شارلوتا مککنزی دختریه که ساله چهارمشو توی مدرسه ی جادوگریه هاگوارتز میگذرونه.
دختری که تنهاست،هیچ دوستی نداره و دختره محبوبی نیست.............!
اما یک ساله جدید چیزای جدیدی همراهه خودش میاره که کنار اومدن باهاشون اصلا آسون نیست
اتفاقات جدید،مشکلاته جدید،آدم های قدیمی با رفتار های جدید!!!
همه ی این چیزای جدید یه ماجرایه پر فرازو نشیبو واسه ی اون میسازه........
-هی!اگه میخواین درمورد خاطرات زندگیِ شجاعانه من بدونین،این داستانارو بخونین!
-وات د هل پانمدی؟!چرا فکر کردی با وجود جذابیت من اونا باید به خاطر تو داستانو بخونن؟
-خوبه لیلی اینجا نیست وگرنه یه بلایی سرت میومد جیمز!
-ممنونم ریموس که خبر دادی بیام...بزار ببینم چی میگفتین....جیمز!!!بیا اینجا ببینم!!!پیتر!جیمز کجا رفت؟
-آمممم......اگه میخوای بدونی کجا رفته باید این داستانارو بخونی....
-....-_-
لولا دخترى جادوگر، كه از پدرى فشفشه و مادرى جادوگر است.زمانى كه نامه ى هاگوارتز براى او ميايد زندگى اش متحول ميشود و در انجا او با جيمز پاتر اشنا ميشود اما نمي داند كه چه دردسر هايي پيش رو دارد.
در سرزمین نورمور
گونههای مختلفی، زندگی میکردن
شکل ظاهریشون درست مثل انسانها بود، در میان انها زندگی میکردند ولی تفاوت فاحشی باهم داشتن
عدهی کمی بودند که واقعاً انسان باشند! 🧙🏻♂️
.
.
.
Couple: VKook
[Nevermore]
ژانر: تخیلی، سوپرنچرال، اسمات، درام
کاپل: ویکوک، کمی نامجین
آنترس دختر رز ویزلی و اسکورپیوس مالفوی است. این داستان به سال اول او و برادر دوقلویش در هاگوارتز می پردازد که چندان آسان نخواهد بود وقتی نابغه و مظنون به قتل باشی.
آیا آنترس می تواند از برادرش محافظت کند؟ چه کسی آنها را وارد ماجرا کرده است؟
در داستان بخوانید...