Teddy's choice
4 historias
K-Heaven (HyunLix x Reader) por angel_StephAnie
angel_StephAnie
  • WpView
    LECTURAS 26,075
  • WpVote
    Votos 3,266
  • WpPart
    Partes 37
کِی هِوِن، بهشت کی پاپر ها. جایی که می‌تونن تو لایو ایدل هاشون شرکت کنن، مستقیماً باهاشون در ارتباط باشن و مهم تر از اون دوست های کی پاپر جدیدی از سراسر دنیا پیدا کنن. دوست هایی که گاهی هویّت واقعیشون هیچوقت نباید برملا بشه. Holy Hyunjin joined the chat. Lixie Lee joined the chat. Text AU & Smut *It's just a fanfic not a dic*. Don't take it so hard.* می‌شود گفت طنز.
Death GOD (Luhan X Reader) ✔ por angel_StephAnie
angel_StephAnie
  • WpView
    LECTURAS 15,273
  • WpVote
    Votos 3,059
  • WpPart
    Partes 37
✔ خدای مرگ| پایان یافته دیدن یک پسر خوشتیپ و جذاب که اسم و فامیلی‌ات رو صدا میزنه همیشه هم نمیتونه خوب باشه، مخصوصا وقتی لبه کلاه سیاه و عجیبش رو بالا بده و با لحن خونسردی بهت بگه: _ متاسفم که اینو میگم، اما شما فوت کردید. • ژانر: فانتزی، رمنس • کاپل: لوهان x خواننده، کاپل سکرت (اکسو x بلک پینک) • محدودیت سنی: ندارد • نویسنده: Angel Stephanie
STRAWBERRIES & CIGARETTES | BANG CHAN por judiishere
judiishere
  • WpView
    LECTURAS 19,634
  • WpVote
    Votos 2,908
  • WpPart
    Partes 36
"هی! می‌دونستی یه نظریه میگه که ما قبل از اینکه بوجود بیایم ذره هستیم؟ " گوله های برف روی صورتم میریختن اما من حسشون نمی‌کردم چون داشتم از درون میسوختم "یعنی چی؟" کریس غلتید و بدنشو به بدنم نزدیک تر کرد "فکرشو بکن.من و تو،همه ی آدم های این سیاره،هممون ذره بودیم.حتی کوچیکتر از الکترون ها.حتی کوچکتر از این کریستال های شیش ضلعیِ برف که روی گونه هامون میریزن." "تو واقعا بهش باور داری،کریستوفر؟" "نمی‌دونم هانا.اما چیزی که ازش مطمئنم اینه که توی این لحظه،من،تو،هردومون ممکنه در مقایسه با این کهکشانی که توش هستیم از ذره هم کوچیکتر باشیم اما وقتی به هم نگاه میکنیم،کهکشانمون رو توی چشمای همدیگه می‌بینیم.کهکشانی که فقط ما دوتا ازش خبر داریم. "
About LENA por zarzartala
zarzartala
  • WpView
    LECTURAS 7,377
  • WpVote
    Votos 1,061
  • WpPart
    Partes 31
[کامل شده] برو... برو و به اندازه تمام رنج‌هایی که کشیدی زندگی کن، به اندازه همه اشک‌هایی که توی خلوتت ریختی شادی کن، برو و طوری بخند که همه‌ی این خاطره‌های بد از یادت بروند. . . لنا آیدول تازه‌کاریه که یه راز بزرگ و خطرناک داره؛ تمینم سونبه‌ییه که از دروغ و دورویی متنفره، چی میشه اگه این دو نفر بهم علاقه پیدا کنن، بدون اینکه بدونن ممکنه چقدر بهم آسیب بزنن؟ . . 📎در کنار داستان بالا ما کیم جونگینی رو داریم که یه اشتباه بزرگ می‌کنه؛ مینهویی که قصد داره خودشو تو تجارت ثابت کنه؛ یه عدد اونیو با مجردی طولانیش و کیبوم غرغرویی که هر کاری میکنه قاطی دردسرای بقیه نشه نمیشه و از همه مهمتر یه دختر کوچولوی ناز به اسم ارین که با کلی کاراکتر دیگه قراره یه رمان طولانی و پرهیجانُ بسازن🤞 . . با حضور تقریبا همه‌ی بروبچه‌های اس‌ام و برخی از آیدل‌های کمپانی‌های همساده😀