Harry Styles_B
73 histoires
Nude (Persian Translation) par Elicchiw
Elicchiw
  • WpView
    LECTURES 4,554
  • WpVote
    Votes 377
  • WpPart
    Chapitres 32
•تو چشمای مثل فرشتش ذره ای از شیطان وجود داشت••• اون دختر به رنگ پریدگی زمستون بود با پوست صاف و ابریشمی خالص مانند رنگ تازه ریخته شده تمام چیزی که اون پسر میخواست انجام بده این بود که یک روان نویس برداره و با تیره ترین رنگ جوهر داستانش رو روی بدن دختر بکشه 🚫هشدار🚫 این داستان شامل محتوای بالغ است دارای صحنه های جنسی،مواد مخدر،خشونت امیز و.... لطفا با ریسک خودتون بخونید این داستان ترجمه است لطفا از هرگونه کپی برداری خودداری نمایید امیدوارم از این داستان لذت ببرید❤
BRAIN DEATH [H.S] par sharona_sn
sharona_sn
  • WpView
    LECTURES 2,668
  • WpVote
    Votes 162
  • WpPart
    Chapitres 4
[+18] +Sex هر آدمی تو زندگیش زخمای بزرگی داره چه عمیق چه سطحی ولی بیشترشون تموم شده یا داره درمان میشه اما زخمی که من داشتم داره دوباره شروع میشه شروع یک داستان دوباره درد دوباره حس دوباره نفرت دوباره زجر دوباره ...... بزارین بهتون بگم که زخم خونی شده من چیه...
Notes for him par Its_Robin
Its_Robin
  • WpView
    LECTURES 2,139
  • WpVote
    Votes 507
  • WpPart
    Chapitres 27
زندگی با تو شیرین ترین رویا... و بدون تو دردناک ترین عذاب هست... (Completed)
DARK | Complete par 1DFanFic_iran
1DFanFic_iran
  • WpView
    LECTURES 166,352
  • WpVote
    Votes 10,597
  • WpPart
    Chapitres 75
[كتاب اول] اون پسر فكر ميكرد كه اون دختر هم مثل بقيه دخترهاست . اون دختر هم فكر ميكرد كه اون پسر بدترين كابوسشه. اما اختلاف ها باعث نزديك شدن ميشن. قسمت هاى تاريك پيدا ميشن ، و دوباره عاشق شدن ياد گرفته ميشه. ايا اون دختر ميتونه به اون پسر دست پيدا كنه؟ ايا اون پسر ميتونه گارد هاى خودش رو پايين نگه داره. خودتون ببينيد چه اتفاقى مى افته وقتى تاريكى و روشنايى با هم تركيب ميشن. [کتاب دوم] knockout در ادامه ی همین کتاب... [Persian Translation] (Harry Styles AU) copyright all rights reserved @han_rawr
Sin par VoidVillanelle
VoidVillanelle
  • WpView
    LECTURES 3,061
  • WpVote
    Votes 604
  • WpPart
    Chapitres 17
[Harry Styles and SPN Fanfiction] "تو کی هستی؟" مرد به دستاش خیره شده بود،کمی چرخید به دختر نگاه کرد و حلقه اویزان از لبش را به ردیف پایینی دندان هایش سایید...مرد حرفی نزد و فقط به دختر نگاه کرد،بدون پلک زدن،نقطه سیاه روی لبش مدام این سو و ان سو میرفت. "شنیدی چی..." حلقه لب مرد شروع به حرکت کرد و سپس پیچ و تاب خورد سپس از لبش جدا و به کرمی سیاه و بلند تبدیل شد که همچون تکه ایی لجن از دهان مرد بیرون امد. مرد چشمانش را بست و خمیازه کشید سرش به عقب چرخید و در همین حین زبانش به صد ها کرم سیاه تبدیل شد که روی زمین کوچه تاریک ریخت. "مسیح..." وقتی چشمانش را دوباره باز کرد،چیزی وجود نداشت تنها دو حفره خالی و سیاه که برق میزد مایعی تیره از گونه هایش سرازیر شد،انگار جمجمه اش با روغنی غلیظ و زنده پر شده بود. لب هایش به سمت بالا حرکت کرد و شکل نیشخند به خودش گرفت. "من کیم؟" زمزمه وار گفت و بعد ارواره رنگ پریده اش طوری شل شد که انگار از لولا در امده است. دختر ناگهان به خودش امد و فریاد زد. اما قبل از ان صدای زمزمه خش دار مرد در سرش پیچید. "گناه"
Fake par fatemed21
fatemed21
  • WpView
    LECTURES 134,952
  • WpVote
    Votes 12,684
  • WpPart
    Chapitres 48
همه چیز قرار نیست طبق برنامه پیش بره در حال ویرایش (بعضی پارت‌ها تغییرات خیلی جزئی و غیرضروری دارن)
Hidden Eyes [H.S] par Born2Bblue
Born2Bblue
  • WpView
    LECTURES 12,931
  • WpVote
    Votes 718
  • WpPart
    Chapitres 22
تا حالا احساس کردی یه نفر داره نگاهت میکنه و حواسش بهت هست؟ بهت تبریک میگم به جهنم خوش اومدی به زندگی من خوش اومدی به زندگی که دو تا چشم مخفی دارن نگاهت میکنن
Me & You(persian) par Tallanstyles
Tallanstyles
  • WpView
    LECTURES 4,780
  • WpVote
    Votes 848
  • WpPart
    Chapitres 34
فن فیکه هری استایلز ... دوتا کله شَـــق دوتا مغرور دوست ندارن ببازن.... ... فن فیک فوق العاده طنزه امیدوارم از خنده بِترکین;-)