~Larry
10 stories
Artist. oleh Its_Sany
Its_Sany
  • WpView
    Membaca 20,863
  • WpVote
    Suara 3,789
  • WpPart
    Bagian 53
[Complited] هنر؛ نه هیچ‌چیز جز هنر ! ما هنر را داریم و از این‌روست که حقیقت سبب مرگ‌مان نمی‌شود. [Z.M] [L.S]
Louten~[L.S] oleh larry_diary
larry_diary
  • WpView
    Membaca 78,164
  • WpVote
    Suara 17,918
  • WpPart
    Bagian 34
یه اتفاق ساده و کوچیک باعث شد زندگی هری برای همیشه تغییر پیدا کنه . چه خوبه که از اتفاق های ساده و کوچیک ساده رد نشیم. این شما و این داستات زندگی هری و هم خونه جدیدش هم خونه ایی که از یک جعبه کفش کنار خیابون ، راه به آغوش گرم هری پیدا کرد. به زندگی در کاتونیا خوش آمدید.
ฯMaRsHmaLLow wiTh CoFFee oleh Don_Mute
Don_Mute
  • WpView
    Membaca 67,477
  • WpVote
    Suara 11,758
  • WpPart
    Bagian 17
៛Larry Stylinson Cute MPREG Short story៛ +تو قهوه تلخِ منی! ×تو ام مارشمالوِ صورتی منی! 🚫(Smut,Mpreg) θθθθθθθθθθθθθθθθθθθθθθ #1_gaylove #1_shortstory #2_cute
SIR oleh loulouTomlinson91
loulouTomlinson91
  • WpView
    Membaca 58,977
  • WpVote
    Suara 8,092
  • WpPart
    Bagian 17
❌COMPLETE❌ LOUIS TOP👑 ژانر : مافیایی_رومنس (جنسی) هری یه جوون عادی بود قبل اینکه سر از یه گروه مافیا دربیاره لرری استایلینسون
Say Something~L.S [Completed] oleh gisustylinson
gisustylinson
  • WpView
    Membaca 127,640
  • WpVote
    Suara 17,838
  • WpPart
    Bagian 40
"یه چیزی بگو...دارم ازت دست میکشم... من فردِ خاصِ زندگیت میشم، اگر تو ازم بخوای... هر جایی بری من دنبالت خواهم اومد... یه چیزی بگو... دارم ازت ناامید میشم..." say something I'm giving up on you... Translator : @blueheartedme_
Valley of the Wolves oleh loulouTomlinson91
loulouTomlinson91
  • WpView
    Membaca 23,135
  • WpVote
    Suara 6,863
  • WpPart
    Bagian 33
❌complete❌ لویی پسر دوم پادشاه سارای است و مورد حسادت و خشم برادر بزرگترش چه اتفاقی می افتد اگر قدرت حمایت پدرش را از دست بدهد و بی پناه به دره ای پر از گرگ روانه شود ژانر : تخیلی _ رومنس #Larrystylinson #L&H💙💚 ITS A BUTTOM LOUIS FF
EXPERIMENT (L.s) oleh story_1d_larry
story_1d_larry
  • WpView
    Membaca 325,811
  • WpVote
    Suara 45,516
  • WpPart
    Bagian 75
تنها گذاشتن فقط کاره یک انسان است.....اما من که انسان نیستم.....پس اینو تا آخرین روزی که نفس میکشی با خودت تکرار کن " من هیچ وقت تنهات نمیزارم". Finished✅✅ _________________ #experiment1#
Legionnaire(L.S) [Completed] oleh mahsaf79
mahsaf79
  • WpView
    Membaca 387,584
  • WpVote
    Suara 50,977
  • WpPart
    Bagian 64
" دوتا زندگی واسم ساختی : زندگی فوتبالی ، زندگی پر از عشق"
•Amazing Sin• [L.S]  oleh SeTaRe4
SeTaRe4
  • WpView
    Membaca 52,334
  • WpVote
    Suara 7,685
  • WpPart
    Bagian 19
[Complete] چرخ‌دنده‌های مغز لویی شروع به حرکت میکنن.چرخ‌دنده‌های شیطانی‌ای که باعث شدن لویی یه نقشهٔ انتقام عالی از تیلور رو بکشه.دیگه نشستن و تحمل کردن کافیه.اگه تیلور میخواد لویی رو 'هرزه' خطاب کنه،اشکالی نداره،لویی هم مثل یه هرزهٔ واقعی رفتار میکنه. "میخوام یه چیزی بگم و شما هم به عنوان دوستام،وظیفه دارین که در هر صورت عاشقم باشین." "این اصلا خوب نیست." نایل گفت و زین فقط ناله کرد. "جریان اینه که...من میدونم ما این قانونِ مسخرهٔ 'واکنشی به حرف‌های تیلور نشون نده' رو گذاشتیم.ولی اگه من بتونم از یه راه دیگه ازش انتقام بگیرم چی؟" لویی پرسید.اون منتظر جواب نموند،چون میدونست که دوستاش تا الان یاد گرفتن چاره‌ای به‌جز قبول کردن حرف‌های لویی و همکاری کردن باهاش رو ندارن. "اگه دوست‌پسرش رو بدزدم چی؟" یا،داستانِ لویی 'دزدِ دوست‌پسر' تاملینسون. °Persian translation°
Always You [L.S] ~ By Miss X oleh larry_diary
larry_diary
  • WpView
    Membaca 3,308,960
  • WpVote
    Suara 303,313
  • WpPart
    Bagian 140
هری...هرررری...خواهش میکنم نجاتم بده...نذار من رو ببرن...هرررری... قطرات اشک گونه های پسر چشم سبز رو تر میکنن...صدا توی ذهنش تکرار میشه....حتی جرات نکن به التماس هاش گوش بدی استایلز...حتی جرات نکن برگردی سمتش... صدای فریادهای وحشت زده ی لویی تنش رو میلرزونن...روحش رو از هم میدرن...قلبش رو از کار میندازن اما این اجبار بود.هری این قسم نانوشته رو امضا کرده بود. صدای لویی پشت سرش خاموش میشه.زمزمه ی خفه ی هری توی باد گم میشه. هری:متاسفم لویی.متاسفم...