نامجون هیچ وقت فکر نمیکرد که یه آدم کوچولو توی دیوار اتاقش زندگی کنه. اما وقتی به خاطر اشتباهش اون بند انگشتی بزرگ میشه، باید بهش کمک کنه تا دوباره مثل قبل بشه.
برای اونا توی مسیرشون برای عادی کردن شرایط، اتفاقات جالب، بامزه، ناراحت کننده و همینطور رمانتیکی میوفته.
یاد گرفتن خوندن و نوشتن، جنگ با زنبورای وحشی (که دشمن آدم کوچولوهان)، لباس دوختن، مادری که یه فوجوشی واقعیه، آشنا شدن با دختر عجیب همسایه و برادر بامزهاش، جیمینی که دوست پسر قبلی نامجونه و همینطور، عاشق شدن.
~قصهی یه کوچولوی صورتی~
کاپل اصلی: نامجین
کاپل فرعی: دختر پسری (جیمین)
ژانر: فانتزی، فلاف، رومنس، روزمره
+اولین فیک فلاف من :) دوستش داشته باشید و به دوستاتون معرفی کنید ♥
با تشکر فراوان از @si_fatima *-*
2 in #SeokJin
2 in #کیوت
Couple: Taegi
Gener: Fantasy * Romantic * Tragedy * Hanahaki
توضیحات:
داستان "لطفا نجاتم بده" دربارهی مین یونگی ۳۵ ساله ست که توی دنیایی که همه نیمهگمشده اشون رو تا ۲۰ سالگی پیدا میکنن، هنوز نتونسته نیمهاش رو پیدا کنه دچار افسردگی شده و با این که سنش بالاست با مادر و پدرش زندگی میکنه.به نظر شما همونطور که یونگی تصور میکنه اون یه طرد شدهست که محکوم به تنهایی زندگی کردنه؟
یه فیکشن #فلاف و کیوت از کاپل #سپ🍫✨پسری که از سیاره ش💫 تبعید میشه و #احساساتش رو با تغییر رنگ #موهاش نشون میده🍃
Couples: Sope & Namjin
Gener:fluff.romance.smut(maybe)
چند نکته رو قبل از خوندن بدونید.
1.این داستان برای کسانی که سابقه ی مشکلات روحی، افسردگی، اختلال خوردن و ... دارن اصلا مناسب نیست.
2. داستان سال ها قبل نوشته شده و از پروفایل واتپد دوستم با اسم دیگه ای یه مدت گذاشته شده الان فقط در حال ویرایش شدنه و از اونجایی که به سبک شرقی نوشته نشده داستان رو طوری نوشتم که تو کانادا اتفاق میفته. اینکه بیشتر شخصیت ها شرقی ان یکم تو ذوق میزنه اما سعی کنید با این چیزها کنار بیاید. من دارم فقط سعی می کنم افراد بیشتری رو از گروه ها توی داستان جا بدم تا تعداد بیشتری از خوندنش لذت ببرن.
3. داستان کاپلیه اما دختر پسری هم داره پس لطفا با خواهش برای به وقوع پیوستن اتصال بین کاپل هاتون به پی.وی حمله نفرمایید. کاپل های اکسو و بی تی اس داره.
4. میخوام جبران هیتر هایی باشید که نوشتن رو برای نویسنده ها تلخ میکنن و آرامش کسایی که یک قدم با از بین بردن خودشون، روحی یا جسمی فاصله دارن.
دوستتون دارم. میا.
کیم تهیونگ،لیدر ترسناک گروه،در واقع یه اومگاست که پنهانش کرده!برای 3 سال اون هویتشو به عنوان یه آلفا به خاطر ابرو از طریق داروهای شیمیاییه خاص جعل کرد.وقتی که داروها دیگه اثری ندارن و هورمونا دارن بهش غلبه میکنن،آیا اون تسلیم غریزش میشه؟
فیک اشک های خاموش
• کاپل اصلی : تهگی ( سوییچ ) ، یونجین
• کاپل های فرعی : نامجین ، کوکمین ، هوپمین
• ژانر : درام ، روانشناسی ، مافیا ، رمزآلود ، اسمات
• نویسنده : Fallen Wolfie
• موضوع :
یونگی پسر مستقل ولی منزوی ای که تنها دوست صمیمیش جین هست زندگی ساده ی دانشجوایش رو میگذرونه که متوجه توجه عجیبِ تهیونگ که گل سرسبد دانشکده هست به خودش و جین میشه . سعی میکنه با نادیده گرفتنش خودش رو خلاص کنه ولی نمیدونه همین نادیده گرفتن باعث جلب توجه بیشتری میشه که پای خودش و اطرافیانش رو بازی کثیفی باز میکنه که باختن به معنای مرگه و برای زنده موندن باید با اشخاصی بجنگه که ورثای نسل جدید بندهای مافیا هستن ... در طی بازی پرده از رازهای زیادی برداشته میشه که موقعیت تک تک بازیکن هارو به خطر میندازه ولی یونگی چی ؟ اون چه رازهایی رو پشت اون لبخند ساده و معصومش پنهان کرده ؟ یونگی برای نجات خودش و جین از این مهلکه راه حلی جز جنگیدن پیدا نمیکنه ولی طرف بازیکن درستی میره یا خودش رو توی چنگال شیر میندازه ؟
اگه دنبال یه فیک با یه خط داستانی ساده میگردین که یکی اون یکی رو گروگان بگیره و ازش سواستفاده جنسی کنه تا وقتی عاشق همدیگه شن اصلا این فیک رو توصیه نمیکنم ^^
Best Rankings :
#1 in TaeGi ( July 6th )