نام : Please calm me down
کاپل : ویکوک
کاپل فرعی : چانبک ، یونمین ، نامجین
ژانر : رومنس . فلاف . انگست . کمی اسمات . هپی اند
روز های اپ : تموم شده :))))
۴ اسفند ۱۳۹۸ / ۱۹ تیر ۱۳۹۹
خلاصه : جونگ کوک پسریه که تکیه گاه تمام دوستاشه و به همشون ارامش میده و روتین زندگیش خسته کننده شده و یکیو میخواد که بهش ارامش بده و ازش محافظت کنه و تا ابد تو بغلش قایم شه ولی از عشق میترسه چون بارها بهش اسیب زده ولی چی میشه اگه از خونه کیم تهیونگ سر در بیاره و بدون اراده عاشق پسر مرموز که مثل شاهزاده مراقب ازش محافظت کنه سر در بیاره ؟
"بهار به سمتت اومد...
ولي براي من زمستون سر رسيده ... "
روز های اپ: متاسفانه نویسنده با بیماری رایترز بلاکی رنج میبره ولی قول میده بچه خوبی باشه بنویسه و اپ کنه*-*
دوتا دوست مجازی که کم کم عاشق هم میشن با یه اتفاق کات میکنن و دیگه خبری از هم ندارن و زندگی یکی ازونا تباه میشه..
چی میشه اگه در آینده اونا عضو گروه معروف بی تی اس شن و بعد ازینکه دوباره به هم حس پیدا کردن بفهمن همون آدمان؟
_تو همونی؟تو همون عوضی هستی که یه شبه ولم کرد؟عاشقم کرد و ولم کرد؟
+ازت عضر میخوام
_فقط خفه شو
........ ......... ........... .......... ....... ........ ........ ........ ........ ......... ......... ....... ......... ....... ........ ........ ....... ........ ....... ........ .....
+اینبار بیا واقعا کاپل شیم،بیا زندگیمونو باهم بسازین
_اینبار نوبت منه بیب
........ ......... ........... .......... ....... ........ ........ ........ ........ ......... ......... ....... ......... ....... ........ ........ ....... ........ ....... ........ .....
-بایست کیه دخترم؟
+کیم تهیونگ..تو میشناسیش بابایی؟
........ ......... ........... .......... ....... ........ ........ ........ ........ ......... ......... ....... ......... ....... ........ ........ ....... ........ ....... ........ .....
+عمو کوک..عمو کوک...میخواست یه کارایی کنه..یعنی میخواست...بهم تجاوز کنه
با هق هق اینارو بهم میگفت..حس میکردم دارم آتیش میگیرم..کوک به این بچه پاک و معصوم؟باید هر بلایی سرش اورده سر خودش بیارم
Start :7/1/2020
Cover by @rosavmp
๛ ғᴀɴ ғɪᴄ 「 Blind Guy 」
• پسر کور Complete
• کاپلی°
• ژانر : عاشقانه | روزمره
[-اگر یک روز بگم که من اون مردی که فکر میکنی نیستم...
اگر بگم یک هیولای زشتم...چیکار میکنی؟
پسر خنده ی قشنگش رو دوباره نشونم داد.
-ماسک لعنتیت رو از روی صورتت پایین میکشم و بهت ثابت میکنم: هیولاها وجود ندارن...]
💎°آیدی تلگرام و واتپد نویسنده: @kimsevil
🌸من برای تو شکفتم🌸
×ترجمه شده×
کاپلے: ویکوک/کوکوی ، یونمین ، نامجین
ژانر: انگست ، رومنس ، هاناهاکی
«با قطره اشکی که روی گونه اش چکید، نفس عمیقی کشید و دستشو باز کرد. اخرین نگاه رو به چشمای سرخ و پف کرده اش انداخت، نگاهشو به مشت باز شده اش داد. وقتی به شئ بی گناه تو دستش نگاه کرد، اشک های بیشتری روی گونه هاش راه گرفتن.
این سرنوشت طبیعی اون بود.
تو دست لرزون جونگکوک، یک گلبرگ لطیف صورتی بود.»
*نسخه اصلی این فیک رو میتونین به همین اسم در سایت Archive of Our Own پیدا کنین^^
Highest rankings:
#1 depression
#1 translated
#2 btsfanfic
#2 kpop
#1 btsV
#3 fanfiction
#2 angst
#1 انگست
#1 translation
#2 gay
#1 هاناهاکی
ميخواستم نشونش بدم ادماى خوب وجود دارن
ولى اون بهم ثابت كرد چنين چيزى وجود نداره...
ما هممون فقط ادميم
+از ادما متنفرم
-از حسى كه بهت ميدن متنفرى...
|و هر دومون فراموش كرديم انسان بودن درون
بدن هاى هم شكل، متفاوت تعريف ميشه!|
ژانر: رمنس/درام/هيجان انگيز/روانشناسى
روز هاى اپ: نامعلوم