My favorite fakes
4 cerita
Belona oleh lantern_77
lantern_77
  • WpView
    Membaca 4,001
  • WpVote
    Vote 620
  • WpPart
    Bab 19
داستان مدرسه ی والنسیا از کاراموز عجیبی به اسم بویونگ در سال 2000 شروع میشه طلسمی قدیمی در مدرسه ی والنسیا مهر و موم شده و زمان فعال شدن طلسم نزدیکه مسئله پنهانی اینه که هیچ کس به جز روح هایی که توی اون مدرسه حضور دارند از جادوی طلسم باخبر نیست همه چیز دست به دست هم میدهد تا بویونگ دختری که به تازگی وارد مدرسه شده، برای پیدا کردن گذشته ی رمز آلود آن مدرسه و شکستن طلسم به واسطه ی ارواح در زمان سفر کند و راز غمگینی که در 50 سال قبل به فراموشی سپرده شده رو کشف کند ⌚⌛ تقصیر ما نیست که توی زمان اشتباهی متولد میشیم
DÉJÀ VU oleh taenes_
taenes_
  • WpView
    Membaca 20,146
  • WpVote
    Vote 1,835
  • WpPart
    Bab 12
یادمه روزی یه نفر بهم گفت «این زندگی فقط یه خوابه! خوابی که خیلی زود ازش بیدار میشی و از تک تک لحظاتش فقط به عنوان یک دژاوو یاد میکنی!» 📔دژاوو
The Hybrid Diaries 1 oleh Code01_Fic
Code01_Fic
  • WpView
    Membaca 19,705
  • WpVote
    Vote 3,409
  • WpPart
    Bab 37
| کتاب اول از مجموعه خاطرات یک دورگه | "پانصد سال پیش، سه یاقوت قدرت از فرشتگان محافظ دزدیده و به زمین برگردونده شدند. شیطان پا به زمین گذاشت و از همان زمان بود که جنگی بزرگ میان موجودات افسانه‌ای خوناشام، گرگینه و جادوگر آغاز شد. اما داستان دیگری پشت این سه یاقوت پنهان شده است... داستانی از جنس درد، غم و عشق! داستانی که تنها یک نفر از آن باخبر است...!" • Characters : | Nct : Taeyong - Jaemin - Jisung | Exo : Sehun - Chanyeol | Shinee : Taemin | Redvelvet : Seulgi | Bts : Jungkook | IOI : Sejeong - Somi | Oneus : Xion | Itzy : Yeji • Genre : Fantasy | Thriller | Romance | Adventure • Telegram Channel ⇴ @Code01isHere
Avi○r oleh taenes_
taenes_
  • WpView
    Membaca 70,640
  • WpVote
    Vote 7,917
  • WpPart
    Bab 48
وی، اون یک خدای طرد شده بود که برای رهایی از بند اسارتش با من پیمان بست و خدمتگزارم شد. اون استاد سحر و اهریمن دانشگاه اسمرالدو و یک ققنوس با بال های آتشین بود که قلبی نداشت و به گفته اطرافیانم "هزاران سال بود که بدون هیچ احساسی به راحتی زندگی میکرد"؛ وی، اون موجود شیطانی در جسم یک پسر جذاب با چشمانی گیرا، کسی بود که من، ارباب ٢٠ ساله اش، عاشقش شدم... 📔آویور