[Complete]
•short story
[کاش بهت میگفتم.میگفتم که من رو نفس بکش هری؛ طوری که انگار هیچ وقت قرار نیست بازدمی در کار باشه.من رو حبس کن درون ریه هات.میبینی که بعد چطور ریشه میزنم و گل میدم و تنت رو زنده نگه میدارم.]
⚠️اگر فکر میکنید داستان های غمگین با روحیتون سازگار نیست نخونید.
-اینجا خبری از اسمات نیست!
-معرفی و ووت فراموش نشه❤️
بطری توی دستش رو سر کشید، چشمهاش پر از اشک بود و به سرخی میزد. با پشت دستش دور لبهای خیسش رو پاک کرد.
" چی آرزو کردی؟"
هری کمی فکر کرد، مثل اون چشمهاش پر از اشک شد و اشک، رنگ سبز چشمهاش رو تشدید کرد. میدونست اگر بهش بگه ارزوش بر اورده نمیشه، اما اون دیگه هیچی برای از دست دادن نداشت.
" بتونم توی اقیانوس چشمهای تو غرق شم."
- Kiwi styles
#1- onedirection
COMPLETED
Ranking #1 in Fanfiction
-حداقلش من همینی ام که هستم، تو کی هستی پشت نقاب هات ؟!
+من همون لعنتیم که قرار بود عذابت بدم، ولی نمیدونستم با عذاب دادنت خودمم نابود میشم !
"خيلي آشفته اي، بذار درستت كنم"
-چي رو ميخواي نقاشی كني؟
+تورو
ترجمه فف paint اثر @boytoys
کاور از دوست خوبم نازنین @nazanin_0 که چیزای بی نظیری مینویسه و خیلی ازش ممنونم
گایز این اولین تجربه ی منه و امیدوارم دوسش داشته باشین💜 هر نقد و پیشنهادی رو هم بیاین بگین 😉
اینستا
maedeh___mousavi_
تلگرام
masamoho
فف همزمان تو چنل zeeyuum در تلگرام هم آپ میشه