"I'm home alone, you're God knows where
I hope you don't think that shit's fair "
Bored by Billie Eilish
-
نویسنده اصلی داستان flxws- و من فقط ترجمش کردم.
The Original Story Credit: @-flxws
《فـاحـشـهها گـریـه نمیکنن》
_چرا منو نمـیکشـی...؟
+صدای جیغ و فریادهات برام خیلی جذابتر از طـعـم گوشت بدنته.
_برای چی..داری این کارو باهام میکنی...؟
+چون دیدن درد کشیدنت..وقتی که ساعتها بعد از بازی و شکنجه همچنان ناله میکنی، دیوونم میکنه.
اشـک داغی از چشمای به خون نشستهی چانیـول روی گونهی رنگ پریدهش چکید:
_ای کاش..طعم بدنم بهتر بود..کاش..همون روز اول منو به جای اون مرد، برای ناهـار سلاخی میکردی.
بکهیـون دوباره چاقوی خونی رو برداشت و تیغه رو انتهای زخم چانیول فشار داد.
جمله ای که با تیزی روی بدنـش مینوشت رو کامل کرد و گریـهی همیشگی چانیـول شدیدتر شد.
بکهیـون زانوش رو از روی گردن آسیب دیدهش برداشت و آهسته گفت:
+آروم باش پسر کوچولو، فاحشـهها گـریه نمیکنن...
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
🔱کـاپـلها: 🔪بــکـیــول🔪 ♥کایـهـون♥
(سهبک / هونهان)
🔱ژانــر: دارک🔪جنایی🔪خون آلود🔪خشن🔪اسمات🔪تخیلی🔪انگست
کــاور فیک: Itwici@ (Tin عزیزم*-*)
⚠تـــوجـــه⚠
فیک دارای صحنههای خشن، جنایی، تـجاوز جنسی و گروهی، حرفهای رکیک و فضای خیلی تاریکه🔪
🚫اگه سنتون کمه، روحیتون خیلی حساسه، یا کلا تحمل همچین جَوی رو ندارین؛ فیک اصـلا بهتون توصیه نمیشه🚫
─بکهیـون بعـد از سـهسـال به کـره برمیـگرده، بیخبر از این کـه کسـیکـه تو عمـارت پـارک منتظرشه چانیـول نیسـت، بلکـه همسـر سابقـشه کـه هنـوز طعــم شیــرینِ تنـشرو زیـر دندونهاش نـگه داشتــه.🍻
🛇هشدار🛇
قبل از شروعِ این بوک، فصل اول شو کامل بخون ید!
༆𝓝𝓪𝓶𝓮: Black Hearted
༆𝓖𝓮𝓷𝓻𝓮: انگست، روانشاسی، اسمات، عاشقانه، برشی از زندگی، جنایی
༆𝓒𝓸𝓾𝓹𝓵𝓮: چانبک، کریسیول، سهبک
༆𝓐𝓾𝓽𝓱𝓸𝓻: 𝑩𝒍𝒖𝒆𝑪𝒍𝒐𝒖𝒅☃︎
༆𝓢𝓽𝓪𝓽𝓮𝓶𝓮𝓷𝓽: #Full
༆𝒜𝓰𝓮𝓼: +18
چانیول 28 ساله گیمره فوقالعاده که هیچ تجربه ایی در نگه داشتن بچه نداره و تمام وقتش صرفه نگاه کردن فیلم و بازی کردنه مجبور میشه به مدت یک هفته به دلیل زایمان یکی از فامیلای عمه زاده ی شوهر خواهرش از دوتا خواهرزادش مراقبت کنه🍼
ولی خب از اونجایی که تو این کار صفره مجبور میشه همه کاراشو تعطیل کنه و برای اولین بار و آخرین بار توی زندگیش پاشو توی مرکز آموزشی نگه داری از بچه های خردسال بزاره🧁
اما خب این مشکل حالا حالاها ادامه داره تا زمانی که مجبور میشه یه پرستار ساده رو به مدت یک هفته استخدام کنه💓
اما از قضا اون پرستار....👼
~~~~
یه چند شاتی از کاپل چانبک🧁💜
کمدی🤣 /روزمره💕
وضعیت : پایان یافته✔️
سلام جانان وقت به خیر من•° سمفونی°• هستم 🗺
فنفیکشن "تاج"👑
آمیخته ای از عشق ،جنگ و خیانته🎐
⚀کاپل اصلی داستان کریسهوست و طول داستان ⚁با کاپل های هونهان،ویکوک و ....آشنا میشیم
چندتا نکته ی تاریخی هست، من اولین قسمت داستان رو با کشورهای هان.باکجه و گوجوسان شروع کردم.بعد متوجه تاریخ میلادیش شدم.برای همین سرزمین ها رو به
🗝گوگوریو جدید 901_918
📍شیلا 668_918
📌گوریو 918_1270
📎هان جنوبی 907_960
📝سونگ 960_1279
تغییر دادم!
روایت داستان در سال 916 میلادی شروع میشه .در این تاریخ
گوگوریو جدید
💫شاهزاده میون16 سال(سوهو)
🎐.ارباب سهون 31 سال
🎴.امپراطور وون 40سال(شیوون چویی)
.ولیعهد یول 19 سال(چانیول)
🍶و ارباب نامجون 43سال
فرمانده جین(جین)
در هان جنوبی
💎امپراطور مین_میون یونگی(شوگا)
💍ملکه شوآنگ(جنی)
🗡فرمانده هوسوک(جی هوپ)
👑.امپراطور فان 26 سال(کریس وو)
.🀄شاهزاده هان 27 سال(لوهان)
.🎏 ارباب یشینگ 35 سال
🏳️🌈ارباب تهیونگ 25سال(V)
🏹ارباب جونگ 33 سال(جونگ کوک)
دلیل اینکه سن شخصیت ها رو مشخص کردم .روایت موازی و گاهی وابسته به گذشته ی شخصیت ها در جنگ و تصمیماته .من برای هر فصلی تاریخ و فصل سال رو مشخص میکنم .برای من هیجان انگیز بود که بزرگ یا پیر شدن شخصیت هام رو به مرور به تصویر بکشم امیدوارم که جذابیتی که برای من داشت رو برای شما ه
♟"هیچکس قابل اعتماد نیست،هرکسی میتونه خیانت کنه!"♟
زندگی برای پارک چانیول یه صفحه ی شطرنجه. ادمای اطرافش رو مثل مهره های شطرنج میبینه و هرطور ک دلش بخواد اونارو حرکت میده.
به این فکر کن ک میخوای چه مهره ای باشی؟
~~~~~~~
● عشقِ من انتقامه! ●
فصل اول: ماتِ اسموزر♟
🏳️🌈ژانر: روانشناسی، جنایی، اکشن، فانتزی(تخیلی)، معمایی و رازآلود.
👬کاپل: چانبک، هونهان
🌻نویسنده: AthenAtype
پ.ن:خط داستانی این فیک در ابتدا ریتم آرومی داره ولی کم کم همراه با رشدِ کاراکترها فضا وارد ژانر جنایی و هیجان انگیز میشه...امیدوارم ازش لذت ببرید😊
سهون پرستار منزوی و گوشه گیر بعد از خیانت عشقش چانیول با بهترین دوستش بکهیون ، تن به ازدواج اجباری با جونگینی میده که قراره 8 امین سالگرد رابطه اش با کیونگسو رو جشن بگیره.
ازدواج اجباری با کسی که به مدت 8 سال عاشق دوست پسرش بوده و هنوز هم هست میتونه پایان خوشی داشته باشه؟
یا سرنوشت سهون اینطور رقم خورده که همیشه عذاب بکشه؟
♡♡♡
-دست از سر همسر من بردار.نمیبینی جونگین یه مرد متعهله و ما الان یه بچه داریم؟
+نمیدونی جونگین از قبل ازدواجتون عاشق من بود؟فکر نمیکنی تو باید کنار بکشی؟
♡♡♡
کاپل ها : کایهون،چانهون،کایسو،چانبک
ژانر : انگست،رومنس،امپرگ(هپی اند)
ریتینگ : [M](+15)
مترجم : Avina🐰
نویسنده :ohmira
♡♡♡
ژانر: رومنس، زندگی روزمره ، فلاف ،اسمات🔮🥇
کاپل : چانبک ، کایسو ، هونهان👬
🎃خلاصه : یه کشور ... یه شهر .... دو پسر .... زیر یه آسمون ... ولی توی دو محله کاملا متفاوت .
بکهیون پسر کوچکتر بیون یوجین ، رئیس یکی از بزرگترین شرکت های سرمایه گذاری کره به اسم لاسیلیا ، تمام زندگیش رو توی ناز و نعمت زندگی کرده و از زندگی چیزی به جز چطوری خرج کردن پول ، مست کردن توی پارتی ها و ساختن بهونه های مختلف واسه فرار کردن از دانشگاه و تنبیه های پدرش نمیدونه .
کیونگسو ، پسرِ بزرگ لی یونا ، تمام زندگیش جون کنده تا بدهی هایی که تنها یادگار پدر عوضیش بودن رو به طلبکار های همیشه بی اعصابشون پرداخت کنه و مراقب خانواده کوچیکش که شامل مادرش ، شیطان کوچولوی خانواده یعنی خواهرش و دایی بیکار معتادش میشه باشه .
هیچ کدوم فکر نمیکردن وضع زندگیشون قراره تغییر کنه ؛ و دقیقا اینجاست که داستان ما شروع میشه ! پس یه جورایی میشه گفت همه چیز با یه قلب درد نه چندان کوچیک شروع شد .