این داستان، واقعی نیست و حالت فانتزی داره.
امیدوارم خوشتون بیاد 3>
هلیای 7 ساله بعد از اینکه توی یه تصادف پدر و مادر خودش رو از دست میده، به خونهی مریم نقلمکان میکنه. در طی بزرگ شدن مریم و هلیا، اون دوتا به طور کامل از هم جدا شده بودن حتی با اینکه توی یه خونه زندگی میکردن. ولی با شروع سال دوازدهم مدرسه و پیش دانشگاهی شدنشون، دوباره شروع به نزدیک شدن میکنن..
اشلی به تازگی مادرش رو از دست داده و بیرون رفتن از خونه آخرین کاریه که میخواد انجام بده. ولی به اصرار پدرش، مجبور میشه برای تابستون به مدوک بره. جایی که دختر عمش زندگی میکنه. اول از مدوک متنفره. ولی آشنایی به دختری به نام رابین، باعث میشه اون مدوک رو خونه ی دوم خودش بدونه.
[کامل شده]
ژانر : 『اسمات، تخیلی، خوناشامی، رمنس』
کاپل : 『چهلیسا.جنسو』
خلاصه : 『لیسا مانوبان، ملکه ی خوناشام ها و سرزمین زیرزمینیه اما هرگز یک بیمار سادیسمی نیست.گرچه کسی حرفش و باور نمیکنه و پرستارش، پارک رزان، هم مستثنی نیست.لیسا توسط بهترین دوستش از تاج و تختش پایین کشیده شد و به عنوان یک بیمار سادیسمی جایی درون تیمارستانی نحس، گرفتار شد.اما ملکه ها از تراژدی متنفرن.پس لیسا تصمیمی میگیره، تاج و تختش و پس بگیره.و...آیا کسی هست که ندونه، یک بیمار بدونه پرستارش قادر به انجام هیچ کاری نیست؟』
-دد..دروغ..دروغ میگی!
با تشر گفت و دیدش تار نه هنوز زود بود برای گریه
-برای چی باید دروغ بگم وقتی حقیقت به اندازه کافی تلخ هست؟!
ابرو بالا انداخت و جوابش رو داد
دیگه دلیلی نداشت جلوی خودش رو بگیره چشمانش بارانی شد ایا این پایان او بود؟
------
Cover by @lisarius
"اگه برده م بودی بلایی سرت میاوردم که تا چند روز نتونی راه بری!"
عشق یا شهوت؟
برای اشلی ، پورن استار بی دی اس ام، شهوت تنها چیزیه که معنی داره.
و مارگارت در فرار از رابطه ی قبلیش با اشلی آشنا میشه و هردو تصمیم میگیرن رابطه ای تنها بر پایه ی شهوت رو شروع کنند.
آیا مارگارت بعد از زخم بزرگش از عشق قبلیش هیچ وقت میتونه دوباره عاشق شه؟
و چرا همه به مارگارت هشدار میدن که اشلی خطرناکه؟
تگ ها: بی دی اس ام، اسمات، لزبین، باتم قدرتمند، رومنس، سکس پارتنر