Setareeh181
- Reads 110,517
- Votes 13,939
- Parts 82
چهار ساله همه ازش متنفرن...
پدر...
مادر...
برادر...
حتی همه ی فامیل با نگاه های پر از نفرت دلش رو به درد میارن...
فقط و فقط به جرم بی گناهی...
بی گناهی که تو دادگاه همه گناهکاره...
تا اینکه بالاخره بعد از چهار سال غریبه ای رو میبینه که از هر آشنای ی براش آشنا تره...
یا شاید هم آشنایی که از هر غریبه ای براش غریبه تره...
خودش هم نمیدونه...
ولی این میشه نقطه ی آغاز دوباره ای برای داستان زندگی اون...