Ziam🔥
12 storie
Diplomat ~ by : Atusa20 di atusa20
atusa20
  • WpView
    LETTURE 198,599
  • WpVote
    Voti 33,531
  • WpPart
    Parti 63
-من نخست وزیرم لیام...این مسخره بازیو تمومش کن +تو نخست وزیری منم همسر نخست وزیرم...این بحثم همینجا تمومه a story by : Atusa20 No. 1 in fanfiction 😎
Never Again [Ziam] di mahi_hs
mahi_hs
  • WpView
    LETTURE 258,227
  • WpVote
    Voti 27,776
  • WpPart
    Parti 73
- when ? - I don't know - maybe later ? -No, never again ------------- - didn't you say never again? - No , not gonna lose you again - but no , never again! **** -کی ؟ - نمیدونم - شاید بعدا ؟ - نه ، هیچوقت دیگه ---------- - مگه نگفتی هیچوقت دیگه ؟ - نه دیگه از دستت نمیدم - اما نه ، هیچوقت دیگه .
EMPTY NOTE di AsraAghaii
AsraAghaii
  • WpView
    LETTURE 31,578
  • WpVote
    Voti 6,177
  • WpPart
    Parti 10
غریبه‌ام با هویتی که از آن منه و نیست. راهی برای نجات پیدا نمیکنم. هیچ چیز رو بخاطر نمیارم. چیزی برای فکر کردن ندارم. حتی به یاد نمیارم این درد از کجا نشات میگیره. هیچ چیز رو به یاد نمیارم.
light it up and fall in love •|ziam|• COMPLETED di mayda_fanfic
mayda_fanfic
  • WpView
    LETTURE 398,437
  • WpVote
    Voti 44,463
  • WpPart
    Parti 84
Highest ranking : #1 in fanfiction +بیا نور ها رو روشن کن اینجا خیلی تاریکه -نترس بپر +تاریکه -نترس نورت میشم بپر +بپرم اونجایی تا منو بگیری? -درست همینجام همیشه
Trouble mark •|L.S•|•Z.M|• COMPLETED di mayda_fanfic
mayda_fanfic
  • WpView
    LETTURE 360,560
  • WpVote
    Voti 59,370
  • WpPart
    Parti 79
Highest ranking : #1 in fanfiction -خدای من... تو بلدی خفه شی? -باور کن نه!
FOG1 {ziam} -COMPLETED- di justlilian
justlilian
  • WpView
    LETTURE 159,837
  • WpVote
    Voti 22,550
  • WpPart
    Parti 64
-بپرسم؟ اولین جمله و اولین سوالی که اون ازم پرسید... اون یعنی زین مالیک... کسی که منو سرحد مرگ میترسوند... وکسی که تاسرحد مرگ منو روز به روز دیوونه ی خودش میکرد... و کسی که به عجیب ترین شکل ممکن مهربون بود... کسی که من درواقع همین 24 سال سنی هم که دارم با نگاه کردن به صورت طلاییش جوان میشم... اون درست مثل یک آب بهشتیه... اما سوال اینجاست... این یک گناهه که من عاشق یک آدم روانی قاتل بشم؟یا گناه نیست؟... و این ترس از خدا{FearOfGod} داره هممونو میکشه.
chocolate angel [Z.M] di i_Chocolate
i_Chocolate
  • WpView
    LETTURE 30,928
  • WpVote
    Voti 5,304
  • WpPart
    Parti 28
"تو فرشته شکلاتی زندگی منی" "نیاز دارم بغل بشم، بغلم میکنی؟" • شکلات هایی که هنوز خورده نشده بودن •
Everything Is Gray [ZIAM] di Ziam_AM
Ziam_AM
  • WpView
    LETTURE 111,204
  • WpVote
    Voti 13,344
  • WpPart
    Parti 43
+Who is Liam Payne? -He's my bodyguard and I love him... Ziam Fan-Fiction
FOG2 {ziam} -COMPLETED- di justlilian
justlilian
  • WpView
    LETTURE 50,941
  • WpVote
    Voti 8,713
  • WpPart
    Parti 54
-لیامم؟ اولین کلمه ای که بعد از اون اتفاق به زبون اوردم... نمیخوام کار اون لعنتی بالا سرمو انجام بدم اما میدونم تقصیر کیه... چند انسان بی ارزش... اما حلش میکنم به خاطر لیام هم که شده... به لیام نشون میدم که میتونم براش "پرستش کننده" خوبی باشم... بهش نشون میدم چه "الهه ی پرستش" غیرقابل توصیفیه... ولی حتی منم نمیدونم چه اتفاق مزخرفی قراره بیفته... فقط قراره کنترلش کنم... با اینکه میدونم ترس از خدا{FearOfGod} رو تازه تو خودم پیدا کردم و... همه ی این چیزا به خاطر لیامه،همه ی اینا... -قبل از خوندن این فصل، حتما فصل قبل رو بخونید-
Me,You,Him! (Ziam) di p_k_z_m38
p_k_z_m38
  • WpView
    LETTURE 336,736
  • WpVote
    Voti 42,130
  • WpPart
    Parti 41
[COMPLETED] *لیام من میترسم... تو عاشق کدومشونی؟ اون پسر پانک عوضی ای که روزا زندگیتو جهنم میکنه؟ یا... اون پسر بچه افسرده ای که شبا به بغلت پناه میاره؟ +اگه بگم جفتشون,فکر میکنی دیوونم...نه؟