LIOSA87teakook
- Reads 1,058
- Votes 53
- Parts 22
خلاصه :
سال 2018
بوی قهوه تلخ و آهنگ های روسی...گرامافون و عود همراه باهاش.
شعر های شکسپیر در تمام گویش ها...اسلحه و کلت و بوی خون در تمام داستان های یک کلمه ی سه حرفی...عشق.
و پسری که دل به عشق یک مافیای خشن و تبهکار داده...مردی که قلب بی رحمش رو به پسری داده که معتقده پسر خداست.
پسری که گفت من برات میمیرم و مردی که گفت من برات آدم میکشم .
...................
_ وقتی عاشق بشی قلبت، روحت، ذهنت، حرف هات همه و همه در اختیار اون قرار میگیره...نمیدونی چیکار میکنی تا وقتی ببینیش...حتی اگه اون به سمتت چاقو بگیره تو میگی مواظب باش دستتو نبری دلیل زنده بودنم...راست میگفت...عاشق بودن همچین چیزیه...نگاه کن...ببین با من چیکار کردی...مردی که تمام مافیاها ازش وحشت دارن رو به اسارت خودت در آوردی بهونه ی من...تو برای منی...و هرکسی که بخواد تورو از من بگیره... هرکسی که بخواد بهت نگاه کنه...نزدیکت بشه...لمست کنه...اول باید از کلتم اجازه بگیره پسر خدا.
Main couple: taekook
Sub couple: hopemin
Genre: Mafia/Action/Police/Amorously/Smut🔞
Writer: Liosa
Up days: Wednesday