احساسات خاص و زيبان. ميگن كه بدون اونا زندگى بيرنگ ميشه. اگر يك روز زندگى واقعاً بى رنگ بشه و احساسات از دست برن، كسى ميتونه از اون همه رنگ خاكسترى نجات پيدا كنه؟
چه بلايى سر كسايى كه هنوز هم رنگ هايى توى وجودشون دارن مياد؟؟
تو یه حرکت سریع بلند شد و صورتش رو تو فاصله یه اینچی پسرک زیبا نگه داشت...
چهرش بانمک بود توام با غرور و سرزندگی خاموشی که منتظر تلنگر بود...
چشمای درشت و لبای قلوه ای... دقیقا استایل نامجون بود!
سوالی که براش پیش اومده بود و مغزش رو مث خورده داشت میخورد...
*چطور تا الان سالم مونده و مث یه الماس داره مقابلم میدرخشه؟!
ورژن فول نامجینِ دوشاتی « وقتی چشم تو چشم شدیم »
تعداد پارت ها : ۲ ( ۷۰ صفحه )
نویسنده : Fallen Wolfie
کاپل : نامجین
ژانر : مدرسه ای ، تخیلی ، مرموز ، رومنس
کاراکترها : جین ، نامجون ، هوسوک ، یونگی
موضوع :
رفتار نامجون بعد از مرگ سگش « یوکی » تغییر کرده و خیلی عجیب شده . جین که احساس خاصی بهش داره به شدت نگرانش هست و دنبال دلیل این تغییر رفتار بیش از اندازه ش هست ...
اگه پسندیدینش پس خواهشا حداقل رای یادتون نره :(