🍁ny🍁
190 stories
hardships will be ended by you by Cottonocandy
Cottonocandy
  • WpView
    Reads 194,536
  • WpVote
    Votes 25,504
  • WpPart
    Parts 65
اسم : سختی ها توسط تو پایان می یابد ( اسم قبلی فیک : prisoner of world ) کاپل : ویکوک ، مینیون ، نامجین ، چانبک ، هوشیک ژانر : تخیلی ، روزمره، رمنس ، هیبرید ، امپرگ ، اسمات ، فلاف خلاصه : تهیونگ از هول شدن جونگکوک خنده ای کرد و جونگکوک رو سفت تر بغل کرد و بوی بدنشو نفس کشید بوی خوش گوشت و عطر هلویی کوک که داخل بینی اش پیچید باعث شد تا لبخندش پر رنگ تر بشه ...پس بانی کوچولوش براش گوشت درست کرده بود آخه تا وقتی خودش هست چه نیازی به گوشت درست کردن هست تهیونگ توی یه حرکت سریع جای خودشو جونگکوک رو عوض کرد و اینبار اون بود که روی جونگکوک قرار گرفته بود جونگکوک شوکه گفت +دا..داری...چی کار می کنی؟...بهتره بریم شاممون رو بخوریم...سرد می شه اره بهتره بریم دیگه تهیونگ نیشخندی زد و با شیطنت گفت _ولی من همین الان هم دارم شاممو می خورم و سرشو خم کرد و با دندون هاش آروم گونه ی جونگکوک رو گاز گرفت و بعد سرشو بلند کرد و همی کرد و لب هاشو زبون زد .جونگکوک هینی کشید و قهقهه تهیونگ بلند شد .
🪫⛓️‍💥 Dark Horse ⛓️‍💥🪫 by AmorTeam
AmorTeam
  • WpView
    Reads 5,967
  • WpVote
    Votes 1,465
  • WpPart
    Parts 25
⚕️ کاپل: سکای _ چانبک ⛓️‍💥 ژانر: درام _ اکشن_ روزمره _ اسمات ⚕️ نویسنده: دارسی ⛓️‍💥 چنل: آمور فیکشن دارک، مردی که اسمش توی دنیای زیرزمینی از خودش ترسناک‌تره و هیچ‌وقت برای کسی از خط قرمزهاش رد نشده... تا وقتی که محافظت از کیم جونگین به وسواسش تبدیل شد. داستان یک سوپرمدل جهانی و بادیگارد خطرناکش؛ بین نور فلاش دوربین‌ها، خون، بخیه، بوسه و عشقی که قرار نبود اتفاق بیفته. 🩸🗝
TINNITUS  by moneli_vk
moneli_vk
  • WpView
    Reads 181,791
  • WpVote
    Votes 16,736
  • WpPart
    Parts 30
فرار از مراسم ازدواج اجباری‌اش، چیزی بود که مدت‌ها براش برنامه داشت؛ اما جایی همه‌چیز پیچیده‌ شد که در حین فرار، با جفتش روبه‌رو می‌شه؛ جفتی که برادرِ نامزد عزیزش بود. "_ فرار نکن، بامبی... مکثی کرد و با قدمی به جلو، کمی از نور تابیده‌شده از سمت حیاط رو به‌طرف خودش کشوند و مقابل نگاه گیج امگا، ادامه داد: «از من، از جفتت فرار نکن بامبی.» جفت؟ متعجب ابرویی بالا انداخت و خواست با خنده و بی‌حوصلگی سیگما رو به سخره بگیره که حرف جونگ‌کوک و خنده‌ی دل‌نشینش، زبون به دهنش خشک کرد. _ به‌جای برادرم، با من ازدواج کن." ژانر: امگاورس، امپرگ، هیجانی، عاشقانه، اندکی جنایی و وحشت کاپل: کوکوی رایتر: مانلی
Answer Me | KookV by cjjasal
cjjasal
  • WpView
    Reads 2,116
  • WpVote
    Votes 462
  • WpPart
    Parts 4
کیم تهیونگ درست بعد از اخراج شدن از کارش و زمانی که فکر می‌کرد همه چیز تموم شده، با پیشنهاد غیرمنتظره‌ای از سمت یه مرد قدرتمند و سمج رو به رو میشه. ولی این ارزشش رو داشت که خودش رو تو دست‌های همچین مرد خطرناکی قرار بده؟ خبر فوری: مدیرعامل شرکت جئون تِک، جئون جونگکوک، تو مصاحبه‌ای اعلام کردن که بهترین حالت کیم تهیونگِ هنرمند، وقتیه که روی تخت اسمش رو با صدای بلند ناله می‌کنه. وقتی درباره‌ی این اظهار نظر جنجالی با گالری ونته تماس گرفتیم، پاسخ دادن که: «سرتون تو باسن خودتون باشه». منتظر اخبار بیشتر باشید. Name: Answer Me (With Your Gaze) Couple: Kookv. Genre: Romance, Smut. Translator: Asal. Author: rounoia. ___________________________________________ This is a Persian translation of a fanfiction by (rounoia), All credit goes to the original author. I'm only responsible for the translation.
The Scales of Balance[دو سوی ترازو] by Qujkv_
Qujkv_
  • WpView
    Reads 75,964
  • WpVote
    Votes 9,633
  • WpPart
    Parts 31
زمانی که چرخه‌ی گرگ‌ها به همین منوال می‌گذشت، همه‌چیز جایگاه مشخصی داشت. امگاها زیر سلطه‌ی بتاها و آلفاها بودند. بتاها از آلفاها فرمان می‌بردند. آلفاها در برابر آلفاهای خون‌خالص سر خم می‌کردند. و آلفاهای خون‌خالص، تنها در برابر انیگماها زانو می‌زدند. نظم جهان کامل به نظر می‌رسید؛ نظمی که قرن‌ها پابرجا مانده بود. اما الهه‌ی ماه انگار از سکون خوشش نمی‌آمد. برای نخستین بار در تاریخ گرگ‌ها، یک انیگما و یک خون‌خالص با یکدیگر پیوند جفتی بستند؛ دو مرد که هرگز قرار نبود بتوانند فرزندی داشته باشند. با این حال، الهه‌ی ماه قوانین خود را شکست. و آن‌گاه معجزه‌ای رخ داد. یک خون‌خالص مرد باردار شد. ماه‌ها بعد، کودکی پا به دنیا گذاشت که قدرتش فراتر از هر آن چیزی بود که گرگ‌ها تاکنون دیده بودند؛ موجودی که حتی نامش زمزمه‌ی ترس را در دل قدرتمندترین‌ها می‌انداخت. اما قدرتی چنین عظیم، تعادل جهان را برهم می‌زد. و الهه‌ی ماه بهتر از هر کس می‌دانست که هیچ کفه‌ای از ترازو نباید سنگین‌تر از دیگری باشد. پس در نقطه‌ای دیگر از جهان، سرنوشت نخ دیگری بافت. از پیوند یک آلفای معمولی و یک امگای خون‌خالص، پسری متولد شد؛ پسری که گویی هرگز قرار نبود به این دنیا قدم بگذارد. پسری که نه کاملاً آلفا بود و نه امگ
𝔇𝔢𝔫𝔦𝔞𝔩 by naynanaii
naynanaii
  • WpView
    Reads 45,916
  • WpVote
    Votes 5,761
  • WpPart
    Parts 30
⏎ تو دنیایی که تفاوتی بین جنسیت‌های ثانویه وجود نداشت و حتی امگاها محبوب‌ترین قشر جامعه به‌حساب میومدن، همه‌چیز برای کیم تهیونگ برعکس بود. امگای رها شده‌ای که ارزشی برای خانواده‌اش نداشت. اون این موضوع رو پذیرفته بود ولی با ملاقات جئون جونگکوک، دلش میخواست که اون هم متعلق به جایی یا شخصی باشه. ꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷ ɴᴀᴍᴇ: 𝘿𝙚𝙣𝙞𝙖𝙡 ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: 𝙆𝙤𝙤𝙠𝙫‌ ɢᴇɴʀᴇ: 𝙊𝙢𝙚𝙜𝙖𝙫𝙚𝙧𝙨𝙚, 𝙍𝙤𝙢𝙖𝙣𝙘𝙚, 𝙎𝙡𝙞𝙘𝙚 𝙤𝙛 𝙡𝙞𝙛𝙚 ᴛᴀɢꜱ: 𝙎𝙢𝙪𝙩, 𝙎𝙡𝙤𝙬 𝙗𝙪𝙧𝙣
KOOKV [دریفت] Drift by this_isfaezeh
this_isfaezeh
  • WpView
    Reads 4,292
  • WpVote
    Votes 502
  • WpPart
    Parts 31
تهیونگ همیشه فکر می‌کرد آدم‌های خطرناک باید از دور شناخته بشن؛ با دست‌هایی آغشته به خون، نگاهی وحشی یا اخطاری که در چهره‌شون فریاد بزنه: «نزدیک نشو.» اما جونگ‌کوک هیچ‌کدوم از این‌ها رو نداشت. مردی بود با چشم‌هایی خسته، سکوتی سنگین و نگاهی که انگار سال‌ها پیش، آخرین ذره‌ی اعتمادش رو دفن کرده بود. تهیونگ بی‌هیچ دلیل روشنی حس کرد نباید بیشتر از چند ثانیه در چشم‌هاش خیره بمونه... اما موند. و گاهی، همین مکث‌های کوتاه، زندگی آدم رو از جایی می‌شکافند که هرگز تصورش رو نمی‌کرد. از اون روز، هر قدم تهیونگ اون رو به حقیقتی نزدیک‌تر کرد که پشت تاریکی، جنایت و رازهایی دفن شده بود؛ حقیقتی که شاید بهتر بود هیچ‌وقت کشف نمی‌شد. بعضی آدم‌ها زندگی‌ات رو تغییر می‌دن... و بعضی، تمام چیزی رو که از خودت می‌شناختی، نابود می‌کنن. /Couple: Kookv Genre: Crime Drama,Mystery, Romance, NC+18 /Written by: F.aezeh /Updates: Irregular
Lucky Daddies by golabaton
golabaton
  • WpView
    Reads 8,067
  • WpVote
    Votes 1,642
  • WpPart
    Parts 9
ـ خبرا رو‌ شنیدید؟! + نه! چی شده؟! ـ بیون کلاسِ ⅔B و پارک کلاسِ ½C برای هم کری خوندن و حالا قراره برای کم کردن روی هم بین خودشون مسابقه‌ی "کی بهتر از همه میبوسه" برگذار کنن! +اوووووو!!!! خب حالا قراره برای ثابت کردن بهتر بودن خودشون کی رو ببوسن؟! ـ همدیگه رو!!!! #LuckyـDaddies 🍒🍓🍒🍓🍒🍓 +مشکل چیه والدین عزیز؟! _این دو نفر! _پدر شدن! _اونم توی مدرسه! _سر یه جشنِ رقص مسخره، با چند شات مشروب و چند پک ماریجوانا! +خب مشکل چیه؟! _نمیخوان بچه رو از بین ببرن! _میخوان نگه‌اش دارن!! _ بخاطر بچه با هم ازدواج کنن!!! _و عاشق هم بشن!!!!!
Enchanter by Linlin_baek
Linlin_baek
  • WpView
    Reads 6,028
  • WpVote
    Votes 1,161
  • WpPart
    Parts 9
❉⨾ #Enchanter ❉⨾Writer: Linbunny ❉⨾Editor: Nova ❉⨾ Couple: Chanbaek | Secret ❉⨾ Genre: Omegaverse | Mpreg | Romance | Psychological | Criminal | Smut ╭──────────.★..─╮ این داستان درباره عشقه... عشقی از جنس بارون. یکی مثل بارونیه که روی خاک خشک میباره؛ تلخ و آرومه، اما پر از زندگی. اون یکی مثل بارونیه که از ترس زمین خوردن، خودش رو تو آسمون نگه میداره. بکهیون، امگایی اوتیستیک با سندروم ساوانت، یه پروفایلر (چهرهنگار) تو ادارهی فرعی پلیس سئوله. زندگی آروم و یکنواختش وقتی زیر و رو میشه که میفهمه بارداره... و پدرِ اون کوچولو، کسی نیست جز پارک چانیول، آلفای سرد، مغرور و لیدر تیمش. میون پروندههای تاریک و پر از رازهای پنهون، عشقی شکل میگیره که از جنس بارونه؛ یهجا میباره تا زندگی ببخشه، یهجا میباره تا سیل و طوفان راه بندازه... عشقشون هم نجاته، هم نابودی. ╰─..★.──────────
Silver and sea🌊🌊🌊 by Narsia_alia
Narsia_alia
  • WpView
    Reads 819
  • WpVote
    Votes 105
  • WpPart
    Parts 20
--- # عنوان داستان: نقره و دریا 🌊 **ژانر:** حماسی | امگاورس | درامِ تاریک و رمانتیک **زوج:** یونمین (Yoonmin) > پارک جیمین، امگایی کمیاب با عطرِ **شرابِ انگور** > **مین یونگی، فرمانده و آلفایِ ببریِ دریاها، مالکیتِ خود را از زمین پس می‌گیرد.** > ** این نبردِ سرنوشت‌سازِ قصر نقره و دریا است * ⚪️⚪️⚪️⚪️⚪️⚪️⚪️⚪️⚪️ پی نوشت: فنفیکشن کامل نوشته شده فقط نیاز به ویرایش و حمایت داره❤️