dornazz's Reading List
14 cerita
Diplomat ~ by : Atusa20 oleh atusa20
atusa20
  • WpView
    Membaca 198,192
  • WpVote
    Vote 33,531
  • WpPart
    Bab 63
-من نخست وزیرم لیام...این مسخره بازیو تمومش کن +تو نخست وزیری منم همسر نخست وزیرم...این بحثم همینجا تمومه a story by : Atusa20 No. 1 in fanfiction 😎
Stranger Love‌[Ziam Fanfiction] oleh Nazanin_0
Nazanin_0
  • WpView
    Membaca 123,109
  • WpVote
    Vote 16,223
  • WpPart
    Bab 39
{completed} -من‌ از همه چیز میترسم، از مردم، از رنگ ها، از دردها، حتی از خودم و هرچیزی که توی گذشته لعنتیم بود! اما چرا از تُ نمی‌ترسم؟! از عشق تُ، از رابطه با تُ، من هر ذره از وجود لعنتیو میخوام؛ پس بیا و منو با روحت ارضا کن! Baby, let me love you Goodbye.
SYNDROME [ZiamFanfiction] oleh Nazanin_0
Nazanin_0
  • WpView
    Membaca 116,406
  • WpVote
    Vote 19,330
  • WpPart
    Bab 52
COMPLETED Ranking #1 in Fanfiction -حداقلش من همینی ام که هستم، تو کی هستی پشت نقاب هات ؟! +من همون لعنتیم که قرار بود عذابت بدم، ولی نمیدونستم با عذاب دادنت خودمم نابود میشم !
pretty boy (Persian Translation) oleh StylinMayne
StylinMayne
  • WpView
    Membaca 437,490
  • WpVote
    Vote 70,370
  • WpPart
    Bab 104
[COMPLETED] niazkilam: من لیاقت تورو ندارم fakeliampayne: تو لیاقت بیشتر از من رو داری fakeliampayne: تو لیاقت تموم ستاره‌های آسمون رو داری Ziam Mayne Fan-Fiction #1
Force And Hate(L.S/BDSM) oleh nitara70
nitara70
  • WpView
    Membaca 685,458
  • WpVote
    Vote 53,404
  • WpPart
    Bab 87
هری لبای خشکش رو از هم باز کرد ولی صدایی ازشون خارج نشد.لویی گفت من یه قرارداد نوشتم تو اونو امضا میکنی و بعد منم اجازه میدم بهت غذا بدن و بعدشم میتونی بخوابی.نظرت چیه فرفری؟ هری دندوناش رو از خشم روی هم فشار داد.
Your love is drug *ZIAM (completed) oleh ziamisamorous
ziamisamorous
  • WpView
    Membaca 226,192
  • WpVote
    Vote 21,598
  • WpPart
    Bab 67
فقط عاشقم باش تا بتونم نفس بكشم... حستو تا مغز استخونم فرو ميره !
save me (ziam) (Completed) oleh dayana12456
dayana12456
  • WpView
    Membaca 172,344
  • WpVote
    Vote 19,123
  • WpPart
    Bab 65
ز, ليام من ميترسم اونا مي خوان منو اعدا.... ل, هييشش هيچکس تا وقتي من اينجام جرعت نميکنه نزديکت شه تخس کوچولوم .کافيه دستشون بهت بخوره تا کاري کنم از ب دنيا اومدنشون پشيمون بشن
sour apple [Z.M] oleh kimissleo
kimissleo
  • WpView
    Membaca 153,733
  • WpVote
    Vote 23,874
  • WpPart
    Bab 129
[Complete] صداش پیچید که گفت: من حتی صدای نفساتو میشناسم چرا این موقع از شب بیداری بیب؟ خواب بد؟ جواب ندادم فقط دستمو محکم جلوی دهنم گرفتم و تا صدای هق هقم بلند نشه لیام دوباره گفت : تو جات توی بغل منه منم بدون تو خوابم نمیبره.... عزیزم برگرد... هرجایی که هستی خونه ی تو نیست.... برگرد خونه ت میشنوی زینی؟ من دوستت دارم... بی وقفه دوستت دارم.... برگرد بیبی.... دیگه نتونستم ادامه بدم و تماس رو قطع کردم و بلافاصله گوشی رو خاموش کردم.... https://telegram.me/dar2delbot?start=send_175PA4J
far from love [Z.M]°•°[L.S] oleh sunLAYower
sunLAYower
  • WpView
    Membaca 112,825
  • WpVote
    Vote 17,086
  • WpPart
    Bab 75
- الان موقعیتش رو داری اونو بکش، اون قابل بخشش نیست + من نمیکشم چون کشتن بلد نیستم... ولی زجر دادن؟ این چیزیه که بیشتر از نفس کشیدن یادش گرفتم الانم میخوام صدای فریادتو موقع شکستن استخونات بشنوم... این همون موقعیتیه که از دستش نمیدم ------------- ♡ ژانر : عاشقانه، درام ♡ کاپل : زیام، لری ♡ روزهای آپ : یکشنبه ها
fools gold (Ziam)(mpreg)  oleh setidarcy
setidarcy
  • WpView
    Membaca 284,401
  • WpVote
    Vote 37,760
  • WpPart
    Bab 50
تو میتونی بهم اخم کنی. بهم بی‌محلی کنی. بخاطر ضعیف بودنم مسخرم کنی. میتونی بهم گشنگی بدی. میتونی کاری کنی گریه کنم. کاری کنی که از درد زجه بزنم. تو میتونی خوردم کنی. زیر پات لهم کنی. تو میتونی منو به خاک سیاه بشونی لیام‌ اما با همه‌ی اینا من بازم عاشقتم :))))