+همه چی از یه بازی احمقانه شروع شد وی هیچ وقت فکرشم نمی کرد که سر خفن نشون دادن خودش تبدیل به یک گرگینه شه؟
_زندگی به معنای واقعی قصد روی خوش نشون دادن رو به جیمین نداشت تازه از دست دوران راهنمایی وحشتناک و افسردگی شدیدش به خاطر آزار همکلاسی هاش راحت شده بود که پدر و مادرش تصمیم گرفتن به خاطر شغل مادرش به یه شهر دیگه برن
+ جیمین هیچ وقت فکرشم نمی کرد که با پا گذاشتن به این شهر مرموز قراره زندگیش به این اندازه
تغییر کنه!!
اسمات 🔞
روز های آپ دوشنبه اما اگه از داستان حمایت شه
به دوروز در هفته افزایش پیدا میکنه
من بیهوشت کردم
از نزدیک ترین آدم های زندگیت جدات کردم
با چاقو روی بدنت نقاشی کردم
و تو انقدر شکسته بودی که به هر حال عاشقم شی
باید فکرش و میکردی که من از چیزی که به نظر میام خطرناک ترم...
#1 Gangster
#2 Louis Tomlinson
#2 Stylinson
#3 Larry
#3 Larrystylinson
#14 Harry Styles
نام : moon in the galaxy (ماه در کهکشان)
کاپل: کوکمین ، تهجین
ژانر: رومنس ، درام، انگست،هپی اند ، +18
نویسنده : mind writer
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
اولین باری که دیدمت فکر می کردم یه پسر لوس و مغرور و پولداری...
با ابرو های بالا رفته نگاهش کردم که خندید...
-خب؟
+اما بعدش...نمی دونم شاید همون روزی که به جای پول، ازم قهوه خواستی، بنظرم متفاوت اومدی...راستش هیچوقت فکر نمی کردم یه روز باهات حرف بزنم...برم بیرون...بخندم...بستنی بخورم...تو همیشه باعث می شی من به خودم فکر کنم...به اینکه یه چیزی بخوام...به اینکه بخوام بخندم...بخوام شاد باشم...بیرون برم...خوش بگذرونم...
حس می کردم دارم شیرین ترین جمله های دنیا رو می شنوم...
چطور یه نفر می تونست انقدر شیرین باشه؟
+اولین بار که منو دیدی به چی فکر کردی؟
-این پسره اعصاب خوردن کن عجیب کیه؟
داشتم به قیافه ی شاکیش می خندیدم که با حرفی که زد خندم محو شد...
+اون شب من همه چیز رو شنیدم...
.
.
.
[ فصل اول کامل شده]
[فصل دوم کامل شده]
[ افتر استوری کامل شده]
Number 1 in #kookmin
(Persian translation)
راستش،جیمین و ته هیونگ موفق شدن که دوباره هم اتاقی هم تو کل تور بشن
ولی ته هیونگ...متفاوته. اون بالغه.اون هیچ وقت لبخند نمیزنه.
بجز وقتایی که جیمین نزدیکش باشه. ولی چی؟ جیمین اینو نمیدونست، تهیونگ اینو مثل راز نگه داشته بود.بیشتر شبیه،بخشی از اون بود که اون هرگز ندیده بود.
جیمین خیلی زود جزء ای از اون میشه،و زندگیش شروع ب تغییر می کنه.خیلی زیاد...
*به شدت به شدت اسمات*
فیک با اجازه از نویسنده ترجمه شده
ترجمه همکاری me & Lia
Vmin 5#
523k ریدر
17،6k ووت
تو دورانی که کره جنوبی تازه داشت با فرهنگ غرب یکی میشد، جیمین پسر بیچاره ای که سر پرست چهارتا بچه یتیم بود، خودشو به یه مرد خوشتیب برای یه شب میفروشه! اما جیمین وقتی دنبال مرد میره،متوجه میشه که نه فقط یک شب،بلکه کل زندگیشو به عنوان یه همسر به اون مرد داده! حالا خیلی جالب میشه اون مرد یعنی"کیم تهیونگ" یه خوناشام باشه و جیمین اینو ندونه!
❤ژانر: اسمات😜 خوناشام👿 فراطبیعی👽 عاشقانه💖 انگست 😿
❤رده سنی: بالای 19 سال🔞
❤کاپل اصلی: ویمین 😍
❤کاپل فرعی : جینمین 💖
تو باعث نفس تنگی من میشی...
مهم نیست چقدر تلاش کنم با وجود تو نمیتونم درست نفس بکشم.
مطمئنا تا وقتی که هستی نمیذاری به طور عادی زندگی کنم.
اما چکار کنم؟
چشمان تو جهان را برام تازه کرد.
تو همه چیز در زندگی منی.
هرکاری هم کنم باز هم دوستت خواهم داشت.
حتی اگه نفسم رو بگیری...
The best ranking
#1 jimin
#1 jikook
#1 bangtan
#1 kookmin
(Completed)
خاطرات مبهم!
خاطراتی که باعث شد پسر بی گناهی مثل جیمین وارد بازیِ ناعادلانه ای بشه . بازیی که فقط مافیایی مثل جانگ کوک برنده میشدن .
جیمین فقط میخواست به خواسته اش برسه ، خواسته ای که برای براورده کردنش باید به جانگ کوک نزدیک میشد.
نزدیک شدن به جئون جانگ کوک ، رئیس بزرگترین باندِ مافیا یک تصمیم غلط بود ولی تنها راه بود. تنها راهی که جیمین رو به خواسته اش می رسوند تا جیمین بتونه تمام خاطرات لعنتیش رو به سرانجام برسونه.
--------------------
جانگ کوک: از پسرای بد خوشم نمیاد. پسرای بد باید تنبیه بشن دقیقا مثل تو که باید تنبیه بشی . بهت هشدار داده بودم پسر خوب و مطیعی باشی.
با دست ازادش گونم رو نوازش کرد.
+دوست ندارم پسر خوشگلی مثل تورو تنبیه کنم ولی متاسفانه از پسرای بد خوشم نمیاد حتی خوشگلش.
----------------'
#1kookmin
#1 jikook
#1gayfiction
#1 mafia
#1 fiction
#1 iran
#2 iran
#3fiction