you shoud read them
30 cerita
OFFSIDE {lilo} {Completed} oleh zahra_284
zahra_284
  • WpView
    Membaca 9,794
  • WpVote
    Vote 1,958
  • WpPart
    Bab 22
-پین؟ آره خب اون درست یه درد تو‌ کون نروعه عوضیه! بوک لایلو/لیلو میباشد. اگه وارد این جا میشین فقط باید بلیور باشید! ما هیچ لری و زیامی نمیشناسیم😔🔪 لیلو ریله :) ❤💙
Hell's God oleh ghoorbeh
ghoorbeh
  • WpView
    Membaca 3,743
  • WpVote
    Vote 955
  • WpPart
    Bab 21
در آخر لیام می‌دانست باید در رستاخیز به خالق جوابگو باشد اما تا آن روز میخواست در کنار زین به عنوان یک انسان زندگی کند ... Zayn top
COMMON oleh ziampalikboy
ziampalikboy
  • WpView
    Membaca 24,057
  • WpVote
    Vote 3,331
  • WpPart
    Bab 21
اولین بار اونو ...
Hold me in your eyes[Z.M_L.S]~By The Hell{completed} oleh ziam_mayne_child
ziam_mayne_child
  • WpView
    Membaca 3,957
  • WpVote
    Vote 501
  • WpPart
    Bab 10
_میدونی زین؟ هیچ وقت همه باهم شاد نیستن . همیشه اشک همراه لبخند تو دنیاست. وقتی یکی میمیره یکی دیگه دنیا میاد .ولی عشق ... خوشحالی میاره . وقتی دیدمت فهمیدم یکی تو دنیا خوشحاله ... فهمیدم خودم شادم .
Phantom|Ziam|..COMPLETED.. oleh PurPlescorPioo
PurPlescorPioo
  • WpView
    Membaca 58,404
  • WpVote
    Vote 12,824
  • WpPart
    Bab 44
°•°یه جایی دور از این خونه،این شهر،این آدم ها،دنیای دیگه‌ای وجود داره.دنیایی که شب،روز رو ملاقات میکنه و خورشید،دلباخته‌ی ماه میشه°•° Cover by: @deborah_me
^^LeMOn CAndy^^ oleh Don_Mute
Don_Mute
  • WpView
    Membaca 23,026
  • WpVote
    Vote 5,423
  • WpPart
    Bab 16
^^Ziam Mayne Cute Short Story^^ جایی که لیام یه پاستیل خور حرفه اییه و زین براش پاستیل می خره تا راضی بشه باهاش حرف بزنه... ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^ #1_fanfiction #1_Ziam
Bang Bang [ziam] oleh pastill_mama
pastill_mama
  • WpView
    Membaca 2,183
  • WpVote
    Vote 345
  • WpPart
    Bab 6
[completed] این یه قصه عاشقانه نیست عشق خیلی وقته نابود شده درست وقتی که لبخندا و حرفای عاشقانت بوی دروغ گرفتن! ___ ziam fiction Zayn top. Short story
My weakness {Z.M}  oleh zahra_284
zahra_284
  • WpView
    Membaca 54,290
  • WpVote
    Vote 6,370
  • WpPart
    Bab 46
-کاش میشد ازت بگذرم! +نمیتونی...نمیتونم! -چرا؟ +چون ما نقطه ضعف همیم! . . . ....ولی تو نقطه قوت منم هستی! Ziam💛❤
+13 lagi
heartlight oleh loual28
loual28
  • WpView
    Membaca 20,532
  • WpVote
    Vote 4,944
  • WpPart
    Bab 24
[completed] 'من نمیخوام این اعتیاد مرگبار رو ترک کنم... من نمیخوام خودم رو از گرداب عمیق اسرار تیره‌ام بالا بکشم؛ اما تو مخدر خماری و مسکن درد‌هام باش تو گرمای استخون‌های یخ زده‌ام باش تو نور قلب تاریکم باش... '