i love this book
39 histórias
Our Omega Leadernim! de katayoon_malik
katayoon_malik
  • WpView
    Leituras 1,801,972
  • WpVote
    Votos 239,413
  • WpPart
    Capítulos 213
کیم تهیونگ،لیدر ترسناک گروه،در واقع یه اومگاست که پنهانش کرده!برای 3 سال اون هویتشو به عنوان یه آلفا به خاطر ابرو از طریق داروهای شیمیاییه خاص جعل کرد.وقتی که داروها دیگه اثری ندارن و هورمونا دارن بهش غلبه میکنن،آیا اون تسلیم غریزش میشه؟
On My Way de ex_blackmoon
ex_blackmoon
  • WpView
    Leituras 165,361
  • WpVote
    Votos 24,099
  • WpPart
    Capítulos 56
_ چرا اینجوری شدی؟ + این چیزا رو دوست نداشتم... سر راهم قرار گرفتن!
Tongue tie de akamx__9
akamx__9
  • WpView
    Leituras 8,869
  • WpVote
    Votos 936
  • WpPart
    Capítulos 6
پارک جیمین پسری که تو ارتباط برقرار کردن با افراد مشکل داره بخاطر همین توسط همکلاسیاش اذیت میشده پس مجبور میشه مدرسه شو عوض کنه اما عوض کردن مدرسش باعث خوب شدن اوضاع میشه یا فقط بدتر میشه؟
S e c r e t VMIN-'' de taem_taemii
taem_taemii
  • WpView
    Leituras 34,983
  • WpVote
    Votos 3,404
  • WpPart
    Capítulos 17
(Persian translation) راستش،جیمین و ته هیونگ موفق شدن که دوباره هم اتاقی هم تو کل تور بشن ولی ته هیونگ...متفاوته. اون بالغه.اون هیچ وقت لبخند نمیزنه. بجز وقتایی که جیمین نزدیکش باشه. ولی چی؟ جیمین اینو نمیدونست، تهیونگ اینو مثل راز نگه داشته بود.بیشتر شبیه،بخشی از اون بود که اون هرگز ندیده بود. جیمین خیلی زود جزء ای از اون میشه،و زندگیش شروع ب تغییر می کنه.خیلی زیاد... *به شدت به شدت اسمات* فیک با اجازه از نویسنده ترجمه شده ترجمه همکاری me & Lia Vmin 5# 523k ریدر 17،6k ووت
❤Walking on the roses❤ de full_metal2
full_metal2
  • WpView
    Leituras 32,954
  • WpVote
    Votos 3,986
  • WpPart
    Capítulos 8
تو دورانی که کره جنوبی تازه داشت با فرهنگ غرب یکی میشد، جیمین پسر بیچاره ای که سر پرست چهارتا بچه یتیم بود، خودشو به یه مرد خوشتیب برای یه شب میفروشه! اما جیمین وقتی دنبال مرد میره،متوجه میشه که نه فقط یک شب،بلکه کل زندگیشو به عنوان یه همسر به اون مرد داده! حالا خیلی جالب میشه اون مرد یعنی"کیم تهیونگ" یه خوناشام باشه و جیمین اینو ندونه! ❤ژانر: اسمات😜 خوناشام👿 فراطبیعی👽 عاشقانه💖 انگست 😿 ❤رده سنی: بالای 19 سال🔞 ❤کاپل اصلی: ویمین 😍 ❤کاپل فرعی : جینمین 💖
Start Of The Nightmare Of Love  de Ida_521
Ida_521
  • WpView
    Leituras 47,678
  • WpVote
    Votos 5,946
  • WpPart
    Capítulos 28
+همه چی از یه بازی احمقانه شروع شد وی هیچ وقت فکرشم نمی کرد که سر خفن نشون دادن خودش تبدیل به یک گرگینه شه؟ _زندگی به معنای واقعی قصد روی خوش نشون دادن رو به جیمین نداشت تازه از دست دوران راهنمایی وحشتناک و افسردگی شدیدش به خاطر آزار همکلاسی هاش راحت شده بود که پدر و مادرش تصمیم گرفتن به خاطر شغل مادرش به یه شهر دیگه برن + جیمین هیچ وقت فکرشم نمی کرد که با پا گذاشتن به این شهر مرموز قراره زندگیش به این اندازه تغییر کنه!! اسمات 🔞 روز های آپ دوشنبه اما اگه از داستان حمایت شه به دوروز در هفته افزایش پیدا میکنه
NFWMB (Jikook) +18 de xPinkLightx
xPinkLightx
  • WpView
    Leituras 87,323
  • WpVote
    Votos 6,217
  • WpPart
    Capítulos 22
داستان درباره تشكيل روابط اشتباه..روابطي ك باعث فاش شدن رازهايي ميشه ك هيچوقت نبايدگفته ميشدن،هست. 🔞لطفا با توجه به درجه سني تون بخونين.🔞
His Voice de zeinab_99Eri
zeinab_99Eri
  • WpView
    Leituras 1,934
  • WpVote
    Votos 263
  • WpPart
    Capítulos 2
یه وانشات کوتاه از یونمین‌ اولین کارمه واقعا انتظار ندادم کسی بخونه ولی اگه خوندین امیدوارم خوشتون بیاد و نظرتونو حتما بهم بگین
*Unrealistic Hope* de taealienhyung95
taealienhyung95
  • WpView
    Leituras 199
  • WpVote
    Votos 17
  • WpPart
    Capítulos 2
۷پسر،هرکدومشون یه گوشه از این دنیا ۱ دختر...هممم نه!شاید هزاران دختر دیگر ، متحد کننده این هفت پسر :) سوال اصلی اینه این اتحاد چیه؟؟ از چه جنسیه ...خبب...ممکنه جنگ و دشمنی باشه؟؟ ._____._____._____. 𝒋𝒏𝒓:smut:)...&😈 𝔠𝔬𝔲𝔭𝔩𝔢𝔰:𝔳𝔨𝔬𝔬𝔨,𝔶𝔬𝔬𝔫𝔪𝔦𝔫,𝔫𝔞𝔪𝔧𝔦𝔫 و اماا جیهوپ شی 𝔧 𝔥𝔬𝔭𝔢 𝔛 𝔴𝔥𝔬𝔬??
Seraphic de JazzEdward
JazzEdward
  • WpView
    Leituras 1,081
  • WpVote
    Votos 81
  • WpPart
    Capítulos 2
داستان كوتاه -------------------- ١. بالاخره پشت سر پسر ايستاد.بزاق دهانش رو قورت داد و نگاهي به نقاشي انداخت.تابلو از رنگ هاي مشكي و سفيد و قرمز پر شده بود.رنگ هاي درهمي كه انگار بدون دقت و هدف بر روي بوم ريخته شده بودن. • ٢. ميخواست حساب كنه.صندوق فقط يكم ازش فاصله داشت اما همون جا بود كه قولش رو به ياد اورد.ديگه از رنگ آبي خبري نبود.چه كسي رو ميخواست تحت تأثير قرار بده؟آبي تنها مختص اون بود،كسي كه ديگه هيچوقت ملاقات نميكرد.