اونایی که دوستشون دارم ^^💙💚
15 stories
To the ends of the earth~L.S [Completed] oleh blueheartedme_
blueheartedme_
  • WpView
    Membaca 62,488
  • WpVote
    Suara 7,973
  • WpPart
    Bagian 21
"تا آخرِ دنیا دنبالم میکنی؟ اونجا جهانی وجود داره که فقط برای چشم های ما ساخته شده..." Persian translation
•Fading• [L.S]  oleh SeTaRe4
SeTaRe4
  • WpView
    Membaca 221,907
  • WpVote
    Suara 31,847
  • WpPart
    Bagian 48
[Complete] لویی زیبایی رو، ترکیب رنگ‌ها و جنس‌های مختلفی که حس ظرافت رو درون آدم‌ها به‌وجود میارن، میشناسه. اون درحالی که داره توی دانشگاه فشن میخونه، هر روز این ترکیب‌ رو میبینه. برش لباس‌ها، رنگ پارچه‌ها، پیچیدگی‌ طرح‌ها، همهٔ این‌ها کنار هم قرار میگیرن تا یه‌چیز زیبا رو بسازن. ولی وقتی که یه دانشجوی علوم با پاهای بلند و لبخندی که چال‌ گونه‌هاش رو به نمایش میزاره قبول میکنه که مدل لویی بشه، لویی میفهمه که تازه زیبایی رو پیدا کرده. هری فکر میکنه لویی فقط به کسی نیاز داره که بهش ثابت کنه چقدر زیباست. °Persian Translation°
Anxiolytic [L.S] oleh harold_iran
harold_iran
  • WpView
    Membaca 172,515
  • WpVote
    Suara 33,426
  • WpPart
    Bagian 78
[Complete] "خب ببین اینجا چی داریم .. لویی تاملینسون مغرور که ادعا میکنه بهترین دانشجوی داروسازی دانشکدست در حالی که نمیتونه یه قرص ساده برای خودش تجویز کنه" "سرد درد های من دیگه با قرص خوب نمیشن هری!" "پس با چی خوب میشن؟" "با تـو"
12 (l.s)(z.m) -Complete- oleh toovic
toovic
  • WpView
    Membaca 249,431
  • WpVote
    Suara 44,178
  • WpPart
    Bagian 58
۴ تا جوجه دانشجو که تنها دغدغه ی زندگیشون نمره ی دانشگاس و فکر میکنن تمام دنیا دور خودشون میچرخه و تنها چیزی که بهش فک می کنن اینه که کرم بعدیشونو کجا بریزن. غافل از اینکه یه اتفاق عجیب انتظارشونو میکشه ! یه اتفاق عجیب؟ شایدم یه موجود عجیب! موجودی که اجازه ورود به این دنیا رو نداره.... کاری که انجام دادن واقعا ارزششو داشت ؟؟ ........ نگاهمو به چشمای یخیش دوختم. تیله های بی روح آبیش نه تنها کمکی به کمتر شدن لرز بدنم نمیکرد بلکه حس میکردم مثل سیاه چاله روحمو سمت خودش میکشید. دستشو اروم بالا اورد و روی فکم گذاشت و از سرمای غیر عادی دستش صورتم مور مور شد. آروم سرمو سمت راست برگردوند. با دیدن بازتاب خودم توی آینه نفسم برید آخه...‌ فقط.... من..... توی آینه معلوم بودم. ⚠️هنگام خوندن فف نخ و سوزن همرایتان باشد.....خطر پاره شدن(از خنده) پارت های اولیه در دست تعمیر میباشد🛂
EXPERIMENT (L.s) oleh story_1d_larry
story_1d_larry
  • WpView
    Membaca 325,811
  • WpVote
    Suara 45,516
  • WpPart
    Bagian 75
تنها گذاشتن فقط کاره یک انسان است.....اما من که انسان نیستم.....پس اینو تا آخرین روزی که نفس میکشی با خودت تکرار کن " من هیچ وقت تنهات نمیزارم". Finished✅✅ _________________ #experiment1#
Legionnaire(L.S) [Completed] oleh mahsaf79
mahsaf79
  • WpView
    Membaca 387,584
  • WpVote
    Suara 50,977
  • WpPart
    Bagian 64
" دوتا زندگی واسم ساختی : زندگی فوتبالی ، زندگی پر از عشق"
دوپنجره oleh ishouka
ishouka
  • WpView
    Membaca 14,566
  • WpVote
    Suara 3,296
  • WpPart
    Bagian 12
[تمام شده] دستات خودت نیستن، اما جزئی از تو ان...
Change (L.S) oleh Fff_Writer
Fff_Writer
  • WpView
    Membaca 161,777
  • WpVote
    Suara 18,726
  • WpPart
    Bagian 49
یه نفر که باعث میشه زندگیت تغییر کنه... . . . همونیه که تو رو عاشق خودش کرده...
My sweet bullet [L.S] oleh loulouTomlinson91
loulouTomlinson91
  • WpView
    Membaca 51,608
  • WpVote
    Suara 10,199
  • WpPart
    Bagian 28
❌complete❌ #larrystylinson Harry top ژانر : پلیسی _رومنس If you want to know what's going on, read the story
He Was Blue oleh Larry_hell
Larry_hell
  • WpView
    Membaca 280,048
  • WpVote
    Suara 25,322
  • WpPart
    Bagian 49
.. -میدونی اولین باری که دیدمت چی توجهمو جلب کرد؟ سرمو تکون دادم.. برگشت و به پشتش خوابید.. بعد اینکه با ورنون از پیشم رفتین اولین چیزی که تو ذهنم جرقه زد این بود.. -OH he was blue.. لبخند زدم و چرخیدم سمتش.. -چشمات همون رنگ آبیه مورد علاقم بودن و تو همون لحظه که بهشون فکر کردم یه چیزی رو حس کردم که دوستش داشتم و بعد همینطور ادامه پیدا کرد..تااینکه اون شب از نزدیک چشماتو دیدم.. -کدوم شب ؟؟ سرشو برگردوند سمتو خندید.. -همون شبی که بوسیدمت..