zi_zl1993's Reading List
150 قصة
𝗗𝗲𝘀𝘂𝗹𝘁𝗼𝗿𝘆 بقلم vk_dusk
vk_dusk
  • WpView
    مقروء 50,315
  • WpVote
    صوت 4,205
  • WpPart
    فصول 20
• خـلاصـه: درست موقعی که با خودمون زمزمه می‌کنیم "دیگه از این بدتر نمی‌شه" صدای خنده‌ی تمسخرآمیز سرنوشت توی گوش‌هامون زنگ می‌زنه. حالا جونگ‌کوک هم توی اون موقعیت قرار داشت. یک شبه از دیوار بلند حقیقت به پایین پرت شد و اجباراً روی صندلی ریاستی که هنوز میزبان لکه‌های خون پدرش بود، نشست. حالا باید اون امپراطوری بزرگ رو اداره می‌کرد و به گرگ‌های زخمی و عصبانی مقابلش آرامش می‌بخشید؛ اما می‌تونست؟ می‌تونست با افراد پدرش که به‌خاطر گونه‌ی خاصش میون گرگ‌ها، مخالف امپراطوریش بودن و نقشه‌ی قتلش رو می‌چیدن، مبارزه کنه و همچنان روی صندلی ریاست بشینه؟! • بـرشی از داسـتان: - تو تبدیل می‌شی به عروسک خیمه‌شب‌بازیِ من و میون انگشت‌هام به حرکت درمیای. کاری رو می‌کنی که من می‌خوام، چیزی رو به زبون میاری که من می‌گم. حتی اجازه‌ی نفس‌ کشیدنت باید از بین لب‌های من صادر بشه. - و تو؟ تبدیل می‌شی به کسی که توسط یه عروسک خیمه‌شب‌بازی کنترل می‌شه. ⋄ 𝐍𝐚𝐦𝐞: Desultory ⋄ 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: KookV / VKook (Vers) ⋄ 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: Omegaverse, Crime, Smut, Harsh ⋄ 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: Silvana
VENATOR|VKOOK بقلم Avaasavelia98
Avaasavelia98
  • WpView
    مقروء 20,478
  • WpVote
    صوت 1,247
  • WpPart
    فصول 28
𒆜• 𝑽𝑬𝑵𝑨𝑻𝑶𝑹 ➴ دام افـکـن •𒆜 🃁 کاپل↫ ویکوک 🃜 ژانر↫ جنایی، معمایی، دلهره آور، عاشقانه، اسمات 🃖 روزهای آپ ↫پنجشنبه ها ( ساعت 21:00) 🃚 نویسنده↫ 𝑨𝒗𝒂𝒂𝒔𝒂𝒂 ╭━━━━━━━━∙⋆⋅⋆∙━━━━━━━━╮ خلاصه: توی دنیای تاریک و بی رحمی که قانونِ جنگل حکم فرماست؛ شنیدن اسم " شکارچی اعظم" کافیه که لرز به تن انسان نماها بیوفته. صیادی که برای دست نیافتنی ترین آدم ها دام پهن می کنه و خطرناکترین انسان ها رو به بند می کشه. کیم تهیونگ، مثل یه سایه توی تاریکی ها پنهان شده و فقط وقتی بیرون میاد که بخواد شکارش روبه چنگ بگیره. اما چی میشه اگه یه شب، یه پرونده ی سرخ ، از یه شکار جدید ،سرنوشت شکارچی شب چشم رو تغییر بده؟ شکاری که جنس قهوه ای چشم هاش، شبیه به شکارهای قبل نیست... شکار سپیدپوشی که قراره به جنگ صیاد سایه زاد بره ... ╰━━━━━━━━∙⋆⋅⋆∙━━━━━━━━╯ ╔════════════════════╗ برشی از داستان: _ دیدن یه شکارچیِ مجنون منظره ایه که به هیچ وجه از دستش نمیدم! _ به جنون کشیدن یه شکارچی عاقبت خوبی نداره پزشک جئون! _ "از حقیقت نمیشه فرار کرد شکارچی، لب هات "بوسه خواهه! _ "و لب های تو "بوسه فریب! ╚════════════════════╝
melody fo us بقلم paeeiztaekook
paeeiztaekook
  • WpView
    مقروء 32,740
  • WpVote
    صوت 2,593
  • WpPart
    فصول 44
باورش نمیشد که گوشاش داره چی میشنوه. دلش میخواست واقعا خواب بود ولی نه... حقیقت داشت.... وجود نرم و نازک کسی که تصور میکرد جز آسیب زدن به احساسات دیگران کاری بلد نیست سالها پیش لگد مال هوسرانی شده بود و اون فقط تصور میکرد که تنها لوزر این داستانه... قلبش طوری له شده بود که انگار ده ها راس اسب تازی روی قلبش تاخته بودن.... چجوری باید وانمود میکرد خوابه وقتی بغض لعنتی داشت خرخره شو میجوید؟ دیگه چیزی نشنید فقط سرشو به جهت مخالف تهیونگ برگردوند و اجازه داد اشک چموش خجالت از گوشه ی چشمش بغلطه... نفسش بالا نمیومد... جونگکوک تو کجا بودی چه غلطی داشتی میکردی وقتی دنبال قلب عاشقت میدویدی و نمیفهمیدی..... کسی که عاشقشی بدنش پر از زخمه و با هر لمست درد تا مغز استخون حافظه ی تاریکش نفوذ میکنه.... ☆Coupel:vkook/yoonmin/secret ☆Ganre:drama,angest,criminal,Psychological Drama،smut ☆writer:paeeiz
𝐘𝐨𝐮 𝐒𝐦𝐞𝐥𝐥 𝐋𝐢𝐤𝐞 𝐒𝐩𝐫𝐢𝐧𝐠  بقلم taekookwatttpad
taekookwatttpad
  • WpView
    مقروء 103,040
  • WpVote
    صوت 11,637
  • WpPart
    فصول 32
❀ تو بوی بهار میدی ❀ 💢فول شده💢 کاپل = تهکوک/ نامجین/سپ ژانر =امگاورس،فلاف، کمدی،اسمات،روزمره نویسنده=نیلماه ✨️داستان از اونجایی شروع میشه که جونگکوک مغازه ی گل فروشی خودش و باز می‌کنه و برگه ی جدیدی توی دفتر زندگیش ورق میخوره +اما این خیلی بیشتر از پنجاه هزاروونه تهیونگ چشمای خمارش از لبخندی که زد خط شد و سرشو اروم تکون داد و گفت ~ نفرمایید شما با اینکه تایم کاریتون تموم شده بود بخاطر درخواست من با وجود خستگیتون ایستادین و برای من دسته گل درست کردین قابلتون هم نداره جونگکوک از جنتلمن بودن مرد حیرت زده شده بود و ته دلش قیلی ویلی میرفت تو دلش آروم گفت کوفت جفتت شی به حق الهه ی ماه چقدر خاصی آخه مرد ❗️این فیکشن کاملا روزمره است و ساده خیلی دراما نداره و صرفا برای حال خوب کردن شما چنل= @taekookwattpad2025
𝐎𝐧𝐞 % ᵛᵏᵒᵒᵏ/ᵏᵒᵒᵏᵛ بقلم AlHphBA
AlHphBA
  • WpView
    مقروء 52,747
  • WpVote
    صوت 5,283
  • WpPart
    فصول 46
[Completed] یک بیمارستان، یک روز، چند ساعت اختلاف، دو تخت دورتر، تو، کیم تهیونگ، من، جئون جونگ‌کوک، دوتا 'یک درصد'. مثل هم و در عین حال متفاوت؛ 'ما' از اونجا آغاز شد. «-اون جونگ‌کوکه. کسی که از شونزده‌سالگی توی ارتش بوده و به آسونی توی دام نمیفته.» «-و من فرمانده‌شم، کسی که دستوراتش رو اجرا می‌کنه و البته... بهتر از هرکس دیگه‌ای جزئیاتش رو حفظه.» • Name: One Percent 🕷 ・Genre: Angst, Violence, Action, Criminal, Smut, Romance ・Couple﹕KOOKV/VKOOK
Desiree | Vkook | Completed بقلم V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    مقروء 1,790,477
  • WpVote
    صوت 131,534
  • WpPart
    فصول 44
خلاصه: دهه ی نود میلادی. بوی قهوه ی تلخ و کلاه های کج فرانسوی. پوستر تئاتر های شکسپیر در همه جای شهر. و پسری که توی اتاق واحدش در ساختمان هبیتیت مارسی نشسته و به عاشق بودن فکر میکنه... عشق به شوهر خواهرش که نوزده سال از خودش بزرگتره... آیا تهیونگ هم میتونست دل به عشق برادر زنش بده؟ کسی که از مارسی تا سئول رو طی کرده بود تا قلب شکست خورده اش رو ترمیم کنه... .................. _ تو گنج منی...نقطه ی ضعف منی...بهونه ی من...دلیل جنونم...دلیل خشمم...خوب خودت و ببین...تو اگه مال من باشی کارت زاره...دیوونت میکنم، چشم هرکسی که نگاهت کنه رو از کاسه در میارم، دست هرکسی که بخواد بهت بخوره رو قلم میکنم، نفس هرکسی که به پوستت بخوره رو میبرم... اینارو میگم چون خودم و میشناسم، چون تو نیمه ی پنهان منی...چون تو رو سخت به دست میارم ولی اگه به دست بیارم...دیگه راه برگشتی نداری...از یه جا به بعد مال منی...و هرکسی که بخواد تورو از من بگیره باید اول از کلتم اجازه بگیره... Desiree Wr: quake Main couple: Vkook Genre: Dram, Angst, Romance, Smut
𝐃𝐚𝐧𝐜𝐞 𝐨𝐟 𝐀𝐬𝐡 𝐚𝐧𝐝 𝐅𝐥𝐚𝐦𝐞 بقلم xatalysxfic
xatalysxfic
  • WpView
    مقروء 17,847
  • WpVote
    صوت 1,931
  • WpPart
    فصول 19
Vkook Couple :vkook,namjin,yoonmin Genre:Mafia , Action , Omegaverse , Romance ,Smut Writer: Atalis Instagram: xatalysx زمان اپ: دوشنبه ها و جمعه ها ___________________________________________ کیم تهیونگ ملقب به v و جئون جونگکوک ملقب به jk به اجبار با یک‌دیگر همکاری میکنند برای از بین بردن یک دشمن مشترک ولی چی میشه اگر خود کیم و جئون دشمن یکدیگر باشند و گذشته ای دردناک میان آن دو وجود داشته باشد که خبر از دلی شکسته میدهد. ___________________________________________ -مارکم هنوز رو گردنته، جونگ‌کوک. این یعنی هنوزم مال منی، هرچقدر هم بخوای انکار کنی. -اون مارک فقط یه سوغاته، نه سند مالکیت. و تو؟ یه اشتباه گرون‌قیمت بودی.
The fifth sense بقلم EUGENIEandDANIYAR403
EUGENIEandDANIYAR403
  • WpView
    مقروء 296,871
  • WpVote
    صوت 31,347
  • WpPart
    فصول 66
وضعیت: پایان یافته❤️ ⚫️کیم تهیونگ آلفای خون خالص و ۳۶ ساله پدری مجرده که یه پسر داره... تهیونگ روانشناس معروفی بوده، البته تا قبل از این که یکی از مریض هاش به بدترین شکل ممکن خودکشی کنه و تهیونگ برای همیشه دست از این کار بکشه... ⚫️جئون جونگکوک امگای ۲۱ ساله ای که بعد از تجاوز برادرش در حضور مادر ناتنیش تصمیم به خودکشی میگیره، اما نجات پیدا میکنه و حالا نیاز به یک روانشناس داره... و آیا تهیونگ این پرونده جدید رو قبول میکنه؟ به قلم: Daniyar& Eugenie #امگاورس 🐺 #عاشقانه❤️ #روانشناختی🧩 #تهکوک💜 #اسمات🔞 #ددی‌کینک🗿
METANOIA بقلم feloriyaa
feloriyaa
  • WpView
    مقروء 36,037
  • WpVote
    صوت 3,233
  • WpPart
    فصول 31
تهیونگ هرگز فکر نمی‌کرد که بوسیدن لب های همجنس خودش همون چیزی بود که نياز داشت و از خودش دریغ کرده بود! جونگکوک اما خورشیدی بود که بی منت به شکوفه آفتابگردان پنهان در قلب پسر تابید. - - - - این وحشتناکه من نمیخواستم عجیب باشم نمیخواستم گی باشم! - ولی عشق وحشتناک نیست؛ شبیه لمس کردن گلبرگ های گل آفتابگردونه. 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲 : romance | school life | full smut | little comedy 𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲 : kookv 𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲𝗿 : Feloriya
Sunken (Ziam) بقلم Setareeh181
Setareeh181
  • WpView
    مقروء 9,366
  • WpVote
    صوت 2,124
  • WpPart
    فصول 40
تا حالا به این فکر کردید که شما تو چه چیزی غرق شدید؟ تو عشق؟ تو تنهایی؟ تو پول؟ تو تاریکی؟ تو شهرت؟ شاید هر کدوم از شما تو یکی از این ها غرق شده باشید... اما من... تو اکثر این ها غرق شدم... وقتی تو تاریک ترین روز های زندگیم بودم... وقتی همه امیدم رو برای زنده موندن و زندگی کردن از دست داده بودم... وقتی اصلا انتظارش رو نداشتم... جوری تو عشق غرق شدم که نه خودم و نه هیچکس دیگه ای نمی‌تونست نجاتم بده... این داستان داستان منه... پسری که تو اوج بدبختی و ناامیدی با غرق شدن تو عشق نجات پیدا کرد...‌ And they're so sunken in love