan (Ziam Mayne) بقلم senadorra
senadorra
  • WpView
    قراءات 41,750
  • WpVote
    تصويتات 5,008
  • WpPart
    فصول 22
[ COMPLETED ] زرد و قرمز باهم گره میخورن، ولی اینجا توی یه جهان دیگه... All deserved rights to the rightful owner of the original fanfiction.