Ziam
Истории 40
paint (ziam)(persian) на niallssm
niallssm
  • WpView
    Прочтений 101,456
  • WpVote
    Голосов 11,422
  • WpPart
    Частей 36
تو میخوای چی رو نقاشی کنی؟" "تو رو" "original story by @boytoys" "cover story by @HarrietStylse
Hugo Boss [Z.M]  на cdfstyles
cdfstyles
  • WpView
    Прочтений 3,467
  • WpVote
    Голосов 682
  • WpPart
    Частей 11
ل : مدل این فصل از کالکشنم میشی ز : نه! ل : سوالی نبود، امری بود. ز : من...بلد نیستم! ل : خودم آموزشت میدم
Blind Brother [Z.M] на haileyHgirl
haileyHgirl
  • WpView
    Прочтений 2,877
  • WpVote
    Голосов 739
  • WpPart
    Частей 8
لیام نابیناست و برادرناتنیش همش اونو اذیت میکنه. لیام سعی میکنه اونو از خودش دور نگه داره ولی با این همه نمیتونه عاشقش نشه.
The Wedding Date [ Persian Translation ] на themaniro
themaniro
  • WpView
    Прочтений 57,538
  • WpVote
    Голосов 10,545
  • WpPart
    Частей 33
• زین توی فروشگاه والمارت کار میکنه. اون دوست پسر نداره و خیلی وقته که به یه قرار نرفته. مامانش همیشه دنبال یه پارتنر برای اونه و حالا هم که برادرش میخواد ازدواج کنه، فشار از طرف اون بیشتر شده. زین میخواد که یک نفر رو پیدا کنه، ولی با درنظر گرفتن اتفاقاتی که در گذشته براش افتاده یکم سخته. اون مجبور میشه با کسی که مامانش انتخاب کرده به یه قرار بره. اون شب یه اتفاقی می افته. اتفاقی که باعث میشه لیام پین رو استخدام کنه تا به عنوان قرار در عروسی برادرش حضور داشته باشه. چیزی که در نهایت، تبدیل به بهترین تصمیمی میشه که تا حالا توی عمرش گرفته. • [ ترجمه فارسی ] [کمپلتد]
heartlight на loual28
loual28
  • WpView
    Прочтений 20,682
  • WpVote
    Голосов 4,968
  • WpPart
    Частей 24
[completed] 'من نمیخوام این اعتیاد مرگبار رو ترک کنم... من نمیخوام خودم رو از گرداب عمیق اسرار تیره‌ام بالا بکشم؛ اما تو مخدر خماری و مسکن درد‌هام باش تو گرمای استخون‌های یخ زده‌ام باش تو نور قلب تاریکم باش... '
+ еще 1
Always There For You - Ziam Mayne на senadorra
senadorra
  • WpView
    Прочтений 29,762
  • WpVote
    Голосов 3,457
  • WpPart
    Частей 29
[ COMPLETED ] "بمون" زین ناامیدانه زمزمه کرد و لب هاشو به شقیقه ی لیام فشرد انگار میتونست دردی که داشت توی وجودش بیشتر و بیشتر میشد رو کم کنه. ولی اون نمیتونست و مهم نبود چقدر سخت تلاش میکرد، اون نمیتونست کاری کنه که لیام بمونه... • اخطار: این فنفیک ممکن است قلب زیام شیپر شما را به درد بیاورد :)) Original Larry fanfiction: Hoping This Cold Blue Water Scrubs Me Clean And Spits Me Out
Blue Dreams Store на _selenilium
_selenilium
  • WpView
    Прочтений 7,458
  • WpVote
    Голосов 1,980
  • WpPart
    Частей 13
هرکسی دنیا رو جوری میبینه که خودش دلش میخواد؛ دنیای ینفر سیاه، دنیای یکی بنفش و هر آدمی، زندگی رو یچیز میبینه؛ اما اون پسر زندگی رو توی کوچکترین چیزها پیدا می‌کرد. چیزهای کوچیکی مثله سطل رنگ ابیش و بوسه های اون مرد Ziam short story
forever lockdown with YOU [Z.M][short] на mehrankoo
mehrankoo
  • WpView
    Прочтений 2,120
  • WpVote
    Голосов 415
  • WpPart
    Частей 8
Short ziam story To have fun in quarantine days! _هشت میلیارد انسان توی خونه هاشون قرنطینه شدن... و من خوش شانس ترینشون ام! _چون هر روزم رو با زین شروع... و با مالیک تموم میکنم! لیام جیمز پین
Look Me In The Eyes(ziam AU) на setidarcy
setidarcy
  • WpView
    Прочтений 12,582
  • WpVote
    Голосов 2,570
  • WpPart
    Частей 28
من مطمئنم چشمات میتونست زندگیمو عوض کنه، منو شیفته‌ی خودت کنه و کاری کنه جلوت زانو بزنم اگر فقط میتونستم به چشمات نگاه کنم.. باید به چشمات نگاه میکردم...
Accomplisher (Z.M) на hastiasa
hastiasa
  • WpView
    Прочтений 80,781
  • WpVote
    Голосов 13,065
  • WpPart
    Частей 48
"من میتونم کاملت کنم لیام." "نمیخوام. چون اونم همینو میخواست ولی من نتونستم ازش محافظت کنم، اگر تو روهم از دست بدم..." "من خودم کسیم ک قراره از تو محافظت کنه." [Completed]