my my
13 stories
𝐊𝐨𝐦𝐨𝐫𝐞𝐛𝐢 [𝐊𝐨𝐨𝐤𝐕] by Vernious
Vernious
  • WpView
    Reads 204,936
  • WpVote
    Votes 29,511
  • WpPart
    Parts 36
[Completed] 𝐊𝐨𝐦𝐨𝐫𝐞𝐛𝐢🌱🥭 [koh-mo-reh-bee] (n.) کلمه ای ژاپنیست، به معنای پرتوهایی از خورشید، که از لا به لای برگ درختان عبور میکنند و به زمین میتابند. ∘₊✧──────✧₊∘ کیم تهیونگ، امگای شیرینی که عطر انبه تمام وجودش رو در بر گرفته بود، فکرش رو هم نمیکرد که نخوردن قرص‌های پیشگیری از هیت میتونه اینطور زندگیش رو دگرگون بکنه و اون رو با آلفای جوانی آشنا بکنه که خاص بود. همه چیز اون پسر خاص بود. از رایحه ی کمیاب واعتیاد آورش گرفته، تا رفتار و باورهاش. -«عشق نباید به عاشق درد بده.» -«عشق زاده میشه تا درد بده؛ ماهیتش درده و من اعتراضی ندارم. اگر درد میده، درمان هم میده.» با سکوت تهیونگ، جونگکوک لبخند ملیحی زد و یکبار دیگه با عطش لبهای خواستنی امگای جوان رو بوسید و لب زد: -«درد و درمان عشق من تویی تهیونگ.» 𝐌𝐚𝐢𝐧 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐊𝐨𝐨𝐤𝐕 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬𝐞 🌱 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞 🌱 𝐅𝐥𝐮𝐟𝐟 🌱 𝐒𝐦𝐮𝐭+18 اینجا همه چیز بوی انبه میده...🥭 Cover by: MJ_storiess
DİYAR BxB by sikparator
sikparator
  • WpView
    Reads 46,356
  • WpVote
    Votes 3,973
  • WpPart
    Parts 18
Green flag seme var daha ne olsun. Özetle kitap doğuda geçiyor. Ana karakterler Diyar ve Zana, çocukken küçük bir kaza sonucu tanışıyorlar. Diyar, Zana'dan ertesi güne buluşalım diye bi' söz alıyor. Ancak ertesi gün Zana ve ailesi ortadan kayboluyor. Yıllar geçiyor. Zana, bazı sebeplerden dolayı doğuya geri dönüyor. Diyar ve Zana yeniden karşılaşıyor.
+20 more
𝗦𝘁𝗼𝗰𝗸𝗵𝗼𝗹𝗺 | ᴋᴏᴏᴋᴠ by ituhide
ituhide
  • WpView
    Reads 811,592
  • WpVote
    Votes 96,389
  • WpPart
    Parts 33
[Completed] "- این موضوع به تو مربوط نیست جئون. بکش کنار. ارباب کیم با سردی گفت و قلب تهیونگ با وحشت توی سینه اش کوبید‌. اسلحه مشکی توی دست پدرش پر بود و تنها چیزی که بین اون و مرگ ایستاده بود جئون جونگ کوک بود. - اسلحه رو بزار کنار کیم. جونگ کوک با خونسردی گفت و این بار ارباب کیم با عصبانیت فریاد کشید: - بکش کنار عوضی، توی کار من دخالت نکن! اون پسر منه، بخوام می کشم، بخوام آتیشش می زنم! لحظه بعد، انگشت های قوی دور گلوش پیچونده شد و از زمین بلند شد. جونگ کوک در حالی که با خونسردی ترسناکی چشم های آبیشو به چشم های وحشت زده کیم دوخته بود لب زد: - داری ناراحتش می کنی کیم... هیچ کس امگای منو ناراحته نمی کنه و زنده بمونه." 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐀𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧, 𝐒𝐦𝐮𝐭, 𝐌𝐩𝐞𝐫𝐠, 𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑰𝒕𝒖 𝑯𝒊𝒅𝒆 🚫[DO NOT COPY THIS WORK]🚫
Petals and Ink [Yoonmin] by TheNelin
TheNelin
  • WpView
    Reads 49,394
  • WpVote
    Votes 5,824
  • WpPart
    Parts 18
「Petals and Ink 🥀」 𖦹 Yoonmin and Kookv 𖦹 Romance, Fluff, Fantasy, Smut 𖦹 Translator: Nelin 𖦹 Writer: SugarandMint جیمین؛ پسری با لبخند نفس‌گیر، پسری که با گل‌ها حرف می‌زد. پسری که یونگی بوسیدش، کسی که بیشتر از یک بار جونش رو نجات داد. برای یونگی خیلی سخت بود که تمام احساساتش رو توی یک یا حتی چند کلمه بگنجونه. هر اسمی که داشت، عمیق بود؛ از قفسه‌ی سینه‌ش بیرون می‌زد و به نوک انگشت‌های دست و پاش می‌رسید، گیجش می‌کرد، نفس‌ کشیدن رو براش دشوار می‌کرد! این حس علاقه و عشق بود؛ همینطور نگرانی و ترس... چون نمی‌تونست آینده رو پیش‌بینی کنه و نمی‌دونست چی در انتظارشونه. فقط میدونست همه‌ی این‌ها کنار هم بد نیست، و دقیقا همین پسر رو می‌ترسوند. چون یونگی همه‌ی بدی‌ها رو چشیده و بهشون عادت کرده بود.
Castaway|مطرود by HellborEl
HellborEl
  • WpView
    Reads 104,208
  • WpVote
    Votes 20,524
  • WpPart
    Parts 57
COMPLETED ✾ژانر: BDSM.Angst.Dram.Smut ✾کاپل: کایهون ✯ چانبک ✾خلاصه: سهونی که از روی تفریح کیف کیم جونگین معاون مدیر عامل رو می دزده حتی یک درصد هم احتمال نمیده که به اون مرد گره بخوره... بکهیون از جانب خانواده ش طرد میشه و به دشمن خانواده ش پناه میبره...چی میشه اگه زندگی ی داستان هیجان انگیزتر براشون در نظر بگیره؟ "این عشقیه که درد داره..." ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ "من هیچ وقت آدم خوبی نبودم...هیچ وقتم نمیخوام خوب باشم...چون خوب بودن باعث میشه آدم اون بخش تاریک وجودشو نادیده بگیره... در همه ی آدما از دو قسمت خوب و بد شخصیتشون ساخته شدن...ولی درمورد تو...اشتباهم این بود ک نیمه تاریک وجودتو ندیدم...در واقع نخواستم که ببینم...تو منو بالا بردی...و خودت از همون بالا منو پرت کردی پائین..." ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
BUTİMAR |bxb| by petrichorbutterfly
petrichorbutterfly
  • WpView
    Reads 285,691
  • WpVote
    Votes 15,638
  • WpPart
    Parts 63
[TAMAMLANDI] "Öyle çok seviyorum ki seni, ne kadar kaçmaya çalışsam da gene kendimi o güzel mavilerinde kaybediyorum." Denize aşık bir kuşun hikayesi..🕊️🖤 14.04.2023 23.08.2023
Nazende (bxb) by queenhurrem
queenhurrem
  • WpView
    Reads 690,738
  • WpVote
    Votes 47,487
  • WpPart
    Parts 49
Yıllardır beni kardeşi yerine koymuş bir adamda takılı kalacak kadar aşıktım. NOT: Hikaye eşcinsel evliliklerin gerçekleşebildiği bir zaman diliminde geçmektedir.
+5 more
kafası kendinden bile güzel [b×b] by nepays
nepays
  • WpView
    Reads 201,909
  • WpVote
    Votes 14,579
  • WpPart
    Parts 35
Umut karşı dairesine taşınan yeni komşusuyla tanışmak için ona yemek götürmeye karar verir. [benim iklimim incitmez seni kitabındaki umut karakterinin hikayesidir. onu okumadan da anlayabilirsiniz.] [18.02.2023 - 03.05.2023]
+2 more
RAPSODİ | BXB by justseva
justseva
  • WpView
    Reads 521,775
  • WpVote
    Votes 37,892
  • WpPart
    Parts 45
Bazen yanlış zamanda, yanlış insana tutulur insan. Vesaire kitabındaki Ali ve Emir'in hikayesi. Texting ve düz metin.