reading
62 historias
Hate Me Master, Hug Me Master  por a4w4_fiction
a4w4_fiction
  • WpView
    LECTURAS 12,856
  • WpVote
    Votos 2,606
  • WpPart
    Partes 18
سهون، به تازگی شغل جدیدی به عنوان راننده‌ی شخصی پیدا کرده بود‌. کافی بود هر روز بشینه توی اون آموزشگاه و به رییس آروم و زیباش خیره بشه که چطور بوم‌های سفید رو رنگ میزنه. و بعد هم هرشب برسونتش خونه و محو شدنش پشت درهارو تماشا کنه. آسون، تکراری و آروم به نظر میاد نه؟ اما... رییس جوونش رازهایی داشت. شاید شب‌های اون پسر، چیزی متفاوت با روزهاش بود! و شاید وظایف سهون میتونست چیزی فراتر از رانندگی باشه. این‌بار، میتونست قلم رو به دست بگیره و خودش نقاش باشه. و بومش؟ بدن بی نقص لوهان. ♠️♦️♠️♦️♠️♦️♠️♦️♠️♦️ Name: HMHM Genre: romance, angst Couples: HunHan, ChanBaek, yoonmin, secret
Please Don't Eat Me [Ziam Mayne Version - Completed] por lZaynMalikl
lZaynMalikl
  • WpView
    LECTURAS 10,492
  • WpVote
    Votos 1,867
  • WpPart
    Partes 7
موش کوچولو فکر می‌کرد مار شیطانی همسایه بالاخره می‌خورتش و شب و روزش از ترس یکی شده بود. آخر سر هم یه لقمه‌ی چپش کرد ولی نه اون مدلی که فکرش رو می‌کرد. مترجم: -Liammalik-
(Webtoon) 🐺Wolf in the house🐺 por trubel_webtoon
trubel_webtoon
  • WpView
    LECTURAS 29,294
  • WpVote
    Votos 5,838
  • WpPart
    Partes 126
1 in #lgbt among 1.5k ⛔️ بوک قبلی با13کا ووت و 25کا بازدید حذف شد. دوباره اپ میشه. لطفا حمایت کنین. ممنون ⛔️ look alike: ChanBaek (exo)/TaeGi (BTS) 🔹name: Wolf in the house🐺 🔸Genre: Yaoi, Romance, Comedy, Supernatural (Werewolf) , +17 season2: + Action, Drama 🔹official Rating: 9.6/10 🔸translator: Trubel . بعد از تموم کردن یه رابطه ی ده ساله، مینسوک تصمیم میگیره که به نشونه ی شروع کردن زندگی جدید و سینگل شدنش، از یک سگ هاسکی سیبرین به اسم "بکسان" نگهداری کنه. ولی چی میشه اگه شب برگرده خونه و ببینه به جای سگش، یه پسر غربی چشم آبی با موهای یخی، برهنه روی صندلی نشسته و قلاده ی بکسان رو دور گردنش داره؟ ✨ بسیار پیشنهادی! البته چون استایل آرتش متفاوته ممکنه اولش براتون جذاب نباشه. اما مطمئنم بعدش مثل باقی ریدرهاش (و من!)، عاشقش میشید! . 🐺 تیزر فصل دوم (دارای اسپویل) بکسان و مینسوک که با زوج جدید، هات و مرموز داستان دوستی قوی ای ساختن، ناخواسته وارد اتفاقات تاریک زندگی اونها میشن. خنده و کمدی داستان قوی تر از همیشه پابرجاست. اما همه چی جدی تر از قبل جلو میره و داستانی شروع میشه که سرنوشت اون ها رو از کشوری که توش هستن فراتر میبره و این دو زوج رو راهیِ یه سفر برای نجات جونشون میکنه! البته با وجود بکسان حتی چنین سفری هم میتونه خنده به لب هاتون بیاره! start: 29.4.1400
📸 Model: Tit for Tat! 📸 [edited version] por the_trubel
the_trubel
  • WpView
    LECTURAS 845
  • WpVote
    Votos 161
  • WpPart
    Partes 3
⚠️ این بوک کاملا ادیت شده و تغییرات داشته. اگه قبلا خونده بودینش، میتونین دوباره بخونین و خوشحال میشم نظرتون رو درمورد تغییراتش بدونم! 🍻 بکهیون یه مدل تازه کاره. به پسرا علاقه داره و تاپه؛ حداقل تا قبل از قدم گذاشتن توی اون کمپانیِ لعنتی و دیدن فرشته ی عذابش، پارک چانیول! پارک چانیولی که مثل یک خط کش استریته! . 🐜 بکهیون نمیتونه تبدیل به دختر بشه و چانیول هم با قد دومتری و اون بازوهای گاز گرفتنیش اصلا استانداردهای بک رو برای باتم بودن نداره! سرنوشت چطور قراره زندگی دو نفر که هیچ علاقه ای به هم ندارن رو توی هم گره بزنه؟ . "درست میگی...باید بهتر هم رو بشناسیم..." " و من میخوام اینکار رو با شناختن تک تک جزئیات بدنت شروع کنم پارک چانیول " . چانبکه! بکیول نیست ⚠️ . 📷 اسم فیکشن : Model-Tit for Tat! 🍸 کاپل : چانبک 🌈 📷 ژانر : رمنس، فلاف، کمدی 🍸 محدودیت سنی : +17 📷 نویسنده : ترابل (Trubel) 🍸 وضعیت: در حال آپ . 🎭 [tel: @trulein] 🌈 [daily channel: @the_trubel] . 🔹start: 18/04/1400 🔹finish: 𝓗𝓲𝓰𝓱𝓮𝓼𝓽 𝓡𝓪𝓷𝓴𝓲𝓷𝓰𝓼:
4:48 [Ziam Mayne Version - Completed] por lZaynMalikl
lZaynMalikl
  • WpView
    LECTURAS 4,197
  • WpVote
    Votos 1,099
  • WpPart
    Partes 9
هی، هیچی نگو. نترس، ساعت '4:48 صبحه، از لحاظ روانشناسی این ساعت، ساعت مرگه. اما تو الان نمی‌میری. مرگت 12 ساعت دیگه است. اسم من زیروعه. اومدم که نذارم بمیری. -Hello I'm Zero. مترجم : Liammalik- & lZaynMalikl-
Completed books !  por saramatin
saramatin
  • WpView
    LECTURAS 444,115
  • WpVote
    Votos 19,535
  • WpPart
    Partes 157
خيليا تا وقتي فن فيك كامل نشه نميخوننش نميدونم اين چقدر به دردتون ميخوره اينجا پيج و اسم فن فيك های لری كه پابليش شدن رو ميگيم 🌟⚠️🌟: خب اینجا خیلی از فن فیکشن هارو گذاشتم که برای سه چهار سال پیش ان! طبیعیه خیلی ازینا پاک شده باشن یا آیدی هاشون رو عوض کرده باشن. به هرحال پیداشون نمیکنید ؛ پیشنهادم اینه که از آخرین قسمت که گذاشتم شروع کنید که فف ها جدیدترن و امکان اینکه پیداشون نکنید خیلی کمه @nmsh_larry ممنون برای زحمتِ آپ کردن این بوک💚💙 ممنون برای کاور صــــــــــبو 💚🍏🍭🍬 @iwontbetheone
⌝ داستان های یک ریدر و فنفیک (: ⌞ por ovismoon
ovismoon
  • WpView
    LECTURAS 80,138
  • WpVote
    Votos 18,671
  • WpPart
    Partes 93
↰ آیا شما هم یک ریدر هستید ؟ ⇝ ↰ ایا شما هم فنفیک می خوانید ؟ ⇝ ↰ ایا شما هم شیپ می کنید ؟ ⇝ ↰ آیا از انواع مشکلات رایتر های عزیز رنج می برید ؟ ⇝ .... خود را با ما به اشتراک بگذارید . ✎﹏
°°°LOUIMON°°° por Fanfic_eater
Fanfic_eater
  • WpView
    LECTURAS 6,547
  • WpVote
    Votos 1,070
  • WpPart
    Partes 14
عه وری متفاوت استوری ،عه پیور لجندری لاو بیت وین عن عیگل ‌(ای کی ای سایمون) و عه کبوتر (ای کی ای لویی) . 🕊️💛💙🦅 Warnings ⚠️: chendesh content. Don't fall in love with simon, he's taken .
Shsh!  por Nrgs_A
Nrgs_A
  • WpView
    LECTURAS 56,424
  • WpVote
    Votos 7,421
  • WpPart
    Partes 48
هری فهمید اگر میخواد زنده بمونه باید بین لبای زین نفس بکشه! شکار معصومیت یک پرنس زیبا واقعا ستودنی بود! دست زین پایین رفت و هری لبشو محکم گاز گرفت ؛ کمربند اون حوله ی مزاحم رو از جاش کند.. دست مرد لای رونش حرکت کرد. حس میکرد ملافه های زیرش الانه که آتیش بگیرن! طولی نکشید که وجود ناگهانی زین رو تو خودش حس کرد! چنگ دردناکی به ملافه ها زد و پایین تنش از درد کمی بالا اومد! برای اینکه وارد پسر شه عمیق تر فشار اورد و جیغ هری ندا از موفق شدنش رو داد! لذتی اشتباهانه از پلکای خیسش تا بند بند انگشتاش رو به سر رفتن بود! قرار بود بعد از این چی بشه؟ صدای سرد مرد به پوست صافش شلاق زد " با طلوع آفتاب ویلا رو ترک میکنی! " نه...نه اون نمیتونست انقدر بی رحم باشه...
Mirror (Zouis) por hanaghorbani
hanaghorbani
  • WpView
    LECTURAS 4,423
  • WpVote
    Votos 1,227
  • WpPart
    Partes 12
「Completed」 نمیدونست چرا باید بخاطر نبود دست زین روی پهلوش احساس آزردگی کنه؛ انگار دست زین سفیدچاله‌ای بود که حس خوب از خودش ساطع میکرد و سیاهچاله روی پهلو لویی اون‌ها رو می‌بلعید. (باید ادیت بشه اما بخاطر کامنت‌هایی که روی پاراگراف‌ها باقی موندن دلم نمیاد به چیزی دست بزنم که اون کامنت‌ها بپره پس بخاطر اشتباهات نگارشی و قسمت‌هایی که می‌تونست بهتر جمله‌بندی بشه، عذر می‌خوام.)