Not yet read
41 stories
The EdgePlay by KuroSamaDesu
KuroSamaDesu
  • WpView
    Reads 8,097
  • WpVote
    Votes 1,288
  • WpPart
    Parts 10
ارتباط اون رئیس و مترجم مرموز، بر مبنای یک قرارداد دوطرفه شکل گرفته بود. قراردادی که برای هر حرکتی زیر نور قرمز چراغ‌های اتاق بازی، یک مرز جداگانه تعریف کرده بود؛ اما برای ارتباطشون زیر نور عادیِ روز، هیچ بند و تبصره‌ای نداشت. برای نگاه‌هایی که بیش‌تر از حد لازم روی دیگری دقیق می‌شدن، احساس مالکیتی که خارج از بندهای قرارداد شکل می‌گرفت، و برای لحظه‌هایی که اراده‌ و خواست طرفین، ذره‌ ذره جای خودش رو به «باید و نباید» می‌داد. جونگ‌کوک مرزهای خودش رو می‌شناخت؛ و تهیونگ باور داشت که اگر همه‌چیز طبق قانون پیش بره، شکستن ارتباط حرفه‌ای بینشون هیچ پیامد و آسیبی به همراه نخواهد داشت. مشکل از جایی شروع شد که اون قرارداد از خاطر هر دو رفت؛ و زمانی که از زیر صدها لایه خاک بیرون کشیده شد، دیگه کسی نمی‌تونست نوشته‌های روش رو به یاد بیاره. *** - چرا... هر شب بازی رو عوض می‌کنی؟ - چون تو هر شب یه جای جدید برای شکستن داری. ⚠️⛓️ ⚠️⛓️⚠️⛓️⚠️ Genre: Angst, Drama, Psychological, Adult, Smut Written By: Kuro ‼️ آرت استفاده‌شده برای پوستر متعلق به من نیست.
Mania AU by Vkookchild9597
Vkookchild9597
  • WpView
    Reads 62,776
  • WpVote
    Votes 9,973
  • WpPart
    Parts 17
همه‌ی ماها روزانه صدها نفر رو می‌بینیم، از کنارشون رد می‌شیم، باهاشون برخورد می‌کنیم و شاید حتی چند لحظه‌ی کوتاه چشم‌تو‌چشم بشیم و بعد خیلی عادی انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده از کنار هم می‌گذریم؛ بدون اینکه همدیگه رو به‌یاد بیاریم. اما تا حالا شده یک نفر رو فقط برای چند لحظه‌ی کوتاه ببینید و دیگه تا عمر دارید از خاطرتون پاک نشه؟ انگار که ذهنتون به‌طور خودکار از اون آدم عکس می‌گیره و به‌جای ثبت‌کردن توی افکار گذراتون، اون رو توی صندوقچه‌ی قلبتون نگه‌می‌داره. شاید این یک تعریف از عشق هم باشه؛ همون جمله‌ی معروف که می‌گن: عشق در نگاه اول... Writer: Ashil Couple: Vkook/Kookv AU Genre: Chat story, Omegaverse, Romance, Comedy, Smut
Cut out all the ropes | Kookv/Vkook | Completed by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 106,824
  • WpVote
    Votes 13,371
  • WpPart
    Parts 19
Cut out all the ropes Writer: aeterisks Translator: Shiva Main Couple: Kookv/Vkook Genre: Romance. Smut این کار فقط ترجمه شدست و تمام حق و حقوق نویسنده محفوظه 🌸
STAR (season 1) | VKOOK  by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 262,295
  • WpVote
    Votes 37,539
  • WpPart
    Parts 41
When The Stars Appear وقتی ستاره ها ظاهر شدند (فصل اول) -تمام شده- - این گستاخیه اگه بگم دوست دارم با ولیعهد یک رابطه ی عجیب رو شروع کنم؟ + چه رابطه ی عجیبی...؟ - رابطه ای توش نه دوستیم نه رقیب... این گستاخیه سرورم...؟ اگه گستاخیه فقط بهم بگید... فراموشش میکنم... Wr: @Moonlike_Rmy Main Couple: Vkook Genre: Angst. Romance. Historical
Hypoxia by Veritas_98
Veritas_98
  • WpView
    Reads 38,220
  • WpVote
    Votes 6,178
  • WpPart
    Parts 29
🌊هیپوکسی : کمبود اکسیژن در بافت های بدن بر اثر خفگی. وضعیت: اتمام یافته کاپل: کوکوی ژانر: روزمره، رمنس، اسمات #HYPOXIA
Make It Taste Like Love [KookV] by Jasminjhs
Jasminjhs
  • WpView
    Reads 129,907
  • WpVote
    Votes 15,080
  • WpPart
    Parts 27
جونگکوک و تهیونگ دوتا آلفان که از همدیگه متنفرن تا اینکه یک روز، تهیونگ به عنوان یه امگا از خواب بیدار میشه و جونگکوک تنها کسیه که با فهمیدن این موضوع می‌تونه بهش کمک کنه. چقدر بد که تهیونگ به جای دعوا‌کردن با جونگکوک دلش میخواد گردنش رو براش خم کنه. · · ─────── ·𖥸· ─────── · · Complete Couple: Kookv Genre: OmegaVerse, Romance, Fluff, Smut Writer: lookingatherhurts Translator: Yasi CREDIT to the rightful owner. This story is not mine. I'm just a translator.
MUST BE SUNNY [KookV] by Jasminjhs
Jasminjhs
  • WpView
    Reads 249,002
  • WpVote
    Votes 25,732
  • WpPart
    Parts 47
-Completed _وات د فاک کیم؟! _م-من... _باید میدونستم که خریدنت اسونه. بالاخره تو یه کیمی. _اگر فکر کردی نظرت در مورد فقیر بودن من برام مهمه سخت اشتباه کردی. من چیزی بهت مدیون نیستم جونگکوک شی. _امروز خیلی پر حرف شدی اینطور نیست؟ حیفه واقعا. صورتت برای داغون شدن زیادی خوشگله. - - سرگرمی کیم تهیونگ اینه که اون بچه پولدارارو دید بزنه. حالا اون بچه پولدارا کیان؟ جئون جونگکوک و دوست دختر فوقالعادش جولیا... یه روز جونگکوک و دوست دخترش باهم شرط میبندن. کسی که شرطو ببره یه نفرو برای تریسام میاره! حالا چشمای جولیا کیو گرفته؟ گارسون فقیر و خوشگل کیم تهیونگ! با کنار رفتن جولیا همه چیز بین جونگکوک و تهیونگ پیچیده میشه! ✼ •• ┈┈┈┈๑⋅⋯ ୨˚୧ ⋯⋅๑┈┈┈┈ •• ✼ Couple: KookV Genre: Drama/Angst/Smut/Romance Writer: AlainaMill Translator: Yasi Up: Fridays Start: 1400/07/05 End: 1401/04/24
My housemate  by sogand0098
sogand0098
  • WpView
    Reads 57,882
  • WpVote
    Votes 4,306
  • WpPart
    Parts 47
« عنوان Mature ( محتوای بزرگسالان) به دلیل نیاز آموزش به تمامی رده های سنی افراد علاقه مند به نوع رابطه بی دی اس ام حذف شد » جونگکوک دانشجوی سال اول معماری تصمیم میگیره برای تأمین مخارج زندگی و دانشگاهش یکی از اتاق های خونه رو اجاره بده و همخونه جدیدش کسی نیست جز آقای کیم (کیم تهیونگ) - پس این راه حل توست ، هر بار که خراب کاری کردی خودت و این گوشه جا بدی و از تنبیه فرار کنی شنیدن صدای بم تهیونگ که با آرامش زیر گوشش حرف میزد باعث شد که کوک با صدا آب دهنش و قورت بده، با این کار سیب گلوش که بالا پایین شد، نفس تهیونگ رو هم تو سینه اش حبس کرد + نه ، من فقط نمی‌دونم چطور بگم متاسفم دست خودم نبود ، می‌خوام شما باور کنید که چقدر متاسفم - پس از تنبیه فرار نمیکنی باز هم سیب گلوش بالا پایین شد و پاهاش و محکم تر به هم فشار داد + نه تهیونگ سرش و از شونه پسر برداشت و در همون حال گفت: - خوبه ،چون دفعه بعد این تو‌ نیستی که تصمیم میگیره ، منم که تنبیهت و انتخاب میکنم ، درسته ؟ بیمکث پاسخ داد + بله آقا - خوبه نام داستان: همخونه من Name: My housemate کاپل: ویکوک ( تهکوک) Couple: VKook ژانر: عاشقانه، ددی کینک، بی دی اس ام، لیتل کمدی، اسمات، روانشناسي Genre: Romance, Daddy kink, BDSM, Little Comedy, Smut ,Psychology
Haven [Kookv, Yoonmin] by thatnaomi
thatnaomi
  • WpView
    Reads 28,668
  • WpVote
    Votes 2,986
  • WpPart
    Parts 25
زندگی عاشقان مقیم بلندی‌های کالیفرنیا خلاصه: قصه مردی بد و مردی خوب؛ دوستی به عشق تبدیل میشه. کنارش قصه مردی خیلی بزرگ‌سال‌تر و مردی جوون؛ عشقی که به دلبستگی می‌انجامه. «چرا؟ چون من زن نبودم؟» جونگ‌کوک به خودش اومد و دید وسط داد و بیداد تهیونگ، دلش برای چشم‌های پسر روبه‌روش ضعف رفته. «احمق تو همه‌جا هستی، جلوی چشمای بازم هستی، پشت پلکای بستم هستی، توی بطری آبجومی، لا‌به‌لای بانداژای بوکسمی، چشمات کنار بالشمه، حتی تو اون هودی سبزِ نعنایی که ازت بلند کردم، ها تهیونگ؟» مرد حلقه داشت. وقتی دستای بزرگش، که مثل دستای از گور برخاسته‌ای، رنگ‌پریده و کم‌خون بود، گودی شونه تا کتف جیمین رو نوازش کرد؛ روی انگشتش برق زد. «آخرین باری که همچین چیزی خوردم؛ مهمونی تولد هم‌دانشکده‌ای انگلیسیم بود، نزدیک بیست سال پیش... این آب گوجه‌فرنگیش یه کم زیاد نیست؟» #جدی_نگیرید وضعیت: کامل‌شده ✅ کاپل: کوکوی، یونمین ژانر: روزمره، عاشقانه، کمدی، اسمات🔞⛔ نویسنده: نائومی
خون آبی ✥ نامجین؛ یونمین؛ ویکوک by maedeh1
maedeh1
  • WpView
    Reads 371,607
  • WpVote
    Votes 62,461
  • WpPart
    Parts 61
تو جامعه ای که رنگ خون تعیین کننده ی طبقه ی اجتماعیه نمیشه دنبال عدالت گشت. شعار مدرسه ی ما این بود... درد زیباست. - پارک جیمین