Z.L.L.H
102 قصة
Come As You Are [L.S] بقلم eyasmin
eyasmin
  • WpView
    مقروء 3,115
  • WpVote
    صوت 685
  • WpPart
    فصول 20
COMPLETED || EDITED UNI ROMANCE || - لویي استاد ادبیات توي دانشگاه آکسفورده و هري جدیدترین و مشتاق‌ترین شاگردشه. هر دوتاشون وسط یه داستان گیر افتادن؛ داستاني از عشق ممنوع، از دست دادن و شانس دوباره؛ داستاني که یکي از اونا داره لب مرز دل‌شکستگي پیش میره و اون یكي درست همون موقع پیداش میشه که بیشتر از همیشه بهش نیاز بوده. Word Count: 68,000 - 𝘼𝙡𝙡 𝙧𝙞𝙜𝙝𝙩𝙨 𝙗𝙚𝙡𝙤𝙣𝙜 𝙩𝙤 𝙩𝙝𝙚 𝙤𝙧𝙞𝙜𝙞𝙣𝙖𝙡 𝙖𝙪𝙩𝙝𝙤𝙧 𝙤𝙛 𝙩𝙝𝙞𝙨 𝙨𝙩𝙤𝙧𝙮, 𝙖𝙣𝙙 𝙄'𝙫𝙚 𝙩𝙧𝙖𝙣𝙨𝙡𝙖𝙩𝙚𝙙 𝙩𝙝𝙞𝙨 𝙗𝙤𝙤𝙠 𝙬𝙞𝙩𝙝 𝙩𝙝𝙚 𝙖𝙪𝙩𝙝𝙤𝙧'𝙨 𝙥𝙚𝙧𝙢𝙞𝙨𝙨𝙞𝙤𝙣.
princess(ziam) بقلم allex_a
allex_a
  • WpView
    مقروء 83,548
  • WpVote
    صوت 1,659
  • WpPart
    فصول 5
"تو فقط پرنسس منی، لیام" [Persian translation] Writer : @British-1D-Irish
junk✔ بقلم tinoriom
tinoriom
  • WpView
    مقروء 23,299
  • WpVote
    صوت 5,557
  • WpPart
    فصول 20
[COMPLETED] [rodger] [ziam] هردومون از یه کون اومدیم بیرون اما اون جواهره و من جانک.
wild teddy bear بقلم ziamfuckingreal
ziamfuckingreal
  • WpView
    مقروء 468
  • WpVote
    صوت 70
  • WpPart
    فصول 2
Wild teddy bear new edition (اگه خدا بخواد)
zayn im pregnant! [MPREG][z.m] [Completed] بقلم ziamfuckingreal
ziamfuckingreal
  • WpView
    مقروء 94,771
  • WpVote
    صوت 17,309
  • WpPart
    فصول 41
-Completed- زین با اخم به لیام و صورت گریونش نگاه کرد. خب باید بهش حق میدادیم! زین نمیدونست که با یکی از اون موجودات عجیب به فاک رفته که زمینیا فرشته صداش میکنن میخوابیده و از قضا اون موجود از مدلیشون بوده که خاصیت باروری داره!
+10 أكثر
School fuckers [Z.M] [L.S] بقلم queenrainberry
queenrainberry
  • WpView
    مقروء 28,057
  • WpVote
    صوت 4,783
  • WpPart
    فصول 23
صحبت نویسنده با خودش _میدونی چیه ؟ به نظرم اونا در هر صورت با هم رو به رو میشدن . +اما کلی "اگه" وجود داشت که باعث میشد هیچ وقت همو نبینن _اما همو دیدن ! پس به نظرم اگه چندین جهان موازی وجود داشته باشه ... ما داریم با داستان هامون اونو به این جهان نشون میدیم . شاید هر کدوم از ما یکی از اون جهان های موازی رو دیدیم و اومدیم تا برای بقیه تعریفش کنیم. +متوجهی که داری کصشر میگی ؟ _ولی من این دیدگاه رو دوست دارم . +توی همه ی جهان ها اونا همو میبینن و عاشق میشن... _دیدی قانعت کردم ؟ +آره و that's the calamity... Smut🔞 Zayn top⬆️ Louis top⬆️ Larry Ziam Shiall diley
+8 أكثر
POETLESS CITY | شهـرِ بـی‌شاعـر بقلم BlueGreenChild
BlueGreenChild
  • WpView
    مقروء 90,704
  • WpVote
    صوت 24,094
  • WpPart
    فصول 47
[کامل شده] [زیام] به اندازه‌ی شعرهایی که برای تو نگفته‌ام و بلد نبوده‌ام که بگویم و به اندازه‌ی شعرهایی که شاعرانِ دیگرت برای تو سروده‌اند، هنوز هم برای ستایشَت حرف‌های نگفته دارم.
Not Again? (L.S) بقلم fatestylinson
fatestylinson
  • WpView
    مقروء 45,456
  • WpVote
    صوت 8,266
  • WpPart
    فصول 31
هری به سمت لویی میره و دستهاش رو روی پهلوهای لویی میذاره. آرزو داشت میتونست لویی رو با نوک انگشتهاش بسوزونه همونجور که لویی با وجودش اونو میسوزوند. "دوباره نه،" هری وقتی تیشرت لویی رو بالا میده، تکرار میکنه. دستهای لویی بالا میاد وقتی که هری تیشرت رو از سرش رد میکنه، و بی‌توجه به سمت تخت لویی میندازتش. "من دوباره با تو نمیخوابم،" هری زمزمه میکنه. "حتما،" لویی میگه، لبهاش به گردن هری میچسبه که باعث میشه سرش رو کج کنه. "اگر تاثیری داره همینجور حرفت رو تکرار کن." هری ناخن‌هاش رو روی کمر لویی میکشه. "دوباره نه،" ناله میکنه. "این- این بار آخره." .یا. وقتی هری استایلز و لویی تاملینسون هم‌اتاقی هستند. اونا از همدیگه متنفرن. حداقل این چیزیه که خودشون فکر میکنن. Persian Translation The original story belongs to @aditistylinson
little Devil بقلم risa80
risa80
  • WpView
    مقروء 93,863
  • WpVote
    صوت 16,875
  • WpPart
    فصول 70
لیام پین دو سالی هست که متاهله اما متاسفانه قدرت باروری نداره راه حل چیه ؟ بانک اسپرم لیام و همسرش به توافق میرسن که ازبانک اسپرم کمک بگیرن و چه اتفاقی میفته که اهدا کننده اسپرم ، زین مالیک باشه ؟!