vкоок;коокv
24 mga kuwento
Gloomy Sunday |Kookv| ni land_of_kookv
land_of_kookv
  • WpView
    MGA BUMASA 2,084
  • WpVote
    Mga Boto 222
  • WpPart
    Mga Parte 6
جونگکوک در سال ۱۹۳۹ در کشمکش جنگ جهانی دوم با ورودش به رستوران بوداپست به عنوان یک پیانیست استخدام شده و در انجا با تهیونگ و هوسوک، صاحب آن رستوران اشنا میشود و در جریانات این جنگ قرار میگیرند... ژانر فیک: درام،رمنس،اسمات،انگست،اکشن کاپل اصلی: کوکوی کاپل فرعی: هوپمین، سکرت زمان اپ: یکشنبه ها نویسنده: مائده چنل تلگرام: @kookvmoment
cafune || kookv ni giakimeon
giakimeon
  • WpView
    MGA BUMASA 10,740
  • WpVote
    Mga Boto 2,029
  • WpPart
    Mga Parte 19
کافونه (cafune) ، یک کلمه پرتغالی برزیلی به معنای " حرکت دادن نرم انگشتان میان موهای کسی که دوستش داری ". ولی قطره های بارون اونقدر قشنگ باعث درخشش پوستت شده بودن که انگار تو تکه ای از طبیعت بودی، متعلق به باغ گیلاسی که نور ماهش روی گونه های خیس از بارونت رو روشن می‌کرد.
Who.Are.You? (KookV)  ni TK0613
TK0613
  • WpView
    MGA BUMASA 8,612
  • WpVote
    Mga Boto 1,034
  • WpPart
    Mga Parte 16
_تو... کی... هستی؟ +من؟ جونگ‌کوکم! _نه! تو جونگ‌کوک نیستی؛ تو فقط بدن اونو داری! باهاش... چیکار کردی؟ +کشتمش!
To Live |kookv| ni land_of_kookv
land_of_kookv
  • WpView
    MGA BUMASA 237,632
  • WpVote
    Mga Boto 27,698
  • WpPart
    Mga Parte 25
~ تهیونگ و جونگکوک تنها سکس پارتنر همن اما جونگکوک اهمیت زیادی برای این رابطه قائل نیست چی میشه اگه یه رازی این بین وجود داشته باشه؟! کاپل اصلی : کوکوی کاپل فرعی : سپ نامجین ژانر : انگست ، رومنس ، فیک چت ، اندکی اسمات
  𝐃é𝐣à 𝐯𝐮  | 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕 ni this_is_D
this_is_D
  • WpView
    MGA BUMASA 398,696
  • WpVote
    Mga Boto 60,540
  • WpPart
    Mga Parte 35
[در حال آپ] دژاوو حالتی از ذهن است که در آن فرد پس از دیدن صحنه‌ای احساس می‌کند آن صحنه را قبلاً دیده‌است و در گذشته با آن مواجه شده‌ است. و این همون جریان زندگی بود! آدم درست رو در زمان درست جلوی روت قرار می‌داد!... و لحظه آخری که تهیونگ داشت از کافه خارج میشد در حالی که میل وافری برای از خوشحالی فریاد زدن داشت و گونه‌هاش به رنگ شکوفه های صورتی گیلاس در اومده بودند با کسی چشم تو چشم شد. چشم های هر دو نفر روی هم قفل شده بود. و هردو همزمان چیزی زمزمه کردند اما هیچکدوم صدای دیگری رو نشنید... + پسر توی نقاشی؟ _ پسر توی رویا؟ [ فصل دوم بوک CURSED] کاپل اصلی : کوکوی کاپل های فرعی : فیکو بخون و ببین
𝐏𝐫𝐞𝐭𝐭𝐲 𝐩𝐫𝐨𝐛𝐥𝐞𝐦🌀🚿《𝐊𝐨𝐨𝐤𝐯》 ni Hunter_kookv
Hunter_kookv
  • WpView
    MGA BUMASA 144,197
  • WpVote
    Mga Boto 27,281
  • WpPart
    Mga Parte 42
"من داشتم کمک میکردم" صورت تهیونگ از شدت عصبانیت سرخ و تیره شد. جانگکوک و خیرخواهی هایش بیشتر شبیه به دردسر و فاجعه بود: "چه کمکی؟ داشتی منو خجالت زده میکردی! دلم نمیخواد مامان بفهمه نمیتونم دوست‌دختر_..." "هی تهیونگا میخوای کمکت کنم دوست دختر پیدا کنی؟" 🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀 کیم تهیونگ متوجه میشه نمی تونه دوست دختر پیدا کنه!...➿ شاید بتونه از همسایه منحرف و پرحرفش کمک بگیره... و بفهمه چرا نمیتونه دوست دختر داشته باشه؟!🖊🌀 🖇Story Name: Pretty Problem 🖇Genre: comedy ,romance , slice of life, smut 🖇couple: kookv 🖇Writer: hunter_oo3 🖇Ages: +18 (R) TOP : Jungkook BOTTOM : teahuyng
white voice[completed] ni chuko_ji
chuko_ji
  • WpView
    MGA BUMASA 48,554
  • WpVote
    Mga Boto 9,544
  • WpPart
    Mga Parte 27
به آرام ترین شکلی که میشد بهم نزدیک شدی، آنقدری حرفه ای و چیره دست، که حال نمیتوانم تو را دور از خود تصور کنم. آنقدری که باور دارم مال منی،گرچه که من آنقدر بی عرضه ام که نتوانم از اموالم محافظت کنم. همانگونه که کمی پیشتر تمامت را میخواستم،مدتی که گذشت ،قلبت را،پس از آن افکارت ،قانع تر شدم و لب هایت را التماس کردم ،سپس دستهایت ،اما اکنون فقط چشمانت...صدایت... وجودت! کاپل:kookv_yoonmin ژانر:رمنس_درام_اسمات_مدرسه ای [وضعیت:کامل شده] Start: 15 June 2020
𝘍𝘳𝘪𝘦𝘯𝘥𝘴 /𝘛𝘢𝘦𝘬𝘰𝘰𝘬 ( 𝘊𝘰𝘮𝘱𝘭𝘦𝘵𝘦𝘥 ) ni hailxie
hailxie
  • WpView
    MGA BUMASA 703,735
  • WpVote
    Mga Boto 98,514
  • WpPart
    Mga Parte 56
یه آپارتمان داغون، دو تا پسر • Written by @keeruushii '
Step Brother Dearest  ni officiallostmerorr
officiallostmerorr
  • WpView
    MGA BUMASA 211,264
  • WpVote
    Mga Boto 22,452
  • WpPart
    Mga Parte 28
[ پایان یافته ] وقتی که برادر ناتنیش اومد تا باهاشون زندگی کنه، هیچ ایده‌ای نداشت که میتونه عاشق برادر کوچیک ترش بشه. اون به همون سرعتی که وارد زندگیش شد، وارد تختش شد و اون رو ترک کرد. اما کارما اونقدرا هم مهربون نیست، بعد هفت سال، هردوشون درحالی که جایگزین هم رو پیدا کرده بودن، روبه‌روی هم قرار میگیرن، و حالا که بزرگسال شده بودن، هیچ ایده‌ای برای حسشون نداشتن! ---- - واقعیت اینِ که یه تفاوت بزرگ وجود داره... تو تنها آدمی هستی که تو کل دنیا برام ممنوعه...و لعنت بهم که اگه تو رو بیشتر از هرچیزی که توی دنیاست نخوام... ---- Translation ! Couple: taekook, Unknown ?! Genre: Incest, Romance, Smut # 1 Taekook # 7 jk # 77 Kookv # 1 Drama # 110 BTS # 77 Taehyung # 87 Junggok
Mine | Persian Translation  (Vkook/Taekook - Werewolf) ni Best_Of_Beth
Best_Of_Beth
  • WpView
    MGA BUMASA 245,005
  • WpVote
    Mga Boto 32,876
  • WpPart
    Mga Parte 32
تهیونگ با دقت به جون دادن گرگی نگاه کرد که همراه با ضربان قلبش ، نفس هاش هم قطع شدن. سرش رو بالا گرفت و برای لحظه ای به ماه بالای سرش نگاه کرد . اون هم نوع خودش رو کشته بود ، اما خودش رو گناهکار نمیدونست ! اون گرگ عاری از هر معصومیتی، سزاوار مرگ بود . انگشتش رو به آرومی روی لبه ی تیز خنجرنقره ای که دستش بود کشید و وقتی دید چطور زخم انگشتش به سرعت ازبین رفت ، لبخند کمرنگی روی صورتش شکل گرفت . فلز تنها چیزی بود که بهش آسیبی نمیرسوند . تهیونگ در مقابل " فلز" آسیب ناپذیر بود . تهیونگ در مقابل " نقره " آسیب ناپذیر بود . ----- #Mine Wrriten By @softieparadise Translated By #beth ----- : متعــلق به من | نوشته شده توسط @softieparadise #Beth ترجمه از