💜
6 cerita
BABY GIRL [AU] Book1 oleh nsfwmarvel
nsfwmarvel
  • WpView
    Membaca 193,308
  • WpVote
    Vote 11,802
  • WpPart
    Bab 37
"اگه تا الان دیوونه نبودم .. فک کنم دارم مجنون میشم!"
Fuji {Lesbian} oleh itislavender
itislavender
  • WpView
    Membaca 16,178
  • WpVote
    Vote 1,573
  • WpPart
    Bab 17
[Larry child] تاریکی همیشه جای پلیدی،زشتی و گناه نیست. تاریکی میتونه جای تنهایی باشه.. میتونه جای غم های هزارساله باشه.. جایی که تمام خاطرات نداشته اونجا کهنه میشن و حتی وجود نداشتنشون هم از بین میره.. و برای بیرون اومدن از این تاریکی،باید به درون روشنایی رفت. و این روشنایی چه چیزی..یا چه کسی میتونه باشه؟
My Mad Hatter[LGBT] oleh endofthedarkness
endofthedarkness
  • WpView
    Membaca 30,759
  • WpVote
    Vote 2,493
  • WpPart
    Bab 12
شاید همه چیز تغییر میکرد اگه نمیبوسیدمت ، اگه داخل چشمات غرق نمیشدم تو من رو دیوانه کردی ، دیوانه یِ کلاه دوزهِ تو!
Fatal Attraction | Jenlisa version  oleh persianblinks
persianblinks
  • WpView
    Membaca 10,219
  • WpVote
    Vote 1,061
  • WpPart
    Bab 13
جنى كيم فكر ميكرد هرچيزى كه از زندگى ميخواست رو داره؛ شهرت، دوستاى عالى، و يه دوست پسره دوست داشتنى كه واسه قيافش ميشه غش رفت. ولى چى ميشه اگه از يه كلاب گروگان گرفته بشه و بيدار بشه و يه دختر فوق العاده خوش قيافه كه اسمش ليساست رو ببينه، دخترى كه نه تنها باعث ميشه چيزايى رو حس كنه كه تاحالا هيچوقت حس نكرده، بلكه ادعا ميكنه يه خوناشامه؟ وقتى به دنياى بيرحمه تاريك از گذشته ها و رازهاى دردناك كشيده ميشه، آيا ميتونه ازش نجات پيدا كنه؟ [Persian Translation] Translated By @envain All Right goes to the original author.
Busan | Jenlisa  oleh persianblinks
persianblinks
  • WpView
    Membaca 64,790
  • WpVote
    Vote 5,549
  • WpPart
    Bab 39
ليسا منوبان يه دختر معمولى بود كه تازه درسش رو تو بوسان تموم كرده بود ، و وقتى به سئول برميگرده براى دنبال كردن آرزوهاش يه شغل آبرومندانه برا خودش دست و پا ميكنه.قبل ازينكه بوسان رو ترك كنه ، دوستش رزى اونو همراه خودش به يه پارتى شبانه ميبره ، اونا ميخواستن قبل ازينكه اونجارو ترك كنن يكم خوش بگذرونن، و بعد ليسا دخترى رو ميبينه كه شبش رو كاملا براش تغيير ميده، جنى كيم، كسى كه باهاش يه وان تايت استند رو ميگذرونه. ليسا مطمئنه كه ديگه اون دخترو ملاقات نميكنه، چون اولاً صبح بعدش به سئول برميگرده و دوماً خودشو از اون دختر پنهان ميكنه.ولى متاسفانه ليسا دوباره اون دختر رو توى سئول ميبينه . آيا دوباره ميتونه خودشو ازش قائم كنه؟ يا بهش اجازه ميده وارد زندگيش بشه؟ Originally Written By @jenlisaislifue [Persian Translation]