میگن بیمارهای روانی حد و مرز چیزیو تشخیص نمیدن
و مرز بین عشقوتنفر فقط یه خط باریکه!
-------------------------------
+ دوستم نداری؟
از اولشم نداشتی نه؟
پس چرا باهام ازدواج کردی؟
داری انتقام چیو ازم میگیری؟
-------------------------------
توجه!
بخش هایی از داستان حاوی سلف هارم میباشد.
کاپل: ویکوک، یونمین
ژانر: انگست، روانشناسی، رومنس، +18❌
[ورژن چانبک این فیک در چنل KarmanOffical به آپ رسیده.]
مقدمه:
ریوجین دختری خشک و مغروره که همه ازش حساب میبرن ازش میترسن چون اون یه اربابه...
اون یه برده داره به اسم جونگ کوک
یه شب یه اتفاقی میوفته که همه چی از این رو به اون رو میشه•__•
کاپل:
نامعلوم:))
ژانر:
اسمات،عاشقانه،کلکل،کمی طنز،
مقدمه:
چه اتفاقی برای قلبت میافته وقتی بفهمی پدر و مادرت تورو نمیخان از تو بدشون میاد و برای منفعت خودشون دارن تورو به یه بار میفروشن؟
درسته روحت میشکنه
حالا فکر کنید این اتفاق برای تهیونگ داستان ما افتاده
لی:ببرینش
تهیونگ:چ...چی؟؟...نه خواهش میکنم توروخدا بابا هر کاری بگی واست میکنم مامان برات کلفتی میکنم نزارین ببرنم
پدرش نزدیکش میشه و چونشو توی دستش فشار میده:فکر کردی کسی که خودش تورو فرستاده برت میگردونه...جنس خریده شده پس گرفته نمیشود
.
.
.
یک ماه بعد
جیمین:نشد...پیدا نشد...خسته شدم...دیگه نمیکشم یون
.
.
جانگکوک:اینجا چه خبرهههههه؟
با داد گفت و به دختر و پسری که در حال بوسیدن هم بودن نگاه کرد
نارو:اقای جئون خواهش میکنم توضیح میدم بهتون
جانگکوک:صد دفعه من به شماهای کوفتی گفتم این کارای کوفتی تر از خودتونو توی شرکت من انجام ندید گفتم یا نگفتم؟
نارو:گفتید قربان گفتید
ژانر:اسمات_انگست_ارباب برده ای_امپرگ_کمی کمدی (خیلی کم شاید در حد فقط یه سه چهار خط حرف)
وضعیت:در حال اپ
روز های اپ:هر موقع نویسنده گشادیشو کنار بزاره و به مغزش فشار بیاره
و از اونجایی که گشاده خیلی زیاد شما باید به بزرگی خودتون ببخشیدش
امیدوارم خوشتون بیاد حمایتش کنید فیکشن من رو و اسمش رو برای دوستا و هر کسی که دوست دارید بدید تا اون ها
( Completed )
«جایگزین»
_ من مجبور بودم ...مجبور بودم اون خودکار لعنتی رو بین انگشتهام بگیرم و اون سند ازدواج رو امضا کنم ...
من مجبور بودم که برای تک تک لحظه هایی که کنارت بودم بترسم ...
حتی همین الان هم مجبورم ...
مجبورم روبروت بشینم و تو چشمهات که عاشقانه به من نگاه میکنه و لبخندت که رو لبهای خطی و ارومت میشینه و دستت که دستمو محکم فشار میده رو ببینم و بدونم هیچکدوم از اینا متعلق به من نیستن ..
من درست شبیه یه گل فراموشم نکن کنار یه جاده وسط زندگی تو دارم به خودم میلرزم ...
میترسم بدون اینکه من رو ببینی از روم رد بشی ...
میترسم فراموشم کنی ...
من از اینکه تو فراموشم کنی میترسم جونگکوک ...
________________________
•. #REPLACE💍⃤ ️
↳Genre↬Romance_ Mystery_smut +18
↳Couple↬ kookv .Yoonmin