So0mati pasand✌Ongoing
31 historias
Nyctophilia por MiyunaBBH
MiyunaBBH
  • WpView
    Lecturas 26,846
  • WpVote
    Votos 4,467
  • WpPart
    Partes 48
به قدری دور از رودخانه‌ی سن و به قدری بالاتر از سطح شهر که بشه ایفل رو درحال چشمک زدن دید، ویلای شیشه‌ای موسیو پارک چانیول قرار داشت. مردم پاریس می‌گفتن خونه‌ی موسیو شب‌ها نامرئی میشه. می‌گفتن خود موسیو هم می‌تونه با سایه‌ها یکی بشه. موسیو پارک مردی با چشمانی همرنگ گردبادِ زمردین بود. تنها. عطرسازی جوان و مدیرعاملی جوان‌تر. مردی که گویا تجسم سکوت به رنگ سیاه بود. مردی که گویا فقط با عطر، قلب یخیش و نگاه منجمدش کمی شبيه به زنده‌ها میشد. موسیو پرده‌های خونه‌اش رو کنار نمی‌زد. دسته گل‌ها و ماکارون‌های سیاه سفارش می‌داد و از روزی که دستور داد یه پیانوی شیشه‌ای براش بسازن، گاهی سایه‌ای از لبخندش رو میشد بعد از آخرین نوت موسیقی نیمه‌شب دید. مردم شهر ندیده بودن اما می‌گفتن موسیو دیگه تنها نیست. درست از کریسمس سالی که موسیو تصمیم گرفت جایی جز خونه‌اش برای شب تولدش باشه. 𝅘𝅥𝅱‌ 𝑪𝑶𝑼𝑷𝑳𝑬𓍯𓂃: Chanbaek 𝅘𝅥𝅱‌ 𝑮𝑬𝑵𝑹𝑬𓍯𓂃: Forced Married, Dark, Romance 𝅘𝅥𝅱‌𓍯𓂃:🔞NC +18 آخرین کتاب از مجموعه‌ی inclination (تمایل، نهاد، شیب، انحراف)
𝗛𝗲𝗹𝗹𝗼 𝗦𝘁𝗿𝗮𝗻𝗴𝗲𝗿 por lbluesfoxl
lbluesfoxl
  • WpView
    Lecturas 3,818
  • WpVote
    Votos 837
  • WpPart
    Partes 14
𓂃𓏲࣪ ୨♡୧ ʜᴇʟʟᴏ sᴛʀᴀɴɢᴇʀ 。°˖ ⟡ 𝒢𝑒𝓃𝓇𝑒: 𝒶𝓃𝑔𝓈𝓉 · 𝓂𝑒𝓁𝑜𝒹𝓇𝒶𝓂𝒶 · 𝓈𝓁𝒾𝒸𝑒 𝑜𝒻 𝓁𝒾𝒻𝑒 ⟡ 𝒲𝓇𝒾𝓉𝓉𝑒𝓃 𝒷𝓎: 𝐵𝓁𝓊𝑒𝓈𝒻𝑜𝓍 ⟡ 𝐹𝑒𝒶𝓉𝓊𝓇𝒾𝓃𝑔:   𝐵𝓎𝓊𝓃 𝐵𝒶𝑒𝓀𝒽𝓎𝓊𝓃 · 𝒦𝒾𝓂 𝐽𝑜𝓃𝑔𝒾𝓃   𝒪𝒽 𝒮𝑒𝒽𝓊𝓃 · 𝒫𝒶𝓇𝓀 𝒞𝒽𝒶𝓃𝓎𝑒𝑜𝓁 زندگی‌هامون بدون اینکه کسی بفهمه توش چه خبره جلو میره. با زخم‌هامون، دروغ‌هامون، تنهایی‌هامون و شاید گاهی خنده‌هامون توی یه سلول انفرادی زندگی می‌کنیم... یه زلزله... کافیه تا همون انفرادی هم خراب بشه و با غریبه‌هایی زیر آوار گیر بیفتیم که بهشون دروغ گفتیم. کیم جونگین همون زلزله بود... یه تصادف خوشحالیش رو روی سر بدبختی‌های ما خراب کرد.‌... وگرنه قصه‌ی ما... خوندنی نبود. ┈┈ 𖠷 ˚⏚ 𓍯 ⏚ 𖠵 ┈┈ ❝ 𝒯𝑜 𝒷𝑒 𝓉𝒽𝑒 𝒸𝓁𝑜𝓈𝑒𝓈𝓉, 𝓎𝑒𝓉 𝓉𝑜 𝓈𝓉𝒶𝓎 𝓉𝒽𝑒 𝒻𝒶𝓇𝓉𝒽𝑒𝓈𝓉 - 𝓉𝒽𝒶𝓉'𝓈 𝓌𝒽𝒶𝓉 𝐼 𝓂𝓊𝓈𝓉 𝒹𝑜. ❞
🧸𝑻𝒆𝒅𝒅𝒚🧸 por Rubyl10
Rubyl10
  • WpView
    Lecturas 21,362
  • WpVote
    Votos 3,903
  • WpPart
    Partes 15
پارک چانیول آلفایی بود که قلبش رو متعهد به هیچکسی نمی‌دونست. درسته که بدجوری از امگاها خوشش میومد اما اون‌ها رو فقط برای یک شب می‌تونست تحمل کنه نه بیشتر...درست در بین ریتم بهم ریخته‌ی زندگیش، یک روز و کاملا ناگهانی خودش رو وسط ماجرایی دید که هیچ راه فراری براش وجود نداشت. و منشا این دردسر هم امگا کوچولویی با رایحه‌ی شیرین بیسکوئیت بود. 🧸🍪🧸🍪🧸🍪🧸 فیک: تدی کاپل: چانبک، هونهان ژانر: امگاورس، روزمره، رمنس، اسمات
MOIRA por ParklLoey
ParklLoey
  • WpView
    Lecturas 11,360
  • WpVote
    Votos 2,140
  • WpPart
    Partes 21
Title: Moira Genre: Romance | Drama | Angst | Happy End Main Couple: ChanBaek Written by: Silver Loey Update: Every Thursday Status: Ongoing ______________________________ همه‌چیز از یه تصمیم ساده شروع شد. تصمیمی که معمولی به نظر میرسید طوری که کسی فکر نمیکرد بتونه آینده رو جابجا کنه. فاصله‌ی بین درست و غلط همیشه واضح نیست. گاهی فقط یه قدم اشتباه کافیه تا اعتمادها ترک بخورن و رابطه‌ها شکل تازه‌ای پیدا کنن. اینجا هیچ‌چیز سیاه و سفید نیست..خاکستری قطعا تفسیر درست تری برای رابطشونه. دو مرد با گذشته‌ای که رهاشون نمیکنه روبرو میشن و مجبورن بین موندن و رفتن، حقیقت و سکوت، یکی رو انتخاب کنن. هر انتخاب، بهایی داره حتی اگه دیر فهمیده بشه. بعضی راه‌ها فقط یه‌بار اجازه‌ی عبور میدن و وقتی ازشون گذشتی، دیگه هیچ‌چیز شبیه قبل نخواهد بود. بیون بکهیون حاضر بود همه‌چیز رو ببخشه..فقر، سختی، کتک و دعواهای بی‌پایان و حتی شکسته شدن قلبش رو... اما خیانت؟ نه! "- تو یه شب، هم همسرم رو از دست دادم..هم بهترین دوستم." "- و من، هفت ساله دارم تاوان شبی رو میدم که حتی خیانتی اتفاق نیفتاد." ______________________________
•• Supreme ••  por SilverBunny6104
SilverBunny6104
  • WpView
    Lecturas 702,016
  • WpVote
    Votos 162,571
  • WpPart
    Partes 116
آلفاها همیشه نژاد برتر بودن. این یه اصل بود. همه این رو می‌دونستن. اما اگه این جایگاه همیشگی توسط یه نژاد دیگه تکون بخوره دنیا چه شکلی میشه؟ ♟ • فیکشن : #Supreme ♟ • کاپل‌ها : چانبک.ویکوک.کایسو ♟ • ژانر: امگاورس. درام. رمنس ♟ • محدودیت سنی : 🔞 ♟ • نویسنده : @SilverBunny 🐰
☾✰ The Night We Met  ☾✰ por I_am_youko
I_am_youko
  • WpView
    Lecturas 24,869
  • WpVote
    Votos 5,471
  • WpPart
    Partes 24
✭ Couple: Chanbaek ✭ Side Couple: Woosan ✭ Genres: Romance, Slice of life, Omegaverse, Thriller 🔞 شبی که با دیدنت، همه‌چیز تغییر کرد. قلبم محکم‌تر کوبید و مخملی از گرما، روحم رو در آغوش گرفت. چه چیزی توی اون نگاه وجود داشت که ادامه دادن رو بدون چشم‌هات برام سخت کرد؟
The Outcast Men Parliament  por CallMeNilara
CallMeNilara
  • WpView
    Lecturas 1,954
  • WpVote
    Votos 319
  • WpPart
    Partes 12
"به ظرافت برخورد برگ شکوفه‌ی گیلاس، با تشک‌های تازه‌شسته‌شده‌ی خونه‌ی مامان‌بزرگ. به شیرینی مربای هلویی که توی قابلمه‌ی لعابی روی گاز می‌جوشید. به محتاطی پیچک‌هایی که دور فنس‌های باغ می‌پیچه. خدای من! چطور یه قاتل می‌تونه این طوری عاشق باشه؟..." The Outcast Men Parliament Couples: Chanbaek, Vkook Genre: Romance, Drama Author: Nilara Update: Mondays Telegram Channel: @Vellichor_magazine
    𝐇𝐀𝐙𝐁𝐈𝐍 por lbluesfoxl
lbluesfoxl
  • WpView
    Lecturas 978
  • WpVote
    Votos 210
  • WpPart
    Partes 5
❝ Hazbin ❞ ⇢ has been ⇠ ꒰ A requiem for a voice once adored ꒱ ⟡ written in silence by: Bluesfox ⟡ in these pages -  Park Chanyeol · Byun Baekhyun ...and the rest, whose names are yet to be written ˚₊· پارک چانیول آیدل شماره یک کره... بعد از شش سال قراره دوباره روی استیج برگرده... در حالی که نه خبری‌ از آهنگ‌هاش توی چارت‌ها هست، نه پوستری ازش روی دیوار اتاق کسی باقی مونده، نه دیگه صدایی برای خوندن داره... تنها کسی که اون رو می‌شناسه «اکو»ئه... تنها صدایی که هنوز بهش جواب میده. ⟡ ┈┈┈┈ 。°⋆ ✩ °。⋆ ┈┈┈┈ ⟡ 。° his voice sank, but the ocean called °。
Alora por sabaajp
sabaajp
  • WpView
    Lecturas 105,440
  • WpVote
    Votos 17,389
  • WpPart
    Partes 39
آلورا ژانر: فانتزی، امگاورس، ازدواج اجباری، رومنس، اسمات🔞 کاپلها: چانبک، هونهان ************************************************ خلاصه: ازدواجی که میتونست دو خانواده رو به هم پیوند بده اونقدر براشون مهم بود که تحت هیچ شرایطی نمیخواستن عقب بکشن. به همین خاطر زمانی که دختر بتای آقای بیون یک روز قبل از مراسم ازدواجی که از پیش براش تعیین شده بود فرار کرد، بیون بکهیون، پسر بیچاره و امگای اون خانواده مجبور شد به جای خواهرش در جایگاه قرار بگیره و با تن دادن به ازدواج با پسر عجیب و مرموز آلفای خانواده‌ی پارک، خانواده‌ی خودش رو از رسوایی و خطر ورشکستگی نجات بده. بکهیون امگای بیست ساله و خوش اخلاقی که ماه های آخر کارآموزیش رو در یکی از کمپانی های تفریحی بزرگ کره میگذروند هیچ زمان فکرش رو نمیکرد که فقط چند روز قبل از دبیو به عنوان آیدل نسل جدید کیپاپ مجبور شه پا به زندگی مردی بذاره که باعث نابودی رویاهاش شده بود. مردی که حالا اون رو به عنوان یک هیولا میدید. هیولایی به اسم پارک چانیول... ******************* 🌸 𝕨𝕣𝕚𝕥𝕖𝕣'𝕤 𝕔𝕙𝕒𝕟𝕟𝕖𝕝 :@𝚜𝚊𝚋𝚜𝚊𝚋_𝚒𝚗𝚏𝚎𝚛𝚗𝚊𝚕🌸
 ꧁༒☬Bᴀᴇᴋʜʏᴜɴ☬༒꧂  por lbluesfoxl
lbluesfoxl
  • WpView
    Lecturas 13,996
  • WpVote
    Votos 2,900
  • WpPart
    Partes 15
_𝓑𝓪𝓮𝓴𝓱𝔂𝓾𝓷 ____ ׂׂૢ་༘࿐ بکهیون قرار بود یه پیشکش باشه. به جفتی که از بین مردم عادی برای گرگ‌ها انتخاب می‌شد پیشکش می‌گفتند. ده سال از زمانی که لامیا اون رو به عنوان جفت رهبر پک انتخاب کرده بود می‌گذشت. حالا وقتش بود که به قله بره... و هیچکس نمیدونست بعد از رفتن به قله چه سرنوشتی در انتظار پیشکشی‌هاست... ╰┈➤ ✎