:)))
21 historias
^^LeMOn CAndy^^ por Don_Mute
Don_Mute
  • WpView
    LECTURAS 22,993
  • WpVote
    Votos 5,420
  • WpPart
    Partes 16
^^Ziam Mayne Cute Short Story^^ جایی که لیام یه پاستیل خور حرفه اییه و زین براش پاستیل می خره تا راضی بشه باهاش حرف بزنه... ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^ #1_fanfiction #1_Ziam
Safe Haven {Ziam} por zayniepaynie
zayniepaynie
  • WpView
    LECTURAS 211,725
  • WpVote
    Votos 11,380
  • WpPart
    Partes 18
[ COMPLETED ] Zayn wanted an escape. Liam wanted a new love. Who knew they could find both of those things just by finding each other?
Sunrise In Hollywood(Z.M) por youcancallmemrless
youcancallmemrless
  • WpView
    LECTURAS 124,716
  • WpVote
    Votos 17,740
  • WpPart
    Partes 76
_اسمشو چي ميذاري؟ بدگماني يا واقعيت؟ +من بهش ميگم توطئه
Diplomat ~ by : Atusa20 por atusa20
atusa20
  • WpView
    LECTURAS 198,192
  • WpVote
    Votos 33,531
  • WpPart
    Partes 63
-من نخست وزیرم لیام...این مسخره بازیو تمومش کن +تو نخست وزیری منم همسر نخست وزیرم...این بحثم همینجا تمومه a story by : Atusa20 No. 1 in fanfiction 😎
The Wedding Date [ Persian Translation ] por themaniro
themaniro
  • WpView
    LECTURAS 57,172
  • WpVote
    Votos 10,545
  • WpPart
    Partes 33
• زین توی فروشگاه والمارت کار میکنه. اون دوست پسر نداره و خیلی وقته که به یه قرار نرفته. مامانش همیشه دنبال یه پارتنر برای اونه و حالا هم که برادرش میخواد ازدواج کنه، فشار از طرف اون بیشتر شده. زین میخواد که یک نفر رو پیدا کنه، ولی با درنظر گرفتن اتفاقاتی که در گذشته براش افتاده یکم سخته. اون مجبور میشه با کسی که مامانش انتخاب کرده به یه قرار بره. اون شب یه اتفاقی می افته. اتفاقی که باعث میشه لیام پین رو استخدام کنه تا به عنوان قرار در عروسی برادرش حضور داشته باشه. چیزی که در نهایت، تبدیل به بهترین تصمیمی میشه که تا حالا توی عمرش گرفته. • [ ترجمه فارسی ] [کمپلتد]
Travel To Love (Ziam) por Setareeh181
Setareeh181
  • WpView
    LECTURAS 108,843
  • WpVote
    Votos 13,935
  • WpPart
    Partes 82
چهار ساله همه ازش متنفرن... پدر... مادر... برادر... حتی همه ی فامیل با نگاه های پر از نفرت دلش رو به درد میارن... فقط و فقط به جرم بی گناهی... بی گناهی که تو دادگاه همه گناهکاره... تا اینکه بالاخره بعد از چهار سال غریبه ای رو میبینه که از هر آشنایی براش آشنا تره... یا شاید هم آشنایی که از هر غریبه ای براش غریبه تره... خودش هم نمیدونه... ولی این میشه نقطه ی آغاز دوباره ای برای داستان زندگی اون...
Heart of Beautiful // ziam por MissPayne1999
MissPayne1999
  • WpView
    LECTURAS 35,729
  • WpVote
    Votos 1,387
  • WpPart
    Partes 5
Zayn shows Liam just how beautiful he is...
Inkling of Pain // ziam por MissPayne1999
MissPayne1999
  • WpView
    LECTURAS 25,163
  • WpVote
    Votos 1,044
  • WpPart
    Partes 5
Zayn saves Liam from jumping of a bridge...
Fire And Stone(Z.M) por youcancallmemrless
youcancallmemrless
  • WpView
    LECTURAS 174,793
  • WpVote
    Votos 26,945
  • WpPart
    Partes 69
اون حتي جرعت نداشت به اون مرد نگاه كنه
+15 más
Me,You,Him! (Ziam) por p_k_z_m38
p_k_z_m38
  • WpView
    LECTURAS 336,056
  • WpVote
    Votos 42,068
  • WpPart
    Partes 41
[COMPLETED] *لیام من میترسم... تو عاشق کدومشونی؟ اون پسر پانک عوضی ای که روزا زندگیتو جهنم میکنه؟ یا... اون پسر بچه افسرده ای که شبا به بغلت پناه میاره؟ +اگه بگم جفتشون,فکر میکنی دیوونم...نه؟