بیون بکهیون، یک روزِ عادی مثل روز های قبل از خواب بلند میشه و میفهمه تا آخرِ شب بیشتر زنده نمیمونه.
ژانر: انگست، رمنس، اسمات
کاپل: چانبک
پی نوشت: برای منی که احساسی دوست ندارم و نمینویسم خیلی یجوریه که اینو آپ کنم.. ولی امیدوارم خوشتون بیاد؟
پی نوشت۲: احتمالاً بقیه ی وانشات هامو توی همین کتاب آپ کنم.. پس به به ریدینگ لیستتون اد کنین و بدونین من با هربار آپ کردن در این کتاب، مشخصات کتاب رو با توجه به چیزی که آپ کردم عوض میکنم.
💗﹌⃜﹌⃜﹌⃜𖥸🧸☁️𖥸﹌⃜﹌⃜﹌⃜💖
🌸فیکشن : بازنویسی ستارهها
🌸وضعیت: کامل شده
🌸کاپل : چانبک، مینوو
🌸ژانر:فلاف، رمنس، ددی کینک، اسمات
💗﹌⃜﹌⃜﹌⃜𖥸🧸☁️𖥸﹌⃜﹌⃜﹌⃜💖
پارک چانیول کسیه که از نظر خودش و اطرافیانش از نوترون خالص تشکیل شده و چیزی تو این دنیا نمی تونه اعصاب آرومش رو بهم بریزه! چه اتفاقی براش میفته اگه مجبور به نگهداری از یه کوچولوی شیطانی بشه که با مظلوم نماییش قراره اعصابش رو به چالش بکشه؟!
داستان کوتاه: میل مبهم
✓کاپل: چانبک♡
✓ژانر: رمنس، اسمات 🔞
📝خلاصه:
چانیول با بحران بیپولی، بعدِ از دست دادن کارش دست و پنجه نرم میکنه. اون تازه با پسری آشنا شده که حس میکنه حسابی استایلشه و همینم تحمل اوضاع رو آسونتر میکنه...
اما درست صبح روزی که فکر میکرد قراره با دوست پسر جدیدش خوش بگذرونه سر و کله ی جونمیون پیدا میشه. اونا دوتایی سفریرو آغاز میکنن که میتونه خیلی چیزارو تغییر بده...!🌴
چانیول، یوتیوبر و آهنگسازیه که گاهی آهنگ های معروف رو دوباره خودش با گیتار آکوستیک و بعضی اوقات الکتریکش کاور میکنه؛ و بکهیون کاوریستیه که آهنگ های مورد علاقه ـش رو برای فناش بازخونی میکنه.
این دو نفر، مثل هر یوتیوبر دیگه ای گاهی با هم همکاری میکنن...اما فناشون چطور میتونن اونارو کنار هم ببینن و با هم تصورشون نکنن؟ اونا به طور لعنت شده ای برای هم ساخته شدن!
امیدوارم خوشتون بیاد~
وت یادتون نره و لطفاً اکانتمو فالو کنین3>
چی میشه اگه کسی رو که همیشه توی رویاهاتون میبینین رو در واقعیت ملاقات کنین ؟
💮_______________________💮
چانیول، بکهیون رو در حالی که بیهوشه با صورتی خون آلود و زخمی ، کنار جاده ای پیدا میکنه و تنها کاری که از دستش برمیاد زنگ زدن به پلیس و اورژانسه . بدون اینکه بتونه چهره ی بکهیون رو توی تاریکی شب به خوبی ببینه ....
و بعد از اون اتفاق توهم هاش شروع میشه و باعث میشه اون به فردی منزوی تبدیل بشه ....
چند سال بعد بکهیون که از تصادف جون سالم بدر برده و با کمک کیونگسو تونسته سر پا بایسته و مدل بشه، متوجه میشه که چندین ساله که قهرمان خوابهاش همیشه یک نفره و هر شب فقط اون یک نفر رو توی خوابهاش میبینه و برای فرار از علاقه ی احمقانه ای که به پسر رویاییش پیدا کرده با سهون آشنا میشه که ماجرا پیچیده ای رو با لوهان پشت سر گذاشته .
💮_______________________💮
چانیول با وحشت به پسری که گوشه ی اتاق ایستاده بود نگاه کرد
"لعنتی"
سعی کرد بهش توجه نکنه و مشغول زدن طرح بشه . اما نمیتونست همه ی فکرش اونور اتاق بود چرا دوباره اومده بود و بهش خیره شده بود .
"باید برم دکتر. چرا دوباره توهم هام داره شروع میشه"
💮_______________________💮
یکی از معانی عدد ۲۴ در علم عدد شناسی ، عشق است . ۲۴ به معنای عشقی تمام وقت است . وقتی که ۲۴ ساعت شبانه روز رو به فکر معشوق هستی و ب
یک روز صبح، روزی که قرار بود خیلی معمولی و عادی باشه، بکهیون بعد از بیدار شدن از خواب شبانه در کنار همسرش، متوجه میشه که چانیول اون رو فراموش کرده و خاطراتش به سالها قبل زمانی که ازش متنفر بود برگشته .
------------
در علم نجوم NewMoon زمانیست که نور خورشید سمت دیگری از ماه را روشن میکند و ساکنین زمین قادر به دیدن ماه نیستند . ماه تا چند روز آینده که دوباره درخشان شود در فاز تاریکی قرار دارد .
نیومون داستان چانیول و بکهیونی را روایت میکند که در فاز تاریک زندگی قرار گرفتند .
فیک NewMoon دارای سه فصل یا بخشه که در هر فصل یک زمان از زندگی شخصیت ها روایت میشه .
------------------
'جزیره' Island
فصلی که دوران نوجوانی کاراکترهای اصلی رو روایت میکنه .
'عاشقم باش' LoveMe
در این فصل با دوران جوانی کاراکترها همراه میشیم و رابطه ها شکل میگیرن .
' از یاد رفته ' Forgotten
این فصل اصلی ترین فصله و در واقع پوینت داستانه . و چند سال بعد از عاشق شدنشون رخ میده .
چانیول رییس یک کمپانی بزرگ به اختلال شدید OCD (وسواس) مبتلاست و به علت همین بیماری با وجود تمایل شدیدش تا به حال نتونسته با کسی رابطه ی جنسی داشته باشه .
از اونجایی که گرایش جنسی اون به جنس موافقه ، با راهنمایی های دکترش به این نتیجه میرسه که بهتره سکس رو از یک پسر باکره شروع کنه . پسری که مطمئنه سالمه و بیماری خاصی نداره . تا کم کم بتونه به ترسش غلبه کنه .
چانیول به دنبال یک پسر باکره میگرده اما پیدا کردنش آسون نیست . چون چانیول به دنبال عشق نیست و میخواد در ازای پرداخت پول مدت کوتاهی رو با اون پسر باشه . پیدا کردن یک هرزه ی باکره از اون چیزی که فکر میکنه سختتره خیلی سختتر .
تا اینکه یک شب در صفحات پورنی که تقریبا هر روز با اونها خودارضایی میکنه یک آگهی میبینه .
پسری که حاضر به فروش باکرگیش به مبلغ خیلی گزافیه .
توضیح : خلاصه ی داستان ممکنه خیلی سکسی و بالای هجده به نظر برسه اما در حقیقت شبیه به بقیه ی فیکهای منه و از حد معمول قرار نیست خارج بشه .
بکهیون یک آدم معمولیه،درواقع خودش این فکرو راجع به خودش داره و سعی میکنه همونطور رها زندگی کنه تا اینکه یک نفر اون رو پروانه صدا میزنه و فکرشو بهم میریزه..